دوست داشتی؟
رمان عملیات عاشقانه اثر سرمه

رمان عملیات عاشقانه

  • به قلم سرمه
  • ⏱️۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 114.8K 👁
  • 582 ❤️
  • 373 💬

خلاصه رمان طنز عملیات عاشقانه

یک دختر داریم شیطونه شوخ شلووووغ اما به موقعش حسابی مغرور یک پسر داریم سرگرد مغرور اما دلش شیطنت میخواد ادمه بلاخره این دو تا میخوان با هم یک پرونده مهم رو حل کنن در کنار این پرونده چی میشه خدا میدونه… پایان خوش

قسمتی از متن رمان عملیات عاشقانه

مامان - کجا به سلامتی ؟
میرم دنبال پدر مادر واقعیم بگردم بی شوخی ی سر شاید برم پیش سمیرا فعلا بای نفسم
خونه سما جنوب شرقه
مهسان چطوری با سما دوست شدی فک نکنم تو یک مدرسه باشید
مهسان - چرا اباجی پدرش تو مدرسه ما کار میکرد واسه همین تو مدرسه ما بود الان باباش اخراج شده
ای وای چرا ؟
مهسان - نمیدونم
جغل رسیدیم میام بالا ببینم تولد کی تموم میشه دیدی اصرار کردن منم موندم
زنگ رو میزنم
بفرمایید
سلیمی هستم
طقه دوم تشریف بیارید
یه اقایی دم در منتظرمون بود
سلام خانوم خیلی خوش اومدید بفرمایید داخل
سلام ممنون بعد هم رفتم تو خوب تشنمه
چای میل دارید ؟
نه یک لیوان اب لطف کنید ممنون میشم
سلام سما جون تولدت مبارک خم میشم میبوسمش بیا عزیزم اینم کادوت
سما - مرسی خاله
مامانت نیست؟
سما- نه خاله داداشیم میخواد دنیا بیاد مامانم بیمارستانه
باباش میاد و لیوان اب رو میده دستم نگام کشیده میشه اون سمت خونه چند تا مرد دور هم نشستن و صحبت میکنن تا لیوان رو میبرم سمت لبم در با شدت باز میشه
شاهین
دیشب تا صبح خوابم نبرده همش تو فکر حل این پرونده ی لعنتی ام دنبال یک راه واسه به دام انداختن این گروه انقدر این چند وقته درگیری دارم که از خودم از تفریحاتم از پدرم مادرم از خونه ام جدا شدم چقدر سخته دلت بخواد مثل همه زندگی کنی دلم واسه شایسته خواهرم و شهاب پسرش تنگ شده
میرم حموم دوش اب سرد رو وا میکنم باید از این خواسته های بچگانه جدا شم دست میکشم به صورتم چند روزه اصلاح نکردم یعنی وقتشو نداشتم یادمه هر وقت صورت مادرمو میبوسیدم میگفت -برو اونور الان صورتمو زخم میکنی
منم رومو اونور میکردم و میگفتم اصلا دیگه نمیبوسمت
شایسته حسود هم داد میزد از اتاقش که پسره ی لوس بچه ننه خجالت نمیکشه مثلا سرگرد مملکته
از سردی اب بدنم کرخت می شه از زیر دوش میام بیرون
امروز قرار بود چند تا از رابط های خرده کارشونو دستگیر کنم چون ممکن بود بعدا بخوام بعنوان جاسوس برم بینشون من می موندم اداره و بچه ها دستگیرشون میکردن
بازم اداره و یک پرونده حل نشده
من شاهین نیستم اگر تا اخر این ماه کل این باند رو فنا نکردم
مهیاس
منو این همه خوشبختی محاله بلاخره داره پام به کلانتری باز میشه هر چند نمیدونم این افتخار چرا داره نصیبم میشه
پلیس خانوم که بغلم نشسته یک لبخند محو میزنه و بر میگرده سمتم دو میگه قاچاق مواد مخدر
یا خدا این چی میگه ؟ یهــــــــــــــــو پوکیدم از خنده راننده و جناب سروان خوشگله با تعجب زل میزنن بهم با خنده میگم قاچاق مواد؟
حالا چی قاچاق میکنم؟هروئین یا کراک دوباره میخندم الان پیش خودشون میگن چه اسگلیه این ها
سروان -خانوم به نظر شما قیافه ما به شوخی میاد ؟
نخیر جناب سروان اما وقتی بیگناه دستگیر میکنید باید منتظر عواقبش هم باشید
سروان - تو اداره همه چیز معلوم میشه
ببخشید میخواستم بدونم بچه ها چیشدن یعنی میدونید سما امروز تولدشه
سروان- شما نگران نباشید یکی از همکاراری خانوم پیششون میمونه و نمیذارن متوجه چیزی بشن
ممنون
شاهین
مضنونین رو اوردن میرم پشت شیشه اتاق بازجویی همون لحظه صادقی میاد احترام میذاره
قربان یک خانومی هم هم همراهشون بود تو اون خونه که میگه والدین یکی از بچه هاست و شاکیه از اینکه اوردنش کلانتری قیافشون یکم اشناست
باشه صادقی ببرش اتاق من تا بیام
بله قربان
در اتاق رو باز میکنم و میرم داخل تا سرشو بلند میکنه قیافش میاد جلوی چشمم بگو چرا انقدر واسه صادقی اشناست
دوباره مث قورباغه لبشو کش میده اخه کی بهش گفته میخنده قشنگ میشه؟
سلام جناب سروان
سلام خانوم قاچاقچی خودت اعتراف میکنی یا بزور ازت اعتراف بگیرم
یهو لبخندش رفت و واسه یه لحظه ترسید اما فک کنم خباثت چشمامو فهمید میدونم نباید با مراجعین گرم بگیرم یا شوخی کنم اما این یکی رو دلم میخواد دغ بدم تا منو مسخره نکنه
از شما بالا دست تر نبود واسه اعتراف گرفتن؟ مثلا سرهنگی چیزی؟
خوب واسه ادمای خرده پایی مث تو منم از سرت زیادم
خب من با اون جناب سروانی که منو رسوندن موافق ترم جذبش بیشتر بود
تا میام جوابشو بدم در میزنن
بفرمایید
صادقی - قربان جناب سرهنگ فرمودند برید اتاقشون با این خانوم
باشه تو برو


بیشتر بخوانید
نظرات رمان عملیات عاشقانه
  • ترو سننه؟

    5

    رمان خوبی بود یا بهتر بگم بد نبود ولی برای من که رمان های تخیلی و ترسناک و طنز میخونم جذابیت زیادی نداشت ولی بازم دست نویسنده بابت زحمت هاش درد نکنه💫

    ۷ ماه پیش
  • نیلا

    1

    رملن ترسناک عاشقانه سراغ نداری؟ارزش خوندن داشته باشه هاا

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    2

    رمان پنجمین نفر خیلی خوبه هم ترسناک هم عاشقانه

    ۴ ماه پیش
  • ممنمم

    0

    دختری با چشمان سرخ

    ۴ ماه پیش
  • خّاّنّمّ مّحّجّبّهّ

    0

    وای آره عالیه حتما بخونین

    ۳ ماه پیش
  • مهرانا

    0

    رمان پنجمین نفر تنها نیست بوشاسب و آن شب لعنتی و اسم بقیه اش رو یادم نیست ولی پنج تا رمانه که ترسناک هم هستن یک رمان که توی *** پارت پارت میاد بهم مربوط میشن تو اون رمان سر و کله کاوه دوباره پیدا میشه نیکا با کاوه به سهیل خیانت میکنه بعد نیکا کلا ز ندگی همه حذف میشه پریسا و سهیل با هم اوکی میشن

    ۳ ماه پیش
  • مهرانا

    0

    توجه داشته باشید که کلا نیکا از زندگی همه حذف میشه و همه فراموشش میکنن

    ۳ ماه پیش
  • مهرانا

    0

    من خیلی گنگ گفتم اگه ***. باز بشه بخونین

    ۳ ماه پیش
  • مهرانا

    0

    اسم اون برنامه رو مینویسم نمیشه فقط بگم اولش ت داره آخرش م و تل هم داره نمیدونم چطور بگممم

    ۳ ماه پیش
  • مهرانا

    0

    ولی در کل پنجمین نفر خیییللیی قشنگه خودم ۲ بار خوندمش

    ۳ ماه پیش
  • اسما

    0

    من میخوام ادامه ی پنجمین نفر رو بخونم ولی نمیدونم از کجا هرچقد هم تو گوگل میگردم نیست چی بزنم بیاد بالا؟

    ۲ هفته پیش
  • فضولی ؟

    0

    خیلی عالی بود من رمان زیاد میخونم و این رمان هم مثل رمان های قبلی خوب بود

    ۴ هفته پیش
  • ریحانه

    1

    خدای چجوری این رمان چرت رو میخونید؟

    ۱ ماه پیش
  • نیره

    0

    رمان خوبی بود ممنون ازتون

    ۲ ماه پیش
  • نیره

    1

    رمان خوبی بود اما رمان های پلیسی تقریبا شبیه هم هستن

    ۲ ماه پیش
  • مروه خوشگلم😘

    1

    اینم مثل همه رمان های پلیسی دیگه میرن ماموریت و آخرش عاشق میشن و ازدواج میکنن ولی نگذریم از حق خوب بود🫠😇

    ۲ ماه پیش
  • آیناز

    0

    محشربودواقعا♥🥲

    ۲ ماه پیش
  • فردوس

    3

    خیلییییی خوب که نه عالییی بود دمت گرم واقعا عالیه

    ۲ ماه پیش
  • رقیه

    1

    سلام رمان خیلیییی قشنگی بود دستتون درد نکنه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    خیلی باحال عاشقانه بود فقط کاش بیشتر ادامه میداد

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    رمان خوبی بود دوسش داشتم

    ۳ ماه پیش
  • ندا

    0

    خوب بود میتونست بهترم باشه

    ۳ ماه پیش
  • رز

    4

    خیلی خیلی خوب بود و خیلی لذت بردم حتما و حتما این رمان رو بخونید از نویسنده ی عزیز خیلی ممنونم که با قلم شاهکارش همچین رمانی رو در اختیار ما گذاشته...)♡

    ۳ ماه پیش
  • NARGES

    1

    رمان بدی نبود ولی یکم کلیشه ای بود میتونست بهتر هم باشه در کل ارزش یکبار خوندن داره .نویسنده خسته نباشی💞

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    4

    خیلی قشنگ بود انگار شاهینو مهیاست واسه هم ساخته شده بودن عشقشون خیلی زلال و قشنگ بود خاص بود

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!