خلاصه رمان عاشقانه پسر تهرونی ، دختر کرمونی
سام و خونوادش به دلیل مشکلاتی راهی کرمان ، خونه پدربزرگه سام میشن. خانواده ۴ نفره ای برای تنها نبودن و کمک حاله مادر بزرگ و پدر بزرگه سام خونه آنها زندگی میکردند و دختری زیبا روی و زیبا خویی دارند و طی اتفاقاتی این دو نفر مجبور میشن...
قسمتی از متن رمان پسر تهرونی ، دختر کرمونی
سارا
0از نظر من رمان کاملا آبکی و بی محتوا و اصلا ارزش خواندن نداره
۱ هفته پیشآیسانا
0رمان قشنگیه . ولی چرا سرمه همش گریه میکرد یکم لوس بود .
۲ هفته پیشفاه
0خیلی خوب بودد اخ خوداا😭😭🥰
۲ هفته پیشکیمی
0زیاد جالب نبود،ولی فقط میخواستم ببینم آخرش چی میشه🙂
۴ هفته پیشمهناز
0وقت بخیر مگه موقع عقد آزمایش خون نمی گیرند خوب اونجا هم مشخص میشه که طرف سرطان داره یا نه و خیلی جزئیات ریز رو مطرح کرده بود و یکدفعه رفته بود سراغ اصل موضوع
۴ هفته پیشAry
4با اینکه قدیمی بود ولی قشنگ بود ولیییی ی سوالی ذهن منو درگیر کردههه سرمه از هوا حامله شد؟😂 دعا خوندن اومد؟ اینا ک ی ماچ میکردن همو سرخ میشدن ولی در کل بد نبود قشنگ بود پیشنهاد میکنم بخونین
۱ ماه پیششیدا
0عالی ترین رمانی بود که تاحالا خونده بودم اصن به چطور حامله شدن سرمه هم کاری ندارم در کل عالی بود
۱ ماه پیشزهره
3خوب بود ولی نمیدونم چجوری حامله شد شاید از تو بغل گرفتن😅
۲ ماه پیشستایش
0عالی بود
۱ ماه پیشsamok
4غیر ممکن هارو ممکن کرد، بایه بغل بچه دار شدن😂💦
۱ ماه پیشNAZANIN
2رومان خوبی بود فقط بچه چطوری پیداش شد منکه نفهمیدم کاش جاهای ******داشت بهتر میشد
۲ ماه پیشعالی
1بیست بیست
۲ ماه پیشآیلین
5احم احم میگم خانوم طلا رابته اینا که در حد یک ماچو بغل بود سوگندرو لک لکا آوردن گزاشتن تو شکم سرمه
۲ ماه پیشSARINA
6ب نظرم ت اول برو یاد بگیر رابطه چجوری نوشته میشه بعد بیا نظر بده درباره ی لک لکا😂🤦🏻 ♀️
۲ ماه پیشزهرا
2خیییلی چرت بود خیلی حیف وقتم 🫡🤐😐
۲ ماه پیشخیلی به جزئیات بی مح
2خیلی به جزئیات بی محتوا پرداخته شده
۲ ماه پیش

ARAM
1رمان خوبی بود ولی نقش احمد بی فایده بود و چرا سانسورش کردین وقتی سام از تهران اومد من فکر کردم سرمه به سام خیانت کرده بابا رمان رو به مسخره گرفتین اسمشم بد بود میگذاشتین ازدواج زوری قشنگ تر بود