رمان یادم‌ نمیکنی

  • زبان فارسی
  • 11.7K 👁
  • 195 ❤️
  • 51 💬

خلاصه رمان معمایی یادم‌ نمیکنی

پریا دختر قصه ی ما دختری مهربان اما مغرور که در 13 سالگی اش عاشق میشه، ولی نه جرات گفتنش رو داره ،نه میتونه بپذیره این عشق رو.پریا برای اینکه از شر این عشق خلاص شه ،پا به دیار غربت میزاره ولی اون نمیدونه که هیچکس نمیتونه از دست سرنوشت و تقدیر فرار کنه یا تغییرش بده.بعد از مدتی‌ آرمان کسی که پریا عاشقش شده،وارد زندگی پریا میشه و زندگیش رو تغییر میده.پریا به ناچار بخاطر عشقی که تو وجودش نسبت به آرمان داره اونومیپذیره،غافل از اینکه آرمان یه گذشته ی تاریکی داره. آیا پریا بعد از فهمیدن این گذشته ی تاریک آرمان بازم میتونه باهاش ادامه بده یا نه؟پریا بین دوراهی زندگی مونده و این هردوتا راه شاید آغاز گر تباهی اون باشه!!

نظرات رمان یادم‌ نمیکنی
  • سارارمان خوبی بود

    0

    عالی بود ممنون،،،

    ۲ سال پیش
  • یکتا

    0

    عالی بود

    ۳ سال پیش
  • مونا

    0

    زیبا و عالی

    ۳ سال پیش
  • Amir Ali

    0

    خوب بود اگه میشه کاملشو بزارین

    ۳ سال پیش
  • خوبه ادامش لطفا

    0

    خوبه ادامش لطفا

    ۳ سال پیش
  • زهرا

    0

    عالییییییییی

    ۳ سال پیش
  • نوشین

    0

    عالی بود لطفاً زودتر ادامه داستانو بزارین

    ۳ سال پیش
  • فرنوش

    0

    سلام رمان خیلی خوبی هست

    ۳ سال پیش
  • زهرا

    0

    عالیی بود مشتاقم ادامشم بخونم

    ۳ سال پیش
  • پروانه سلیمانی

    0

    تا اینجاکه خوب بود منتظر ادامشم

    ۳ سال پیش
  • بهاره

    1

    خیلی خوب بود یعنی عالللی تورو خدا ادامشو بزارید😭 باتشکر از نویسنده خوب

    ۳ سال پیش
  • زهرا

    0

    عالی بود لذت بردم

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    دست نویسندش درد نکنه عالیه لطفا ادامه اش هم بزارین

    ۳ سال پیش
  • دلارام

    0

    خوب بود ولی زود و الکی عاشق شد ولی قلمش خوب بود و تا حدودی جزئات و گفته بود

    ۳ سال پیش
  • مانی

    0

    عالیه بقیه اش بزارین

    ۳ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!