دوست داشتی؟
رمان شکار خون آشام اثر #تیم_اوروک

رمان شکار خون آشام

  • زبان فارسی
  • 70.9K 👁
  • 149 ❤️
  • 68 💬

خلاصه رمان ترسناک شکار خون آشام

بعد از اتفاقاتی که در عمارت هالووید افتاد کیرا و دوستانش به دنبال کایلا و فرار از خون آشام‌ها و ومپایرس‌ها، سر از کوهستان کامبریا درمی‌آورند. طی این مدت بخاطر ومپایرس‌ها که هر حرکت‌شان را پیش بینی می‌کنند، اعتماد میان کیرا و دوستانش خدشه‌دار می‌شود و...

قسمتی از متن رمان شکار خون آشام

»!؟ نسبت فامیلی چیزی باهات نداره
لوسِ « : پاتر بدون اینکه به من نگاه کند در تاریکی زمزمه کرد
». بینمک
گروهبان به مامورهایی که مقابلش ایستاده بودند نگاه کرد و گفت:
نمیدونم شماها فکر کردین کدوم خری هستین ولی من اسم و «
»... درجهاتون رو میخوام و
ولی پیش از آنکه فرصت کند حرفش را به اتمام برساند، آن مامور
به سمت جلو خیز برداشت و با دندانهاش یک تکه گوشت از گردن
گروهبان کند.
این اتفاق آنقدر سریع رخ داد که گروهبان فقط ایستاده بود و به آن
ماموری که تکهای از گوشت گردنش را کنده بود، نگاه میکرد. سپس،
وقتی چسبناکی خونی که جاری میشد را حس کرد یکی از دستانش را
به سمت گردنش برد و بعد جلوی کاپوت ماشین افتاد.
از ترس چیزی که دیده بودم نفس بلندی کشیدم و پارت از جا پرید
و دستش را جلوی دهانم گرفت.
سر و صدا « : در گوشم زمزمه کرد و نفسش روی صورتم پخش شد
». نکن و آروم باش تپلی. دلمون نمیخواد صدامونو بشنون
و دست پاتر را از جلوی ». الان آرومه « : لوک با صدایی آرام گفت
دهانم کنار زد.
به سمت ماشین پلیس نگاه کردم و آن مامورهای پلیس را دیدم که
روی گروهبان خیمه زده بودند و از او تغذیه میکردند. گروهبان ناامیدانه
و از سر درماندگی زیر آنها دست و پا میزد و سعی میکرد جلویشان را
بگیرد. لحظهای بعد خون در هوا فواره زد و روی شیشهی جلوی ماشین
پاشید.
وقتی گروهبان دست از تقلا برداشت مامورها عقب کشیدند و
هادسون « : دهانشان را با پشت دستکششان پاک کردند. رهبر گروه گفت
». و همراهاش نباید زیاد دور شده باشن. پیداشون کنین
همگی در جاده پخش شدند و به سمت پارک حرکت کردند.
فصل دوم
کنار دوستانم چمباتمه زدم و نفسم را نگه داشتم. وقتی صدای
حرکت کردنشان به سمتمان را در تاریکی شنیدم، سعی کردم آرام بمانم
و حتی یک اینچ هم تکان نخورم. قبلا متوجه شده بودم که ومپایرسها
توانستهاند در موقعیتها و قدرتهای اجتماعی نفوذ کنند... رام و فیلیپس
و تیلور این مسئله را اثبات میکردند، ولی انتظار دیدن چیزی که
شاهدش بودم را نداشتم. دیدن پلیس نماهایی که با آن وحشیگری
گروهبان را کشتند، مرا هاج و واج کرده بود.
قلبم خودش را به قفسهی سینهام میکوباند و میتوانستم صدای
بوم بومش را در گوشم بشنوم. به کایلا فکر کردم و با خودم گفتم اگر او
در این لحظه کنار من بود بدون شک صدای ضربان قلبم گوشش را کر
میکرد.
وقتی پلیسها نزدیک شدند ایزیدور حفاظ کمان روی دوشش را
آزاد کرد. بازوی راستم به بازوی لوک فشرده میشد، بازویش به سفتی
سنگ و بی حرکتی یک مجسمه بود. صدایی از جانب مورفی و پاتر
نمیشنیدم، حتی صدای نفس کشیدنشان. هر دویشان روی چهار دست
و پایشان خم شده بودند و هر لحظه آمادهی خیز برداشتن و حمله کردن
بودند.
وقتی از کمی آن طرفتر جایی که مخفی شده بودیم صدای خش
خش بلند شد، صدای قدمهای پلیسها و همینطور قلب من متوقف شد.
ناگهان نور چراغ قوهها درست چند اینچی ما روی زمین افتاد و زمین را
روشن کرد. نگرانی و اضطراب غیر قابل تحملی بر ما حکمفرما شده بود.
ایزیدور کمانش را آماده کرد و مورفی و پاتر مانند دوندههای مسابقهی
دو کمرشان را خم کردند. لوک هم شروع کرد به فشردن دست من.
نور چراغ قوه به سمت ما حرکت کرد و بعد متوقف شد.
». فقط یه روباه بود « : یکی از آنها گفت
»؟ کجا « : یکی دیگر از آنها که به نظر مطمئن نمیآمد پرسید
ببین! اونجا!
برای لحظهای همه جا ساکت بود. سپس، آن مرد شکاک گفت:
». آره. دیدمش. بیاین به راهمون ادامه بدیم «
آرام و بی حرکت در تاریکی مخفی شدیم تا وقتی که صدای


بیشتر بخوانید
نظرات رمان شکار خون آشام
  • ممممم

    0

    چطوری کل فصل هاشو پیدا کنیم فصل ۴ چ اسمی داره کجا پیداش کنم

    ۳ ماه پیش
  • نگارم

    0

    فصل چهارم ارتش خون آشام و فصل پنجم و آخرین فصل خانه ی گرگ اسمشه و خب تو *** هست

    ۳ ماه پیش
  • ندا

    1

    رمان جالبی بود فصل چهارمش رو از کجا پیدا کنم داستان نصفه نیمه موند...

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    سلام شما چجوری رمان رو خوندید من زدم خواندن انلاین تا یه جایی باز شد بقیشو نوشت باید اپلیکیشن رو نصب کنید تا بتونید بخونید منظورش از اپلیکیشن ،برنامه دنیای رمان هست؟ چون من دنیای رمان رو نصب کردم اما بازم باز نمیشه

    ۳ ماه پیش
  • Zaza

    0

    عالی واقعا از همه نظر عالی قابلیت چندبار خوندن رو داره انقد جذاب و بی نقصه

    ۳ ماه پیش
  • Hadis

    0

    سلام جلد یک و دو رو از کجا میتونم پیدا کنم؟

    ۴ ماه پیش
  • ...

    0

    رمان خوبی بود فقط جلد ۴ رو با چه اسمی پیدا کنیم؟

    ۵ ماه پیش
  • zeal

    0

    ارتش خون آشام داخل برنامه نیست جلد اخر هم نیست بازم هست ولی اسمشو نمیدونم

    ۵ ماه پیش
  • Sana

    0

    یه رمان بی نظیر که هرلحظش پر از هیجان مشتاقه منتظری قسمت های بعدی رو بخونی . مخصوصا شخصیت پاتر که یه شخصیت مرموز داره . به کسایی که نخوندن پیشنهاد میکنم حتما بخونننن

    ۵ ماه پیش
  • Asal

    0

    وای عالی بود این رمان قشنگترین رمانی بود که خوندم لطفا فصل ۴ به بعدشم بزارید اسم فصل ۴ چیه؟

    ۶ ماه پیش
  • Patrik

    3

    تافصل دومش خوب بود ولی فصل سوم متاسفانه همه جمله هاجا ب جا بود وخوندن روسخت ترمیکرد

    ۶ ماه پیش
  • شکوفه

    0

    فوق العاده قشنگ بود.جمله هاجاب جای داشت ولی من میتونستم بخونم.فقط جلوچهارم داره یانه؟

    ۱۱ ماه پیش
  • یه بنده خدا

    0

    رمان جالبی بود و خوشم اومد

    ۱۲ ماه پیش
  • جهنم

    1

    رمان خیلی فوق العاده ای بود بی نظیر بود من بیشتر از همه از شخصیت پاتر خوشم میاد خیلی باحاله و اصلا شخصیت کسل کننده ای نداره و من به همه کسایی که تازه شروع به خوندن این رمان کردن پیشنهاد می کنم نصف شبی و زمانی که همه خوابن و کاملا تنها بخونین اینطور هیجان رمان دوبرابر میشه باتشکر از نویسنده و مترجم ❤

    ۱ سال پیش
  • سارا

    1

    رمان قشنگیه ولی قاطی پاتی نوشته شده خوندش خیلی سخته باعث میسه آدم دوست نداشته باشه بخونش

    ۱ سال پیش
  • میرا

    0

    عالیه

    ۱ سال پیش
  • یاسر

    0

    و یه چیز دیگه، از مترجم واقعا ممنونم بخاطر ترجمه ی این رمان. فکر نمی کنم احساسی که موقع ترجمه ی این رمان راداشته بتونم توصیف یا درک بکنم ولی حتما یه حس خاص وزیبا بوده...

    ۲ سال پیش
  • یاسر

    1

    می تونم بگم یکی از بهترین رمان هایی بود که خونده بودم واز خوندنش لذت بردم ولی فکر نمی کردم اینجوری تموم شه یه پایان بی پایان...

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!