از اونجایی داستان ما شروع میشه که یه دختر شیطون مغرور که تو رشته ی روانشناسی تحصیل میکرد قدم در راه عاشقی میزاره دختری که قلبی سنگی داشت اما عشق غرور و سنگ رو نمیشناسه و.......

ژانر : عاشقانه

تخمین مدت زمان مطالعه : ۹ ساعت و

مطالعه آنلاین شکلات تلخ من
نویسنده : سوگل فتحی

تعداد صفحات : 1037

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان :

از اونجایی داستان ما شروع میشه که یه دختر شیطون مغرور که تو رشته ی روانشناسی تحصیل میکرد قدم در راه عاشقی میزاره دختری که قلبی سنگی داشت اما عشق غرور و سنگ رو نمیشناسه و.......

وای خدا چقددیرم شده الان کلاس شروع میشه ماشینو تو پارکینگ دانشگاه پارک کردم سریع پیاده شدم بدوبدو به طرف ساختمون دانشگاه رفتم وای ده دقیقه که دیر کردم خدا کنه استاد نیومده باشه در کلاسو زدم رفتم تو واای گندت بزنن استاد اومده بود همه بچهاا بهم نگاه میکردن

سلام میتونم بیام تو

استاد_خانوم امیری شما چرا همیشه دیر میاین سرجلسه . جلسه اول بهتون نگفتم که همه بچهاا باید قبل من تو کلاس حضور داشته باشن

_استاد ببخشید دیگ تکرار نمیشه

_نه خانونم امیری بفرمایین بیرون

_اخه استادمن..

_خانوم امیری بهتون گفتم بفرمایین بیرون

بدون هیچ حرفی از کلاس رفتیم بیرون استاد احمق بد اخلاق خب دیرکردم حالا باید جلو بچها ضایع ام میکردی حالا من تا دوساعت دیگ تو دانشگاه چیکارکنم پیف عجب گرفتاری شدما بیرون دانشگاه هیچ کس نبود رفتم رویکی از صندلی ها نشستم گوشیمو در اوردم شروع کردم به بازی کردن نیم ساعتی بازی کردم صدای شکمم در اومد پاشدم طرف بوفه رفتم تا چیزی بخورم. یه چایی با شیرینی براخودم گرفتم شروع کردم ب فوت کردن چاییم. از بچگی عاشق شیرینی بودم شیرنیمو بازکردم باچایی خوردم گوشیمو دراوردم ساعت ۹:۰۰بود واای تا یک ساعت دیگ چیکارکنم اهان برم کلا دانشگارو بگردم. رفتم توحیاط دانشگاه شروع کردم به بازرسی کردن فضول نبودماا فقط کنجکاو بودم.پشت دانشگاه رو نگاه کردم چیزه خاصی نداشت بهتره برم توساختمون از پله ها بالا رفتم اینجام ک خلوت یاسمن خانوم بزن که بریم سر بازی رو نرده نشستم از اون بالامثه میمون سرخوردم تا پایین اخ جون چه کیفی داد باز دوباره سرخوردم نمیدونم چیشد که نزدیک بود پخش زمین شم یکی منو گرفت چشمو از ترس بستم (این که فرشته نجاته وااای پس فرشته اینه چشمو باز کنم ببینمش)چشمو که باز کردم دوتا چشم عسلی رو دیدم وای من عاشق چشم عسلی بودم همینطوری نگاهش میکدم چه چشمای داشت (خاک برسرت چقد هیزی تو)

_خانوم خوردی منو

_چشماش سگ داره (وای باز من با صدای بلند حرف زدم )

تازه فهمیدم ک هنوز تو بغل پسرم خاک توسرم از بغلش اومدم بیرون دیدم با یه لبخنده کمرنگ داره نگاهم میکنه جدی شدم اخم کردم

_چیه هی زل زدی به من تموم شدم

_چقد تو پروی اون بالا چیکارمیکردی اگه نمیگرفتمت الان پخش زمین بودی

_خب که چی حالا دوست داشتم از نردهاا سربخورم

_خانوم کوچولو خیلی زبون داریاا

_کوچولو عمته با پوزخند نگاهم میکرد

_توالان باید سرکلاست باشی؟

_میخاستم فضول معلوم کنم ک معلوم شد باحرص نگاهم میکرد از کنارش رد شدم رفتم یاسمن خیلی خریاا ببین چیشد ابروت پیش این پسره رفت وای اگه منو نمیگرفت معلوم نبود الان چی میشدم نخیرم وظیفش بود منوبگیره (بروبابا احمق کجاوظیفش بود)چقد ناز بودا

گوشیم شروع کرد ب زنگ خوردن درش اوردم از کیفم تماسو وصل کردم

_سلام یاسی کجایی

_سلام بیرون دانشگاه کلاس تموم شد؟

_اره باشه اومدم پیشت بعد تلفنو قطع کرد واه این دختر چش بود روصندلی نشسته بودم به اطرافم نگاه میکردم

_یاسی ؟

_به طرف صدا برگشتم

_سلام درسا چطوری؟

_سلام مرسی یاسی توکه میدونی این استاد بداخلاقه چرا سرکلاسش دیرمیای

_به جان توباز خواب موندم توک میدونی خوابم چقد سنگینه

_خوبه خوبه همش خواب موندم پاشو بریم بوفه یه چیزی بخوریم مردم از گشنگی

_ باشه بریم راستی جزوهاتو بهم بده از روش کپی کنم

_باشه

باهم ب طرف بوفه رفتیم درسا رفت دوتا اب میوه گرفت اومد

_یاسی این دوساعتی تو دانشگاه چیکار کردی؟

_تازه یاده اون اتفاق افتادم شروع کردم به تعریف کردن

_درسا فقط میخندید

_زهرمار نخند خو چیکارکنم اعصابم خوردشده بود

_خاک توسرت یاسی تو ادم نمیشی

_فرشته ها که ادم نمیشن

_توفرشته ای ؟

_پس چی

_تو دست شیطونوهم از پشت بستی بازمیگی فرشته

_ما اینم دیگ راستی درسا بعداز دانشگاه بریم کتاب خونه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کتاب خونه برای چی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کتاب خونه برای چی میرن خنگول میرن کتاب بخرن دیگه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_هه هه خودم میدونم چرا میخوای کتاب بگیری

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یادت رفت استاد یوسفی چی گفت چندتا کتاب باید بگیریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_إ راست میگیاا فراموش کرده بودم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_پاشو بریم ک الان کلاس شروع میشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه. منو درسا به طرف کلاس رفتیم رو صندلی نشستم میگم درسا امشب بیا بریم بیرون دور دور

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ امشب مهمان داریم نمیتونم بیام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اه حیف شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه یه شب دیگ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اوکی استاد وارد کلاس شد شروع کرد به توصیح دادن (وای اون پسره چ جیگری بودااا چشماش سگ داشت )

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی کجایی استاد باتوء

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_هااان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی باتوام میگم استاد توروصدا میکنه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_واای خاک توسرم بعله استاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خانوم امیری شما حواستون کجاس اگه نمیخواین گوش کنین میتونین ازکلاس برین بیرون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه استاد حواسم همینجاس

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اره معلومه کاملا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

امروز چرا همه بهم گیرمیدن ای خداا ابرو برام نموند تواین کلاس من از اون استاد یک حالی بگیرم حالا منو میندازی بیرون حواسمو جمع کردم بلاخره همه کلاساا تموم شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_درسا بریم کتاب خونه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منو درسا باهم ب طرف کتاب خونه رفتیم کتابای ک نیاز داشتمو خریدم از کتاب خونه بیرون اومدیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بیا با ماشینم برسونمت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اخ قربون دستت بریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سوار ماشین شدیم اول درسارو رسوندم جلو خونشون بعد به طرف خونه خودمون رفتم خونه ما باخونه درساشون نزدیک بود درو با ریمو با کردم ماشینو پارک کردم حیاط بزرگی داشتیم کنار حیاط چندتا درخت داشت سمت راست حیاطم تاپ بود سمت چپش گل های قشنگی داشت من عاشق گل بودم پیاده شدم به طرف خونه رفتم واردحال شدم دیدم یاشار رومبل دراز کشید چشماش بسته الهی داداشم خوابه خیلی گشنه ام بود رفتم تو اشپزخونه ببینم مامان امروزچی درست کرده اخ جووون ماکارونی من عاشق ماکارونی بودم براخودم یکم ماکارونی ریختم نشستم رومیزشروع کردم باولع به خوردن اخ چقد گشنه ام بود اخیش سیرشدم.ظرفو جمع کردم رفتم بالا تو اتاقم لباسمو دراودرم یه تیشتر با شلوارورزشی پوشیدم از نردهاا سرخوردم رفتم پایین یهووووو وا این یاشار نمیخواد بیدارشه اصلا بقیه کجان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یاشار یاشار پاشو حوصلم سررفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اه یاسی برو کنار بزار بخوابم _پاشو دیگ هرکاری کردم بیدارنشد از تو اشپزخونه یک لیوان اب اوردم ریختم رو صورت یاشار سیخ رومبل نشست با یه لبخند گشاد نگاش میکردم هنوزتوشک بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_تقصیرمن چیه میخاستی بیدارشی تااینو گفتم بلندشدبیاد طرفم ک دوتا پا داشتم چهارتا دیگ قرض گرفتم فرار

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی وایسا تا حالتو بگیرم دختری احمق این چه کاری بودکردی هاااان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_رفتم تو اتاق تارفتم درو قفل کنم یاشار درو حل داد.رفتم عقب _حالا روصورتم اب میریزی اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اهان پس دختره همسایه بودتو نبودی اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یاشارمنو با یه حرکت گرفت تو بغلش گذاشت رو تخت شروع کرد ب قلقلک دادن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاشارررر غلط کردم ولم کن یاشاررر خواهش میکنم از خنده مردم دیگ جونی برام نمونده بود یاشار جون یاسی بیخیال شو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_میدونی چه حرفی بزنی ک من دیگ نتونم قلقلک بدم اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اوهوم اوهوم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دختر این همه قلقلکت دادم از رو نرفتی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نااااااچ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خاک توسرت یاسمن کی میخای بزرگ شی پس

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_هیچ وقت اخ یاشار دلم دردگرفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خوب شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مامان ایناکجان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مامان رفت خونه خاله زهرا باباهم یه کاری براش پیش اومد رفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اوکی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_من میرم بیرون کاردارم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاشار ازاتاق رفت بیرون یاشار ۲۵سالش بود وکالت خونده بود تازه گیا فراغ و الحصیل شده بود یه دفترکوچیکم برای خودش بازکرده بود یاشار شبیه مامانم بود چشماش مشکی بود ک خیلی جذابش میکرد صورت کشیده بینی کوچیکی داشت لبای گوشتی خیلی شیطون بود مغرور..پاشدم برم یه دوش بگیرم یک ساعتی توحموم بودم اب بازی کردم اومدم بیرون تیشرت صوتیموکه جلوش عکس یه دخترداره رو پوشیدم باشلوار سفیدمو بقلش یه خط صورتی داره موهامو باز گذاشتم تاخودش خشک شه تو اینه به خودم نگاه کردم صورتم سفید بود بینی کوچیک لبای غنچه ی رنگ چشمام قهوه ای بود موژهای بلند.. ترم دوم دانشگاه بودم روانشناسی میخوندم ۲۰سالم بود از تو اینه یه ب*و*س براخودم فرستادم رفتم پایین مامان اومده بود سلاااام مامان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام دخترم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مامان خونه خاله جون براچی رفته بودی؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خالت کارم داشت رفتم اونجا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اوکی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسمن دخترم امشب مهمان داریم دایی محمد شون میخان بیان اینجا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_واسه چی میخان بیان؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_واه یاسمن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_من از پسرش سام خوشم نمیاد اصلا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_تو پسرشو چیکارداری

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_حالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یه وقت پیش داییت نگی ناراحت بشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_همینطوری ک میرفتم تو حیاط گفتم نه رفتم طرف تاپ روش نشستم إه إه من اصلا از سام خوشم نمیاد خیلی خودشو میگیره پسره ی لوس دیگ کم کم هوا داشت تاریک میشد ماشین بابارو دیدم ک داره میاد تو حیاط بلندشدم رفتم طرف بابا سلاااام باباجونمممممم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام گل دختربابا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دخترگلم چطوره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خوبم باباجونم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_داییت اینا اومدن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه هنوز

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منو بابا باهم واردخونه شدیم رو مبل نشستم کنترلوگرفتم tv روبالا پایین کردم هیچی نداشت صدای ایفون اومد پاشدم درو بازکنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کیه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بازکن دایی منم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دروباز کردم مامان دایی اینا اومدن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اول دایی اومد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام دایی جون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام یاسمن خانوم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زندایی هم اومد باهاش احوال پرسی کردم بعد سام اومد تو بهش سلام کردم باسر جوابمو داد ایشش از خود راضی لالی مگه رفتم رومبل نشستم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسمن خانوم چ خبر دانشگاه چطوره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خوبه دایی جون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_به سام نگاه کردم با گوشیش مشغول بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بلندشدم برم تو اشپزخونه کمک مامان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسمن دخترم اون چایی رو ببر

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه چای رو برداشتم بردم اول به دایی بابا تعارف کردم بعد به زندایی تعارف کردم به سام که نزدیک شدم یهویی سرشو بالا اورد ترسیدم چای ریخت رو پاش واای چیکار کردم سام هی خودشو باد میزد بیچاره سوخت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خاک بسرم چی شد پسرم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زن دایی_یاسمن حواست کجا بود بچهو سوزندی سام بیا بریم لباستو دربیار پاتو یه ابی بزن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خانم چیزیش نشدکه شلوغش کردی همش یه چایی ریخت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_محمد چی میگی بچه ام سوخت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خب حالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_من واقعا معذرت میخام حواسم نبود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اشکالی نداره دایی جان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دیدم سام با اخم داره نگاهم میکنه ایش حالا تو اخم نکنی کی اخم کنه خب شد سوختی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

(نه طفلی گ*ن*ا*ه داشت)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسمن برو تو اتاق یاشارلباس برای سام بیار

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه... ازشون فاصله گرفتم رفتم تو اتاق یاشار یه شلوار گرفتم در اتاق باز کردم برم پایین که باسر رفتم تو سینه یه نفر سرمو بلندکردم سام بود با اخم نگاهم میکرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_امم ..چیزه بیا این لباس

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لباسو از دستم گرفت گفت چقد تو دستو پا چلفتی هستی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اهووو اون اخمی که تو کردی منم هول کردم چایی ریخت تقصیرخودت بود ب من چه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_حالا بدکارم شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بودی اقاا .حوصله کل کل با اینو نداشتم از کنارش رد شدم خواستم برم تو اتاقم گفتم زشته برم پایین إه یاشار حالا امشب بادوستات بیرون نمیرفتی نمیشد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_رو مبل کنار بابا نشستم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_به سام لباس دادی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اره باباجون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسمن مادر بیا میزه شامو بچین

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه میزه شامو چیدم بعدهمه رو برای شام صدا کردم همه اومدن رومیز نشستن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_به به یاسمن خانوم عجب میزی چیدی دایی جان . یه لبخند زدم سام هم اومد کنار من نشست برای خودم یکم برنج کشیدم بعد قرمه سبزی ریختم روش شروع کردم به خوردن خوشمزه شده بود بعداز شام ظرفارو جمع کردم شستم میوه رو از یخچال بیرون اوردم تو ظرف چیدم بردم تو هال گذاشتم رو میز بعد روبه همه گفتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با اجازه برم بخوابم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_برو دایی جان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_إ یاسمن دایی اینا اینجان میخای بری بخوابی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مامان از صبح دانشگاه بودم خسته ام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ خواهر چیکارش داری بزار بره استراحت کنه برو دایی جان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باهمه خدافظی کردم رفتم روتختم درازکشیدم خوابم نمیومدکه الکی گفته بودم حوصله سامو نداشتم اصلا من چرا از سام خوشم نمیاد اون به من چی گفت مگه بیخیالش خیلی اخموایش از دماغ فیل افتاده أه أه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بلندشدم کنار پنجره وایسادم عاشق ماه بودم ماه رو نگاه میکردم یه جا خونده بودم ک ماه بخاطر گودال های که داره بعضی جاش لک داره واقعا ماه چقد قشنگ بود بهم ارامش میداد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ماه زیباس نه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_به طرف صدا برگشتم تو اینجا چیکارمیکنی در زدن بلدنیستی ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ناااچ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_واقعاکه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ازتو حیاط دیدم کنار پنجره وایسادهی داری به ماه نگاه میکنی گفتم بیام پیشت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اوکی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+منم وقتی تنهام به ماه نگاه میکنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_شنیدم میخای بری خارج

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اره میخام برم خارج برای کارم یه چندماه اونجا کاردارم باز میام ایران

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اوکی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+یاسمن دانشگاه چطوره درساتو میخونی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خوبه اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

+اوکی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکم دیگ باسام حرف زدم رفت بیرون منم روتخت درازکشیدم به ثانیه نکشید خوابم برد صبح باصدای گوشی بیدارشدم أه لعنتی کی صبح شد چشمامو بزور بازکردم إ من اینجا چیکارمیکنم باز از رو تخت افتادم پایین عجباا یادم باشه به بابا بگم برام تخت دونفره بگیره هی نیوفتم پایین از تخت اخرش یاسرم میشکنه یاکمرم بلندشدم رفتم دستشویی دستو صورتمو شستم باحوله خشک کردم ساعتو نگاه کردم ۶:۳۰بود امروز نیم ساعت زودتر بیدارشدم که باز دیرنرسم درکمدمو بازکردم مانتو مشکی ساده با شلوارجین مشکی با مقنعه مو پوشیدم أه نمیدونم چرا دانشگاه نمیذارن لباس روشن بپوشیم جلو اینه یه ژر صورتی زدم کیفمو برداشتم رفتم بیرون همه خواب بودن اره خب صبح به این زود من بیدارشدم حوصله صبحانه رو نداشتم به طرف ماشینم که ۲۰۶سفید بود رفتم روشنش کردم پیش به سووی دانشگاه نیم ساعته رسیدم دانشگاه ماشینو تو پارکینگ پارک کردم پیاده شدم رفتم تو ساختمون ساعتو نگاه کردم ۷:۱۵دقیقه بود اووو چه زود رسیدم هندزفریمو دراوردم گذاشتم توگوشم صدای اهنگو زیادکردم همه جارو دیدم کسی نبود اخ جون یاسمن حالا یه قربده اهاااا اینورکمر اونورکمر همینطوری که از پله ها بالا میرفتم قرمیدادم سرمو که بالا کردم دیدم همون پسره دیروزی رو بروم وایساده داره با تعجب منو نگاه میکنه (وااای باز خراب کاری کردم خاک توسرم الان میگه این دختره خله)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خانوم چیزی شده

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ اممم ...نه ..راستش.... راستش ..این... اینجا سوسک بود من بالا پایین میپریدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سوسک زیر پاته

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کوکجا همنطوری بالا پایین میپریدم جیغ میکشیدم وااای واای سوسک سرمو بلند کردم دیدم داره بهم میخنده سرمو کج کردم نگاهش کردم داشت مخمو کارمیگرفت بیشعور

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_حالا منو میترسونی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_من نترسوندم خودت گفتی دنبال سوسک میکشتی منم گفتم زیرپاته

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خیلی احمقی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اووه خانوم مواظب حرف زدنت باش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اگ نباشم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بدمیشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مثلا میخای چیکارکنی احمق

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستاشو به نشونه تهدید اورد جلو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یک باره دیگ همچین حرفی بزنی من میدونم تو بعد راهشو کشیدو رفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وا این چش بود تهدیدمم کرد بیخیالش راهمو کشیدم رفتم تو کلاس چندتا از بچهاا اومده بودن خبری از درسا نبود گوشیمو دراوردم یه اس بهش دادم(کجایی؟)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعدازچند دقیقه جوابش اومد (دارم میام)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گوشیمو گذاشتمتوکیفم جزوه رو دراوردم یکم ازش خوندم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درسا کنارم نشست چ خبر؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلامتی رهبر

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_استاد وارد کلاس شد دیگ چیزی نگفتیم این استادخیلی پر حرف بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بعدازکلاس با درسا رفتیم بوفه تا چیزی بخوریم صبحانه هم نخورده بودم خیلی گشنه ام بود درسارفت دوتا چایی گرفت اومد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_چایی مو فوت میکردم تا خنک شه چشمم بهش افتاد این اینجا چیکارمیکنه اون پسره کناریش کیه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_همون پسره دیگ دیروز منو از بالا نرده گرفت ( داستان امروز صبح به درسا نگفتم )

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کو کجاس

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اونجاس پشت سرت درسا نچرخ ضایع بازی درنیار

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خب حالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

روشو کرد طرفم یاسی این پسره چه جیگریه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دخترتو چقد هیزی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه که تو نیستی اصلا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خب حالا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_چایی تو بخور بریم الان کلاس شروع میشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بعداز چایی رفتیم کلاس نشستیم تا استاد بیاد فکرم خیلی مشغول بود این پسره کیه ترمه چندمه تاحالا ندیده بودمش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی یاسی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_هااا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_زهرمار ها به چی فک میکنی ببینم ب اون پسره فکر میکنی نه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کدوم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_همون پسره امروز تو بوفه بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اها نه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_منم که عر عر

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استاد وارد کلاس شده بود نتونستم جواب درسارو بدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شروع کرد به توضیح دادن درس انقد تند تند جزوه مینوشتم که دستمام درد گرفته

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بچهاا برای هفته ی بعد کی میتونه کنفرانس بده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_من استاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خب خانوم امیری برای جلسه بعد کنفرانس میدن هرکی سوال داره میتونه بیاد بپرسه اگرم ک نه میتونین برین بیرون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_کیفمو برداشتم درسا پاشو بریم دیگ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه اومدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_منو درسا باهم از کلاس زدیم بیرون درسا چهارشنبه با اون استاد ابراهیمی کلاس داریم نه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اوکی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باز دیر نکن بندازتت بیرون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه(چهارشنبه یه بلای سرش بیارم استاد بیشعورمنو ضایع میکنی)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منو درسا سوار ماشین شدیم ماشینو روشن کردم سیستمو روشن کردم صداشو تا اخر زیاد کردم......

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این جدایی نمیتونه تورو از قلبم بگیره تومیخوای دور بشی از من اماالان خیلی دیره اماالان دیگه دیره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من تمام لحظه هاموتوهوا نفس کشیدم خودمو باتو شناختم ازتوبه خدا رسیدم (۲)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مگه میشه دورشی از من مگه میشه نباشی تمام زندگیمی ازکی تو میخوای جداشی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ازکی تومیخوای جداشی (۲)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ازکی فاصله میگیری من بی توپردردم من که واسه یه لحظه بی تو زندگی نکردم وقتی که تونباشی دنیا برام عذابه تمام ارزوهام بی تونقش برابه مگه میشه دورشی ازمن مگه میشه نباشی تمام زندگیمی از کی تومیخوای جداشی (۲)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مگه میشه دورشی ازمن مگه میشه نباشی تمام زندگیمی ازکی تومیخوای جداشی(۲)(اهنگ امیرفرجام)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جلو خونه درساشون وایسادم _درسا امشب بریم بیرون ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اره بریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ساعت ۷میام دنبالت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه بای

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بای درسا پیاده شد منم به طرف خونه رفتم درو با ریموت بازکردم ماشینو تو حیاط پارک کردم وارد خونه شدم همه تو هال نشسته بودن tvنگاه میکردن باصدای بلندسلام کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه به طرفم برگشتن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام دخترم خسته نباشی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلامت باشی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_من برم تو اتاقم لباس عوض کنم میام اینو گفتم به طرف اتاقم رفتم لباسمو عوض کردم اومدم پایین رو مبل کنار یاشار نشستم یاشارمحکم زد به پام چطوری؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_همونطوری که پامو میمالیدم تا دردش کمترشه گفتم مریضی مگه یاشار بایه لبخندگشاد نگاهم میکرد اخ حرصم گرفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یه نشکون از بازوش گرفتم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اخ یاسمن دستت بشکنه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_براش یه زبون دراوردم خیلی خسته بودم پاشدم روبه همه گفتم من میرم بخوابم از پله ها بالا رفتم تو اتاقم رو تخت خودمو پرت کردم چه حالی داد گوشیمو از رو میز گرفتم ساعت گذاشتم که ۶بیدارشم به دقیقه نکشید خوابم برد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باصدای زنگ گوشی بیدارشدم صداشو قط کردم روتخت نشستم گیج بودم من چرا این موقع ساعت گذاشتم مگه صبح شده من که امروز دانشگاه ندارم به مخم فشار اوردم اهان میخاستم با درسا برم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جلو میزتوالت یه خط چشم نازک کشیدم بعد ریمل زدم یه رژ صورتی زدم درکمدو بازکردم یه مانتو کرم باشلوارسفید شالوسفید دراوردم پوشیدمش کیف کرمو برداشتم از اتاق زدم بیرون مامان من دارم میرم بیرون با درسا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه مواظب خودت باش شب زودتر بیا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه ازخونه رفتم بیرون سوارماشین شدم درو با ریموت باز کردم بروکه رفتیم نزدیک خونه درسا شدم یه تک انداختم که بیاد بیرون بعدازچند دقیقه اومد بیرون یه مانتو سفید پوشیده بود باشلوار مشکی شال مشکی موهاشو لج ریخته بود رو صورتش بهش خیلی میومد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام چطوری

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_سلام مرسی توچطوری

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خوبم ماشینو روشن کردم راه افتادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسمن کجا میخایم بریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_میخایم بریم شهر بازی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ایول

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_تهرانم ک همش ترافیک أه لعنتی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_درسا فردا دانشگاه نداریم راحت تا لنگ ظهر خواب

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اره میگم یاسمن تو قراره هفته بعد کنفرانس بدی خوندی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه از فردا شروع میکنم به خوندن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_میگم حوصله داریاا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دیگ دیگ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بعداز یک ساعت رسیدیم شهر بازی ماشینو پارک کردم منو درسا پیدا شدیم به طرف شهربازی رفیتم درسا بیا بریم چرخ فلک سوارشیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه یاسمن من نمیام خودت میدونی ک از ارتفاع زیاد میترسم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ترس نداره که بیا بریم دیگ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-باشه ولی کابینو مثه اون دفه تکون تکون ندیا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-رفتم دوتا بلیط گرفتم منو درسا تو صف وایسادیم چند دقیقه بعد نوبتمون شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_چرخ فلک راه افتاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-وااادرسا چرا چشماتوبستی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-بمیری یاسی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چرا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گفتم از ارتفاع میترسم واااای خدااا الان میفتم میمیرم بچهام بی مادر میشن شوهرم بی زن میشه نمیذاره سال شه زن میبره چقد بچهام نازن اگ من بمیرم کی براشون قصه بگه تاخوابشون ببره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-درسا یه نفس بگیر چیه هی وز وز میکنی بابا تو بچه ات کجا بود شوهرت کجا بود؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-عه راست میگیا من که شوهر ندارم بچه هم ندارم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چند تا کامیون خاک تو سرت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-پایینو نگاه کردم زیاد از زمین دور نشده بودیم دلم خیلی میخاست درسارو اذیت کنم ولی اگه کابینو تکون میدادم دیگ هیچ وقت سوارنمیشد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-یاسی بیا بغلم کن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-واااه درسا بچه شدی من چیجوری بغلت کنم انقد از ارتفاع میترسی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خرس گنده از هیکلت خجالت بکش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خرس خودتی .بسم اله الرحمن رحیم ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

.-درسا یه چیزای برای خودش میخوند خندم گرفته بود چشماشو بسته بادستاش محکم به صندلی فشار میداد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-وااااااای یاسی چرا چرخ فلک وایساد نکنه مردم یعنی من واقعامردم اخ من هنوز ارزو دارم شوهر نکردم قصد داشتم شوهر کردم با شوهرم ماه عسل برم پاریس خدا چرا منو به این زودی بردی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-درساچشماتو باز کن نمردی زنده ای چرخ فلک وایساد چون داره مسافر سوار یا پیاده میکنه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-واقعا راست میگی یعنی من نمردم زنده ام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چشماشو باز کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اخ جون من زنده ام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-درسا چیکار میکنی الان میفتی بشین

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-سریع نشست روصندلی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-من کی بلند شدم نزدیک بود بیفتما

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-دردنگیری تو اخرش منوبا این کارات خل میکنی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اوووف پس این چرخ فلک چرا حرکت نمیکنه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خراب نشده باشه تا اخر عمر اینجا باشیم وااای من از گشنگی میمیرم حالاچیکارکنم اخرش منو به گشتن میدی تو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-کارد بخوره شکمتوراست میره چپ میره غذا میخوره...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چرخ فلک حرکت کرد دیگ چیزی نگفتیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اخ جون تموم شد زود باش پیاده شو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اول درسا پیاده شد منم پیاده شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-یاسی بریم بستنی بگیریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-باشه بریم به سمت بستنی فروشی رفتیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من اینجا میشینم تا تو بیای

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-گوشیمو در اوردم باگوشی ور میرفتم تا درسا بیاد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-هوو اقااا جلوتو نگاه کن همه رو ریختی روم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اون طرف نگاه کردم دیدم همه بستنی ها ریخت رو درسا بایه پسره داره بحث میکنه رفتم طرفش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چیشد درسا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-برگشتم برم که این اقا خورد به من همه بستنی ریخت روم کوره پسره

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اووو خانوم مواظب حرف زدنت باش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-جلوتو نگاه کن ببین بالباسم چیکار کردی زود باش خسارت بده

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چقد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چی چقد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خسارت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-مواظب حرف زدنت باش من اگ دست کنم تو کیفم کلا هیکلتو میخرم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-شما خسارت خواستی منم میخاستم خسارت بدم حرفیه؟ هیکل من فروشی نیست که بخری خانوم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ماهان چیشده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-این پسره چقد قیافش اشناس عه همونیه که تو دانشگاه منو از بالا نرده گرفته

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-این خانوم خسارت میخاد راشا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-پسره با ماهان یه چیزی میگفتن سر در نیاوردم ازحرفاشون

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-درسا توام بیخیال شو دیگه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-عمرا یا معذرت خواهی میکنه یا..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-یاچی؟؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-دیدم درسا داره به بستنی راشا نگاه میکنه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-بایه حرکت بستنی رواز دست راشا گرفت پرت کرد رو لباس ماهان

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با دهن باز داشتم نگاه میکردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماهان خشکش زده بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یاسی بیا بریم کارم تموم شد یهویی دستمو گرفت باهم به طرف دستشویی پارک رفتیم درسا لباسشو تمیز کنه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ا لعنتی ببین لک کرده

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-درسا اون چه کاری بود کردی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-حقش بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-عجب شبی بوداا بیا بریم به چیزی بخوریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-نه یاسی من نمیام لباسم داغونه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-باشه پس بیا بریم تو راه یه چیزی بخوریم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ باهم دیگ طرف ماشین رفیتم ماشینو روشن کردم حرکت کردم منم گشنه ام بود نزدیک یه ساندویچی وایسادم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_درسا تو تویی ماشین بشین من برم ساندویچ بگیرم بیام

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_از ماشین پیاده شدم رفتم تو مغازه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اقا دوتا ساندویچ بدین

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه خانوم چند دقیقه صبرکنید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بعداز ۵دقیقه ساندویچ حاضرشد گرفتم حساب کردم اومدم بیرون سوار ماشین شدم یه ساندویچو به درسا دادم واسه خودمو باز کردم یه گاز زدم اوووممم چقد خوشمزه بود ساندویچمو خوردم بعد نوشابه رو باز کردم یکم ازش خوردم ماشینو روشن کردم به طرف خونه درساشون حرکت کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی میگم اون پسره بستنی رو ازش گرفتم پرت کردم طرف دوستش همونی نیست که تو دانشگاهس ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اره فکر کنم همونه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اوکی قیافه هاشونو دیده بودی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-اوهووم خشکشون زده بودمنم همینطور

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-دیگ دیگ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نزدیک خونه درساشون رسیدم ترمز کردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی جونم دستت طلا

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_فدا شب خوش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_شب توام خوش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_درسا پیاده شد حرکت کردم به طرف خونه دروبا ریموت بازکردم ماشین پارک کردم پیاده شدم ساعتمو نگاه کردم ساعت۱۱شب بود چقد زود گذشت رفتم توخونه چراغا همه خاموش بودانگارهمه خواب بودن در اتاقمو بازکردم رفتم توش لباسمو دراوردم درازکشیدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتم بیرون یاشار رو مبل نشسته بود سرش تو گوشی بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رفتم تو اشپزخونه ببینم ناهار چی داریم اوووممم قیمه جونمی برای خودم برنج کشیدم قیمه ریختم روش رو میز ناهارخوری نشستم شروع کردم با ولع به خوردن بعد ظرفو جمع کردم رفتم بیرون یاشار سرش هنوز تو گوشیش بود یهویی گوشی رو از دستش گرفتم اووووه داشت اس بازی میکرد تا رفتم ببینم کیه گوشی رو از دستم گرفت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دختربهت یاد ندادن بدونه اجازه گوشی کسی رو دست نزنی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_داداش خودمه دلم خواست گوشیشو بگیرم داشتی باکی اس بازی میکردی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_تو مگه فضولی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اره حالا بگو باکی اس بازی میکردی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_با نگار

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نگار کیه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دوستمه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_تا جای ک من یادم میاد تو دوست نگار نداشتی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_الان چند وقته که باهاش اشنا شدم دختره خوبیه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_عه جدی پس واجب شد نگارخانومو ببینم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه یه روز باهاش اشنات میکنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_باشه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_حالا فضولیتو کردی پاشو برو یه قهوه درست کن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ب من چه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_عه یاسی اذیت نکن دیگ پاشو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_بلندشدم رفتم تو اشپزخونه قهوه درست کردم دوتا فنجون ریختم بردم تو سالن سینی رو روی میز گذاشتم خودم رو مبل نشستم یه قهوه برداشتم من قهوه شیرین دوس نداشتم همیشه قهوه تلخ میخوردم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_مشغول قهوه خوردن شدم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی قهوه تموم شد بده برات فال قهوه بگیرم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_نه بابا مگه بلدی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_پس چی دست کم گرفتی منو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_فنجونمو دادم به یاشار شروع کرد به خوندن چیزی سردر نیاوردم چی میخوند یه جاشنیدم گفت عجی مجی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واه این چی میگی بعد تو قهوه رو نگاه کرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی داخل فنجون رو نگاه کن این دوتا خط کنار هم هستش

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_خب

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_این میگه که تو با یکی ازدواج میکنی که پسره خیلی چاقه موهاش فره دندوناش زرده چشماش بنفشه سبیل داره ابروهاشم کلفته

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_گیج نگاهش میکردم واه این چی میگه. مگه چشم بنفشم داریم دیدم یاشار با لبخند داره نگاهم میکنه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاشار میکشمت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاشارفرار کرد رفت تو حیاط منم دنبالش وایسا یاشار حالا من بایکی ازدواج میکنم که چشماش بنفشه موهاش فره و...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_همون طوری که بدو میکرد گفت خب به من چه تو قهوه این نوشته شده بود

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دمپاییمو دراوردم پرت کردم طرفش جا خالی داد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یاسی چرا وحشی شدی تو خب مگه فالش چش بود پسره به اون گلی قشنگی کجا میخای پیدا کنی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دیگ به نفس نفس افتاده بودم یاشار به...خدا ... میکش ..مت

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یاشار مثه من به نفس نفس افتاده بود دیگ نمیتونستم بدو کنم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_واه به من چه فالت اینو گفت.خوبه والا مردم میرن پول میدن براشو فال قهوه بگیرن من برات مفتکی فال گرفتم بیا پاچه بگیر

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_اون دمپایی دیگ رو ازپام دراوردم پرت کردم طرفش تا خواست جاخالی بده خورد توسرش اخیش دلم خنک شد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همینطوری بادست سرشو میمالید

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ خیلی وحشی هستی

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_یه زبون براش دراوردم رفتم تو خونه

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هفته بعد کنفرانس داشتم باید درس میخوندم کتابمو گرفتم روتخت درازکشید شروع کردم به خوندن به ساعت نگاه کردم ۷شده بود واای چقد خسته شدم از اتاق زدم بیرون حوصله پله رو نداشتم از نرده سرخوردم تا پایین

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_دختر این چه کاریه میکنی مگه میمونی از اون بالا سرمیخوری؟بیفتی چی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_عه مامان حالا میمونم شدم؟خب حوصله نداشتم از پله بیام پایین مامان چپ چپ نگاهم میکرد

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

الان میدونستم اگ اونجا وایسم تا فردا صبح نصیحت میکنه زودی رفتم رو مبل نشستم tvداشت فیلم میداد منم که عاشق فیلم مامانم اومد کنارم نشست تخمه اورد باهم فیلمو نگاه میکردم تخمه میخوردیم

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_به به میبینم مادرو دختر انقد تو فیلم غرق شدن من اومدم متوجه نشدن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_هیس هیس جای حساسه بیا بشین ببین یهویی tvخاموش شد إ این چرا خاموش شد؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به یاشار نگاه کردم إ یاشار تو tvرو خاموش کردی زود باش روشنش کن

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید