کانای به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت چهل و پنجم :
سفیر با حرص و ناراحتی سرش را تکان داد.
_ حقه بازهای حیلهگر!... همیشه به دنبال فتنه و دردسرند... مدارا کردن با این جماعت، واقعاً احمقانه است..
و یاشار بیگ در حالی که می کوشید لحن آرامَش را حفظ کند، جوابش داد:
_ بله! جناب سفیر!... و اینبار با تحریک احساسات وطنپرستانهی مردم ... پیش کشیدن خون روسی!... و البته!.. حمایت پشت پرده یهودیها!...قصد انجام این کار را دارند.
_ لعنت
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
🌷🌷
۳ ماه پیشم
2بله،منظورش این بود لیلی رمانشو قوی تر کنه،نه اینکه کنار بزنه،ولی لیلی بد برداشت کرد و مقاومت کرد،شاید یاشاربیگ باید بیشتر توضیح می داد 🤔🙏🏻
۴ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
بله! یاشار بیگ دلیلی برای جواب منفی اش ارائه نکرد. و باید بیشتر توضیح می داد ممنون از شما دوست عزیز
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

حمیده
1امیدوارم لجبازی نکنه لیلی به رمانشو باز نویسی کنه