دلی که کرده هوایت به قلم ر.اکبری
پارت صد و هشتاد و سوم :
****
خبر مرگ ناگهانی بهنوش، غیرمنتظره و غم انگیز بود برای پوران و اهالی خانه باغ.
در مراسم خاکسپاری بهنوش، لاله و آزاده و پوران، همپای طاهره گریه میکردند. برای پوران این درد زیادی سنگین بود و انگار قلبش دیگر تاب نداشت. بهنوش زیبا، غریبانه زیرخاک دفن شد و همه حسرت ها و آرزوهایش را با خود به خاک برد. پوران نمی توانست تحمل کند که خودش نفس بکشد و بهنوش با آن سن و سال برود. یک شبه انگار
لطفا صبر کنید...