خلاصه رمان دلی که کرده هوایت
روایت دختری است که دل میسپارد به نگاه پرتمنای مردی که راه و رسم دلبری را خوب میداند. دل میدهد و عاشقانه قدم در مسیری مهآلود و پر فراز و نشیب میگذارد. عشق اگرچه در ابتدا برایش شیرین است، اما وقتی در عوض عشق و مهرش فریب و بیمهری میبیند، زخمی عمیق بر قلبش نقش میبندد، زخمی که تا ابد درد دارد و میسوزاند و مسیر زندگیاش را تغییر میدهد....دلی که کرده هوایت روایت عشق و دلدادگی و زندگیست...پر از لحظههای ناب و اتفاقاتی غیرمنتظره و پر از هیجان،❤️
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دلی که کرده هوایت - پارت 196
فصل آخر قسمت پایانی دلی که کرده هوایت، تقدیم به نگاه پر مهرتون، امید که خوش به دلتان نشسته باشد. **** آزاده دست دراز کرد و چشمان بی.فروغ پوران را بست. عکس سیاه و سفید لب پنجره با وزش باد تکان خورد، آزاده خیره شد به عکس و با صدایی گرفته لب زد: ــ بالاخره رهاش کردی بعد این همه سال. بالاخره قصه عشق...
بروزرسانی در : ۳۶ روز پیش
-
رمان دلی که کرده هوایت - پارت 195
پوران سر تکان داد تا خاطرات و هجوم افکار درهم را از ذهنش دور کند. بعد دوباره سرش را به چهارچوب پنجره تکیه داد و خیره شد به باغی که در سیاهی شب فرو رفته بود، عجیب بود که حتی صدای همیشگی جیرجیرک ها هم شنیده نمی شد و سکوت و سکون باغ، وهم آور و مرموز بود، دستش را به آرامی لبه پنجره کشید و لبخند زد، ا...
بروزرسانی در : ۴۸ روز پیش
-
رمان دلی که کرده هوایت - پارت 194
آزاده غرق در افکاری بود که تپش قلبش را تند کرده بود. پوران همراه با صدای گوگوش سر تکان می داد و لبخندی پر حسرت روی لبش بود. گوگوش می خواند و مرغ خیال آزاده پر کشیده بود بر بام دل بی معرفت سروش. ــ آزاده؟! آزاده با تکان دست پوران، گیج نگاهش کرد. پوران سر تکان داد و پرسید: ــ کجایی دختر؟ آزاده دست...
بروزرسانی در : ۵۳ روز پیش
-
رمان دلی که کرده هوایت - پارت 193
آزاده که شروع زه دویدن کرد، سروش هم به سرعت دوید و خیلی زود خودش را به او رساند و مچ دستش را گرفت. ــ آزاده لطفا به حرفام گوش کن. آزاده داد زد: ــ دستم و ول کن. سروش دستش را رها نکرد، خودش خوب می دانست با قلب این دختر چه کرده، ادامه داد: ــ دستت و ول نمی کنم باید به حرفام گوش کنی. آزاده با همه نف...
بروزرسانی در : ۵۵ روز پیش
هر هفته 1 پارت از رمان جمعهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
فاطیما
0عالی بود قلمت مانا عزیزم
۵ ماه پیشزینب
در پارت 20تا اینجا که بد نیست دست نویسنده درد نکنه که درد جامعه رو مینویسه تشکر
۷ ماه پیشطاهره
0سلام ببخشید چرا پارت گذاری متوقف شده
۷ ماه پیشنازنین
در پارت 191نمی دونم مشکل از منه یا داستان ولی من هنوز نفهمیدم شخصیت اصلی داستان کیه میشه یکی بهم بگه؟!🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۸ ماه پیشزهرا z
در پارت 611خسته نباشی نویسنده توانا 🙏😘😘❤️
۹ ماه پیشنفس
در پارت 250عالی بود داره هیجانی تر میشود
۱۱ ماه پیشنفس
در پارت 40تا الان عالی بود
۱۱ ماه پیشدیارا نظری
در پارت 32لطفاً رایگان خواهش میکنم خانم نویسنده من از قلمتون خوشم اومده لطف این رمان رو ریگان کنید🙏🙏🙏🙏🙏💞
۱۱ ماه پیشلاوین
در پارت 543خانم اکبری ممنون از رمان خوب و جالب تون بنظرم بخش مهمی از جامعه درگیر همین مسایل هست و دختران سرزمین ما رو درکیر کرده.... امیدوارم این رمان تا انتهاش به همین زیبایی پیش بره و قسمت های غافلگیر کننده زیاد داشته باشه.
۱۱ ماه پیشپروانه
در پارت 242دنیای غریبیهبرای هر *** یه جور رقم زده
۱۱ ماه پیشپروانه
در پارت 150رمان جالبیه
۱۱ ماه پیشپروانه
در پارت 100دار جالب میشه
۱۱ ماه پیششیوا
در پارت 521سلام خسته نباشید داستان متفاوت وجذابی است واقعا ممنونم
۱۱ ماه پیشNia
در پارت 113این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

...
در پارت 1710اگر نرگس نفوذی پلیس باشه هیچ آدم عاقلی اونو سر به نیست نمی کنه! به نظرم این رفتار از شاهین بعید بوده! شاهین همیشه برام معمابوده! به نظر خلافکار میاد اما در پستهای آخر انگار این طور نیست! باید منتظر بقیه ماجرا بود🤔