رمان گیلاس های نارس
- به قلم نسترن جوانمرد
- 75 پارت
- در حال نگارش
- 67.8K 👁
- 665 ❤️
- 2.8K 💬
گیلاسهای نارس قصهی برخورد دو جهان متفاوت است؛ دختری آرام و هنرمند از جنوب و پسری ویولنیست از شمال. یک دیدار ساده، زندگیشان را زیر و رو میکند و آنها را وارد دنیایی پر از موسیقی، رازهای پنهان و احساساتی میکند که هیچگاه قابل پیشبینی نیست. هر نگاه و هر سکوت، به شکلی غیرمنتظره مسیر عشق و سرنوشت آنها را تغییر میدهد و نشان میدهد که گاهی کوچکترین تصمیمها، بزرگترین طوفانها را به پا میکنند... .
اطلاعیه ها :
🍒 سلام به همه همراهان عزیز رمان گیلاسهای نارس!
امیدوارم حال دلتون خوب و پر از انرژی مثبت باشه.
ما همیشه در کنار هم دنیای قشنگ این داستان رو ساختیم و حالا میخوایم این همراهی زیباتر از همیشه ادامه داشته باشه.
برای اینکه بیشتر باهم در ارتباط باشیم و از اخبار، عکس شخصیتها، نظرسنجیها و گفتوگوهای جذاب حول رمان با خبر بشید، دعوت میکنم به چنل تلگرامی بپیوندید.
اونجا فضایی هست تا باهم گپ بزنیم، نظر بدیم و از دنیای گیلاسهای نارس و بقیه رمانها لذت ببریم.
منتظر حضور گرم و قشنگتون هستم! 🤍
🌼 برای عضویت، لینکی که در پروفایل بنده ( اینجا هم میذارم ) هست رو کپی کنید و در تلگرام سرچ کنید 🌼
https://t.me/+_IPbuH6RPCcyNGM0
با عشق و احترام، نسترن جوانمرد نویسندهی گیلاسهای نارس 🍒🎻
سلام به همهی دوستای عزیزم! 👋
بعضی از عزیزانم گفتن که عکس شخصیتها رو بذارم! 🤩
حالا میخوام بدونم:
برداشت شما از شخصیتها چیه؟ یعنی با توصیفهایی که تا الان داشتم، چه تصویری ازشون توی ذهنتون شکل گرفته؟ ✨
و دو، دوست دارید عکسشون رو ببینید یا همون توصیفها براتون کافیه؟* 📸📖
نظراتتون برام خیلی ارزشمنده، پس هرچه دل تنگتون میخواد بگید 😍
ممنون از همراهیتون! ❤️
🌸✨ خبر خوب برای دوستداران گیلاسهای نارس! ✨🌸
سلام به همهی شما که با دل و جان، قدم به قدم همراه این قصه بودید،
و به همهی کسانی که هنوز به دنبال یک داستان واقعی، پر احساس و عمیق میگردند؛
با کمال خوشحالی و از ته دل اعلام میکنم که رمان «گیلاسهای نارس» اکنون به صورت کاملاً رایگان در دسترس شما قرار گرفت! 🍒📚
این تصمیم رو گرفتم چون باور دارم هیچچیزی نباید مانع رسیدن شما به قصهای که با عشق نوشته شده، بشه.
قصهای که در هر خطش، بغض و لبخند، خاطره و انتظار، و موسیقی به گوش میرسه...
قصهی حنا و مسیح و همهی آنها که دل به این رمان سپردند.
حالا، هرکجا که هستید، با هر شرایطی، میتونید وارد دنیای گیلاسهای نارس بشید و همراه با شخصیتها زندگی کنید، عاشق شوید و دردهایشان را حس کنید.
امیدوارم این هدیه کوچک، سهمی باشه در دلگرمی و آرامش شما.
لطفاً با نظرات و حمایتهای خودتون، من رو در ادامهی این مسیر همراهی کنید تا با هم قصهها را زیباتر بسازیم.
با تمام عشق و احترام 💎
اولین اطلاعیه ی نارس، ولی دلبر!
سلام به همه ی شما که عاشق قصه اید، که دنبال واژه هاتون می گردید توی نگاه یه شخصیت، یا صدای زخمیِ یه دیالوگ.. .
من نسترن هستم، نویسنده ی رمانی که مدت ها توی دلم جا خوش کرده بود و بالاخره وقتشه قدم بذاره توی دل شما. گیلاس های نارس یه داستان عاشقانه ست... ولی نه اون عشقای قند و عسلی همیشگی. این یکی تلخه، تردیده، جدایی داره، انتظار داره... و گاهی با یه نگاه خیره به شمال یا یه زخمه روی ویولن، دلتونو می لرزونه.
اگه دلتون برای داستانی تنگ شده که شخصیت هاش واقعی ان، که اشتباه می کنن، که می رن، برمی گردن، یا شاید هیچ وقت دیگه برنگردن... این قصه مال شماست.
بیاید با هم قدم به قدم، گیلاس های نارس رو ورق بزنیم. شاید آخرش رسید، شاید هم... موند نارس.
ولی قول می دم یه چیزی تو دلتون بکاره که تا مدت ها یادش بمونه 🍃
منتظر نظرات و حس وحالتونم. این قصه بدون شما کامل نمی شه.
دوستتون دارم... ♡
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
Zoha
در پارت 730یعنی کیه؟؟ _ به تو چه!! 😔😂😂😂
۱۳ ساعت پیشاکرم بانو
در پارت 750ولی من تاحالا فکرمیکردم پولاد میدونه پونه مسیح رو میخواد😢😢😢
دیروزالناز
1کاش حالا که پولاد فهمید کینه پونه سر چیه جلوشو بگیره
دیروزالناز
1این لعنتی اسمش حریره خودش ولی سنگه😒😒😒😒😒
دیروزترنم
در پارت 750خسته نباشی نسترن جون با این پارت طولانی عالی بود..لازمه هر بار بگم قلمت چقد خاص و قشنگه؟
۲ روز پیشترنم
در پارت 750از حریر متنفرم دیگه شورشو درآورده نمیزاره دخترم یکم خوشحالی کنه خوش بگذرونه از دنیا لذت ببره..دیگه خیلی تو کاراش دخالت میکنه
۲ روز پیشترنم
در پارت 750وااای پولاد عزیزم حالش بد شد..چی بگم آخه..مثلا گفته بودم عقل ش از همه بیشتره هاا داره به خودش میگه کم عقل و دیوونه😐
۲ روز پیشالناز
در پارت 750از پونه و پونه ها از حریر و حریر ها م ت ن ف ررررررررر ممممممم😒😤😬😠
۲ روز پیشفخری
در پارت 450سپاس فراوان نسترن جون خوش قلم عالیه چقدر پولاد دوست خوبیه ولی پونه حسودی می کنه فکر کنم دلش پیش مسیح مونده🧡🧡🧡🧡🧡🧡
۲ روز پیشفخری
در پارت 430ممنون از رمان خوبت نسترن جون خدا قوت عزیزم عالی بود دستت طلا ♥️♥️♥️♥️♥️
۲ روز پیشزهرا z
در پارت 752فدای سرتون عزیز خوشقلم 😘😘❤️
۲ روز پیشزهرا z
در پارت 750معلوم نیست در گذشته این حریر چه دستگل ای به اب داده که اینقدر حنا ناراحت ازش و حالا که پولاد فهمید ایا بازم به دوستیش با مسیح ادامه میده یا اینکه برا اینکه خواهره افریتش ناراحت نباشه میره تو جبحه اون امیدوارم که اونطور که من فک میکنم نباشه🌷🌷🌷🌷🌷
۲ روز پیشمحیا
در پارت 371💞😘 ممنون واقعا عالی بود وپرازاحساس
۳ روز پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
ممنون از شما که گیلاسهای نارس رو دوست دارید و همراهشید 🤍
۲ روز پیشمحیا
در پارت 330انشالله خوش یوم باشه دس خوش ممنون عالی بود
۳ روز پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خیلی ممنونم از همراهیت محیا جان 🤍🫂
۲ روز پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده ثبت نشده است -
آیدی تلگرامی نویسنده https://t.me/+_IPbuH6RPCcyNGM0 -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
Zoha
در پارت 750یه چیزی خیلی تو کت من نمیره نسترن خانوم..اینکه مسیح که اینقدر ترنگ و دوست داشت، چطور تونست اینقدر زود ازش دل بکنه و دلشو به حنا ببازه؟؟ این یکی خیلی تو کت من نمیره ولی این باعث نمیشه که من دست از حریر و پولاد بردارمااااااااا😉😉😉