خلاصه رمان مهمان ویرانگر
دختری شاد و شنگول که به دلایلی وارد یک خونه میشه که اون خونه دو تا شاخ شمشاد داره که یکیشون پلیسه یکیشون خلاف و روانی. و اتفاقاتی میفته که زندگی دختر شادمون و آقا پسرا عوض میشه…
قسمتی از متن رمان مهمان ویرانگر
الهام
1خیلی افتضاح بود اصلا سر و ته نداشت پشیمون شدم از خواندن رمان یه کم وقت بذارید و احساسی تر رمان بنویسید هنوز مرحله آشنایی شروع نشد خانواده ها مردن تا اومدیم عذا داری رو بخوانیم عاشقا به هم رسیدن خخ واقعا افتضاح بود
۴ هفته پیشمعصومه
0اصلا معلوم نبود چی به چیه فقط کشتار بود افتضاح بود
۱ ماه پیشنرگس
0نظری ندارم چون تا نصفه خوندم
۲ ماه پیشRihana
0نصفه ولش کردم من این رمان رو یه جا خونده بودم ولی این شکلی نبود کامل بود از اولش یادم نیست لعیا بخاطر چی اومد خونه ی اینا ولی وضع زندگی امیر اینا خیلی بهتر بود و علی خلافکار بود و یه پیانو داشتن تو خونه که یادمه یه بار علی نشسته بود پیانو میزد و آهنگ میخوند در آخر هم امیر و لعیا عاشق هم میشدن
۲ ماه پیشحسین
0معلوم نویسند تازه کار جالب نبود انشالله رمان های بعدی را بهتر مینویسید نا امید نشوید موافق باشید
۲ ماه پیشرها
6ینی به درد نخورترین رمانی بود که خوندم افتضاح
۳ ماه پیشمهرآسا
4خیلی آبکی و مزخرف بود
۳ ماه پیشدختر بهار
1افتضاح بود یه داستان بی سر و ته بود
۴ ماه پیشقشنگ
4شروع رمان نامفهوم ادامه داستان وکشتن ومردن دو خانواده گیچ کننده امیدوارم روابط گزینه ها منطقی تر،احساسی تر ومتن ادبی تر گرچه پایانش خوب ادامه داد
۴ ماه پیشTida
3بعضی از نویسنده ها فقط به شعور خواننده توهین میکنن🤦🏻 ♀️
۴ ماه پیشم.ه
1متاسفم اصلا خوشم نیومد
۴ ماه پیشکیمیا
0حیف صدحیف *** سانیستا قطع شد بخدا وقتی میخوندی انگار اونجاهستی باهاشون زندگی میکنی اینقدر واقعی نوشته میشه
۴ ماه پیشکیمیا
2خدایش چقدرفکرکردی اینونوشتی بدی یه آدم خنگ کم ذهن بخونه خندش میگیره
۴ ماه پیشمرضیه
2آشغال ترین چیزی بود که یکی میتونست بنویسه
۴ ماه پیش

Aysana
0درسته که اولش نامفهوم بود ولی نویسنده طوری رمان رو نوشته بود که فکر کردم بر اساس واقعیت هست خیلی رمان واقعی به نظر می رسد خلاصه رمان قشنگیه.