دوست داشتی؟
رمان لحظه‌ای عشق اثر فاطمه ماهرانی(آرزو)

رمان لحظه‌ای عشق

  • زبان فارسی
  • 74.3K 👁
  • 95 ❤️
  • 99 💬

خلاصه رمان درام لحظه‌ای عشق

آرزو دختر هجده ساله و نابغه‌ای که زندگیش با روال عادی طی می‌شه تا این که پدرش اون رو مجبور به ازدواج اجباری کرده و آرزو درست روز عقد تصادف کرده و ...

قسمتی از متن رمان لحظه‌ای عشق

آرزو در فکر فرو رفت؛ این که چگونه معلم سخت گیری مثل خانم محسنی این گونه در شادی او سهیم شد و او را میان آن همه دانش آموز در آغوش کشید.
_آرزو؟
_بله.
_من شیرینی می‌خوام.
_برو بخر.
_تو باید به من شیرینی بدی.
_نچ.
_چرا؟
_ یک کاری باید برام بکنی.
_چی؟
_بوسم کن.
_ اِه مگه شتر جماعت رو کسی می‌بوسه؟
_ باشه خودت برو بخر.
_قهر نکن.
_برو بابا.
_ بهت لطف می‌کنم و بوست می‌کنم ولی فکر نکن دوست دارم فقط به خطر بستنی این کار رو کردم.
_خیلی...
_نمی‌خواد بگی خودم می‌دونم خیلی خوشگلم.
آرزو در برابر این حجم از بلبل زبانی طناز همیشه کم می‌آورد. طناز جلو آمد و بوسه ای کوتاه بر روی گونه آرزو نشاند.
_بیا بریم بستنی بخوریم.
_ای شکمو.
_ همینه دیگه.
همراه با هم به سمت بستنی فروشی حرکت کردند. خوردن بستنی آن هم در آن حال و هوای سرد یکی از هزاران حس لذت بخش دنیاست.
هر دو بستنی قیفی شکلاتی را سفارش دادند.
بعد از این که آرزو پول را حساب کرد دوباره به راه افتادند.
_آرزو؟
_بله.
_می‌گم...
_چی؟
_ می‌گم...
_ای درد، هی می‌گم می‌گم خب بگو دیگه.
_باید دیگه آستین برات بالا بزنم.
_خب بزن.
_الان تو مثلا باید خجالت بکشی.
_خب بذار من یک چیزی بهت بگم.
_چی؟
_ من تا نقل و نبات بچه تو رو نخورم، نگاهم به کسی چپ نمی‌شه.
_نه بابا.
_به جون تو.
_می‌بینمت فردا با حلقه میای.
_میبینمت.
_حالا آرزو جدا از شوخی تو جدی اگه یک موقعیت خوب پیش بیاد چیکار می‌کنی؟
_خب بستگی به موقعیتش داره؛ اگه طرف دکتر باشه، خوشگل باشه، خوشتتیپ باشه، خرخونم باشه همین الانم می‌رم محضر باهاش عقد می‌کنم.
_این ها مثلا الان ملاک های ازدواجت دیگه؟
_آره چون من خودم خرخونم پس در نتیجه آقام هم باید خرخون باشه و دکتر هم باشه چون منم دکترم، بعد بچه‌ام چون مامان باباش خیلی درس خونند اون هم دکتر خرخون می‌شه.
_ خدا شفا بده.
آرزو لبخند دندان نمایی زد.
_بلند بگو آمین.
هر دو از ته دل خندیدند و به راهشان ادامه داد.
بعد از جدا شدن از طناز، در راه رسیدن به خانه فکر می‌کرد چگونه این خبر را به پدر و مادرش بدهد مطمئناً پدرش از شنیدن این خبر خیلی خوشحال می‌شد و او را بسیار تشویق می‌کرد؛ زیرا آرزو برای آنها افتخار بزرگی بود.
تصمیم گرفت تا کمی با آن ها شوخی کند.
قیافه بد خلق و ناراحت را گرفت و زنگ در را فشرد.
در با صدای تیکی باز شد و مادرش به استقبال آمد.
_ سلام دختر گلم
بی رمق و بیحال جواب داد.
_سلام
چی شده؟
_ هیچی
آهی کشید و به سمتش پدرش رفت و سلام سردی نیز به او کرد.


بیشتر بخوانید
نظرات رمان لحظه‌ای عشق
  • ایناز

    0

    در کل داستان خوبی بود یکی از دلایلی که میگم خوب بود اینهکه اصلا صحنه های مثیت ۱۸ نداشت ولی کلا رمانش یه جاهاییش خیلی حوصله سر بر میشدو با اینکه خوب بود ولی یه بدی هایی هم داشت مثلا ارزو بیش از حد مهربون بود مثلا اگه انقدر زود ادما رو نمیبخشید از نظر من بهتر میشد این رمان

    ۲ ماه پیش
  • پناه

    0

    اینقد راحت شایان رو بخشید اصلا منطقی نبود. به زور تا اخر خوندمش

    ۴ ماه پیش
  • عسل

    5

    سلام از کی تا حالا مدیر نتیجه کنکور سراسری را سر صف اعلام می کنه درسته رمانه و بعضی وقت ها دور از واقعیت اما مثل اینکه توی یک رمان بگن اولین فصل سال تابستانه

    ۶ ماه پیش
  • ن گ

    2

    افتضاح بود وقتتون رو هدر ندید بخاطر این رمان با موضوع تکراری و بی محتوا

    ۶ ماه پیش
  • پریسا...

    1

    سلام،داستان بسیارعالی بود،دوسش داشتم،فقط یکم زیادی ابراز علاقه هاشون کلیشه ای بود،اگه عامیانه تر بود بنظرم خیلی بهتر میشد،اما در کل از داستان خیلی خوشم اومد،ممنون از نویسنده خوب این داستان،موفق و پیروز باشید.

    ۶ ماه پیش
  • راضیه

    0

    خیلی رمان خوبی بود ممنون از نویسنده ی محترم

    ۶ ماه پیش
  • حنا

    1

    خیلی قشنگه عالییی

    ۱۰ ماه پیش
  • Darya

    5

    قلم سبک داستان آبکی هندی

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    1

    ممنون از نویسنده

    ۲ سال پیش
  • ستایش

    1

    عالی بود بهتر از این نمیشه 🥰🥰🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • Aramesh

    0

    خوب بود

    ۲ سال پیش
  • M,h

    3

    الکی طولانی بود ارزش خوندن نداشت

    ۲ سال پیش
  • ایلا

    1

    خوبه نمی دونم رومان های که الان میخونن چرا انقدر زود عاشق میشن زود بهم میگن😆

    ۳ سال پیش
  • مبینا

    1

    به نظر بنده خیلی شخصیت پدر آرزو رو بد جلوه داده بودند و این ناراحت کننده اس

    ۳ سال پیش
  • الهه

    0

    قشنگ بود ارز خوندنش لذت بردم تعدادپارت ها هم به اندازه بود زیاد داستان رو کش نداد

    ۳ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!