دوست داشتی؟
رمان شفق و کامران اثر فهیمه نادری فرد

رمان شفق و کامران

  • زبان فارسی
  • 139.7K 👁
  • 233 ❤️
  • 178 💬

خلاصه رمان عاشقانه شفق و کامران

این رمان درباره ی دختری خوش چهره و زیبارو است به نام شفق که او در یک مرکز درمانی به کار پرستاری مشغول میباشد . چند روزی به مرخصی میرود و در بازگشت از مرخصی به دکتری جوان و خوش ظاهر به نام کامران برخورد میکند . کامران تازه کارش را در بیمارستان شروع کرده و پس از دیدارهای زیاد شفق رو عاشق خودش میکند . در این جا شفق حرف های زیادی در مورد کامران میشنود که باعث عدم اعتمادش به او میشود ولی کامران او را متقاعد کردن و تمام تلاشش را میکند که با او ازدواج کند و …

قسمتی از متن رمان شفق و کامران

انتخاب اروما تنهایی بود
اما انتخاب دایان...
او هنوز تصمیم نگرفته بود که به صدای قلبش گوش دهد و یا ذهنش.
هرچند که صدای ذهنش با قلبش هارمونی ایجاد کرده بود اما این وجدانش بود که مانع انتخاب عاشقی میشد
وجدان و غرور
وجدانی که مدام به سینه اش چنگ میزد که اگر بعد
ازین تصمیمات محکمی که برای آینده ات گرفتی و تنهایی را انتخاب کردی، از مسیرت منحرف شوی غرورت میشکند
و علاوه بر اینها
کسی حرف تورا باور نخواهد کرد
کسی به احساست اعتماد نمیکند، کسی باور نمی کند که عاشق شده ای.
آن هم عاشق اروما که عشق را فقط ژانری برای رمان ها و فیلم ها میداند و به عشق در دنیای واقعی باور ندارد
او تنها یک عشق را در دنیای واقعی دیده بود
اروما تنها فقط بوسه مادربزرگ مادرش را دید که بر پیشانی بیجان پدربزرگ مادرش مینهاد
او فقط همین صحنه را عاشقانه میپدارد
اروما شاهد عاشقانه های دختر و پسران زیادی در فامیل بود که تا به هم می رسیدند ابراز پشیمانی می کردند
اروما دلش نمی خواست با ازدواج همانند کسانی که دیده بود فقط همه هم و غمش پول و مشکلاتی ازین قبیل باشد
از نظر او همه هم و غم عاشق و معشوق باید این باشد
که کی برای هم، توصیفی عاشقانه به کار ببرند. هر چند که خودش با این فکرها خنده تمسخر آمیزی به افکارش نثار میکرد.
بچه های اون خونه، شایدم بهتره بگم استودیو، همه باهم صمیمی بودن.
پارسا رو میشناختم و حتی استودیو قبلی دایان و پارسا هم رفته بودم که هم خونه مجردی دایان و پارسا بود و هم طبقه پایینش استودیوشون بود.
دایان دوستای زیادی داشت اما با پارسا صمیمی تر بود.
آرا توی گروهمون گیتار آکوستیک میزنه، میعاد ضبط و تنظیم نوت هامونو انجام میده، سارا کار کیبورد رو به عهده داره، پارسا درام میزنه و من هم نوازنده گیتار الکتریکشونم و دایان هم یکی مثل من، ساز های دیگه ای رو هم بلدیم تا حدودی.
نمیدونم توی این دورهمیمون و ساز زدنامون به کجا و چی میرسیم اما هممون تو این مدت از اوقات فراغتی که باهمیم، بهشتو تجربه میکنیم.
نمیتونستم از شدت سرما آروم سر جام بشینم، کوله پشتیمم انقدر توش پر از وسیله بود که مجبور شدم کامل خالیش کردم روی کاناپه و مدارکمو کنار زدم تا بتونم ساز دهنیمو از لابه لای اونهمه لباس و مدارک و
پول پیدا کنم.
بالاخره سازدهنیمو پیدا کردم و برداشتمش و بین لبام قرار دادم و شروع کردم به نواختن سازی که همیشه آرومم میکرد.
بلاچاو، آهنگ موردعلاقم بود و از وقتی نواختن این آهنگ رو توی سریال موردعلاقم با سازدهنی دیدم، عاشق این ساز شدم و یک سازدهنی برای خودم خریدم و تموم تلاشمو کردم که بتونم یاد بگیرم باهاش بنوازم.
همزمان با گوشیم هم آهنگ بلاچاو رو پلی کردم که خواننده بخونه و من ساز بزنم:
Una mattina mi sono alzato-
(یک روز از خواب برخاستم)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
Una mattina mi sono alzato
(یه روز از خواب بلند شدم)
E ho trovato l’invasor
(دشمن همه جا را گرفته بود)
O partigiano portami via
(ای پارتیزان مرا با خود ببر)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
O partigiano portami via
(ای پارتیزان منو با خودت ببر)
Che mi sento di morir
(چون حس میکنم دارم میمیرم)
با آرنجم اشکی که از گونم سر گرفته بود رو پاک کردم و ادامه دادم:
E se io muoio da partigiano-
(و اگه به عنوان پارتیزان جونمو از دست دادم)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
E se io muoio da partigiano
(و اگه به عنوان پارتیزان جونمو از دست دادم)
Tu mi devi seppellir
(تو باید منو به خاک بسپاری)
E seppellire lassù in montagna
(منو در کوهستان به خاک بسپار)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
E seppellire lassù in montagna
(منو در کوهستان به خاک بسپار)


بیشتر بخوانید
نظرات رمان شفق و کامران
  • ساغر

    0

    چرا رمان جابجا شده؟

    ۳ روز پیش
  • نفس

    0

    رمان دیگه اشتباه بارگذاری شده.این چه وضعیه اخه

    ۱ ماه پیش
  • Fatima

    0

    چرا این همه اعتراض کردن که رمان اشتباهی جای رمان شفق بارگذاری شده ، پشتیبانی اپ پیگیری نکرده و درستش نکرده؟؟؟

    ۲ ماه پیش
  • Fatomah

    0

    چرا این همه آدم اعتراض کردن کخ روما اشتباهی جای رمان شفق بارگذاری شده پشتیبانی اپ درستش نکرده؟؟؟

    ۲ ماه پیش
  • ضحا

    10

    سلام وقت بخیر ممنون بابت رمانهای خوبتون اما رمان شفق اشتباه گذاشته شده😒

    ۵ ماه پیش
  • سارینا

    0

    سلام شما پی دی اف کامل رمان شفق رو دارین؟

    ۲ ماه پیش
  • سارینا

    3

    بچه ها کسی پی دی اف کامل رمان شفق رو داره ؟؟؟میشه برام بفرستین؟

    ۲ ماه پیش
  • اهم....

    6

    رمان اشتباهه . خواهشا یه نگا بندازین بعد بارگزاری کنید.

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    7

    رمان اشتباه گذاشتید خواهشا رسیدگی کنید!!!!

    ۳ ماه پیش
  • سحر

    8

    لطفا درست کنید این رمان شفق و کامران نیست

    ۵ ماه پیش
  • زمستون

    12

    سلام حسته نباشید،میشه لطف کنید خود رمان شفق رو بذارید؟این رمان با اسم اشتباهی توی برنامه هست لطفا رسیدگی کنید یا اسمشو عوض کنید یا خود رمان شفقو بذارید ممنون

    ۶ ماه پیش
  • الی

    6

    بجای رمان شفق رمان اروما میاد لطفا رسیدگی کنین

    ۶ ماه پیش
  • النا جون وباراناجو

    11

    سلام چرا کتاب های شما باخلاصه واسم کتاب یکی نیست قسمتهاش با کتاب اروما یکی شده و داستان دیگه ای رو تعریف میکنه لطفا درستش کنید

    ۷ ماه پیش
  • سحر

    7

    سلام این رمان مورد علاقه منه ومن میخواستم بخونم یک رمان دیگه به اسم اروما اومد لطفا اگه میشه رسیدگی کنید

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه

    6

    لطفاً درست کنید اسم رمان وقتی میخونی یه چیز دیگه میاد

    ۹ ماه پیش
  • فرفری

    7

    سلام آقا من این رمان رو خیلی دوست دارم اما چرا یه رمان دیگه میاد تورو خدا درستش کنید

    ۱۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!