پارت صد و هشتاد و دوم :

بهنوش با دست آزادش چنگ زد به بازوی صادق و جیغ کشید:
ــ دیوونه شدی... ولم کن برم. دیگه غلط کنم پامو توی این خونه لعنتی بزارم.
طاهره از پشت سر سعی داشت بهنوش را بکشد، تا حدودی موفق هم شد. صادق همان طور که دست بهنوش را محکم گرفته بود، برگشت و لگد محکمی به طاهره زد و او را میان حیاط پرت کرد. بهنوش با وحشت به مادرش خیره شد و فریاد زد:
ــ بهنام؟! برزو؟ کمک...آهای...
صادق او را کشید و گفت:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!