خلاصه رمان عاشقانه عیش و نوش
عسل دومین دخترخانواده معمولی است و باکلی دغدغه و فکر. پدرش سریدار باغ خاندان کیان هست و پسر خانواده کیان، اروَند کیان وقتی از هامبورک آلمان به ایران بازمی گردد، مشکلات عسل شروع می شود، چراکه اروَند برای خلاص شدن از برخی مشکلات شخصی برای عسل که خود گرفتار است، یک پیشنهاد عجیب می دهد... پیشنهادی وسوسه انگیز و درحین حال خطرناک.
قسمتی از متن رمان عیش و نوش
محدثه
1سلام و خسته نباشید اولین چیزی که تو این رمان نظرمو جلب کرد این بود که لحن نوشتاری نویسنده واقعا گنگ بود نه کتابی نه راحت ترکیبی میزد 😂دومین چیز اینکه کلمات کاملا نامناسب به کار میرفتن و من به زحمت تونستم یکم از رمانو بخونم خلاصه میتونست رمان جالبی باشه اما نشد
۵ ماه پیشنازگل
0بد نبود ولی حیف که،اروند مرد باید عاشقانه اون میشد
۷ ماه پیشسمانه
0بدنبود
۲ سال پیشایلا
0خوب بود ولی آخرش معلوم نشد کاش اروند زنده می ماند
۲ سال پیشحنانه جون
3زیاد جالب نبود که مخاطب را به خوش جذب کند
۲ سال پیشمریم
0عالی عالی عالی
۳ سال پیشخیلی خیلی مسخره بود
4حیف چشمام و زمانم
۳ سال پیشدیار
0خوب وسرگرم کننده
۴ سال پیشن
6چرت بودنمیدونم چرا نویسنده هامون ایقدترویج بی بندوباری میکنن طرف شوهرداره میادمیره باپسردیگه ای خوش گذرونی اع حالم به هم خوردبابایکم وفا وپاکیوترویج کنید
۴ سال پیششادی
1خیلی بیخود چرت و پرت
۴ سال پیشمص
3از اون رماناس ک فقط یبار ارزش خوندن داره فقط نفهمیدم بیتا چیشد حیف بود اروند بمیره
۴ سال پیشجلالی
3آخیییییی مامانم ایناااااا *** واجب در کار نبود *** حاجات میخوند حاج خانم
۴ سال پیشجلالی
2ههههههههه دقت کردین از *** خبری نبود ولی تا یکیشون میرفت بیمارستان و بستری میشد تسبیح میگرفتن جالبه🤔🤔🤔
۴ سال پیشم
2بدنبودفقط نفهمیدیم بیتاچیشد اروندکی مرد یاچجوری طلاق گرفتن نویسنده عزیزتوکه زحمت نوشتنومیکشی کامل بنویس
۵ سال پیش
zahra
1ب شدت مضخرف😐حیف وقتی ک گزاشتم چی بود این اخه