پارت صد و پنجاه و دوم :

رو به نرگس گفت:جورش کن! می مونم! اگه می تونی!
نرگس یک بری خندید و صدای خنده اش توی گلویش گم شد:باشه!یه سری مدارک می خوام! اونا رو بگو برات بفرستن از ایران.باید ترجمه شون کنی و مهر داالترجمه ی معتبر روش خورده باشه! فقط تو این دو ماهی که تا ژانویه مونده،دست از پا خطا نکن تا پات به پلیس باز نشه تا بتونم کارتو درست کنم!
بعد کیفش را زیر بغلش زد و خواست برود که دانیال گفت:برای چی می خوای کارمو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    اخ جون. .دیدی گفتم افسون داره میره پیشش😎😎

    ۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بلییییییی اکرم جونم

    ۱ ماه پیش
کپی شد!