کانای به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت چهل و چهارم :
( تسلیم، تقدیر و یا تحمیل!
نام لحظه ای که اکنون در آن قرار داشتم،
دقیقاً چه بود؟!.
نمی دانم! و یا شاید هم اهمیتی نداشت که بدانم.
تنها چیزی که مهم بود، این بود:
که اگر این، مسیر من است، پس تا انتهایش خواهم رفت.
حتی اگر ندانم انتهایش به کجا خواهد رسید؟
و یا ندانم، چه خواهد شد؟! .
اما!
حال که به آن، دعوت شده ام
پس تا انتهایش خواهم رفت..
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م
2الان منظورش چی بود،لیلی بره قویتر برگرده یا یکی دیگه قویتر بیاد و انتخاب بشه 🤔🙏🏻