خلاصه رمان عاشقانه پسر تهرونی ، دختر کرمونی
سام و خونوادش به دلیل مشکلاتی راهی کرمان ، خونه پدربزرگه سام میشن. خانواده ۴ نفره ای برای تنها نبودن و کمک حاله مادر بزرگ و پدر بزرگه سام خونه آنها زندگی میکردند و دختری زیبا روی و زیبا خویی دارند و طی اتفاقاتی این دو نفر مجبور میشن...
قسمتی از متن رمان پسر تهرونی ، دختر کرمونی
آیلین
3احم احم میگم خانوم طلا رابته اینا که در حد یک ماچو بغل بود سوگندرو لک لکا آوردن گزاشتن تو شکم سرمه
۲ هفته پیشSARINA
1ب نظرم ت اول برو یاد بگیر رابطه چجوری نوشته میشه بعد بیا نظر بده درباره ی لک لکا😂🤦🏻 ♀️
۷ روز پیشزهرا
0خیییلی چرت بود خیلی حیف وقتم 🫡🤐😐
۱ هفته پیشخیلی به جزئیات بی مح
1خیلی به جزئیات بی محتوا پرداخته شده
۱ هفته پیشجالب نبود
0جالب نبود. وقتتونو تلف نکنین
۲ هفته پیشفاطمه
1بشدت مسخره اصلا پیشنهاد نمیشه
۲ هفته پیشمهسا
0بدترین رمان😏که خواندم سر و ته نداره وائ این چه نویسنده ایه
۲ هفته پیشهلیا
0سلام سرمه چطوری حامله شدماکه نفهمیدیم همش چیزای تکراری داشت
۳ هفته پیشنفس کیانمهر
0خیلی حوصله سربره
۳ هفته پیشMobin
0قشنگ چرت ترین رمان قرن لقب میگیره فکرای بسته کارای بیخود نشون از ذهنیت بسته نویسنده میده بعد چجوری با بغل یهو بچه دار شدن کلا چرت خالص بود اصلا ارزش وقت گذاشتن نداره
۳ هفته پیشالناز
1خوب بود قشنگ بود به نظرم قوی تر هم میتونست باشه
۳ هفته پیشبهاره
0خیلی قشنگ بود فقط سرمه چجوری حامله شد؟؟ اقا چجوریییی🤣
۳ هفته پیشزهره
1خوب بود ولی نمیدونم چجوری حامله شد شاید از تو بغل گرفتن😅
۳ هفته پیشبهار
0عالی بود هم گریه داشت هم شوق درست عشقی که کم کم به وجود بیاد ماندگارتر هست عشق خوبه بعد ازدواج باش نه قبل ازدواج همو درک کردن باهم به اوج خوشبختی رسیدن عشق سختی های خودشو داره عالی بود
۴ هفته پیشامیر
9اول اینکه روی لباس پوشیدن خیلی مانور میداد اذیت کننده بود،دوم رفتارهای تکراری و موقعیت های تکراری زیاد داشت و سوم اینکه فک نکنم از طریق بوسیدن بشه بچه دار شد! به نظرم ارسطو یه کارایی کرده بود این وسط :))
۳ ماه پیشدهنتو😂😂😂
8خوب بود ولی چجوری بچه دار شدن؟
۳ ماه پیشفرزاد
0اره واقعا
۴ هفته پیش
عالی
0بیست بیست