خلاصه رمان عاشقانه حواست نیست
سر دو راهی عشق و نفرت.. در جستجوی چشمانی عاشق و بارانی درمانده تر از گذشته.. تنها گذر نامه ی جاده ای به اسم انتقام را در دستانم گذاردند.. بر خلاف مسیر عاشقی ظاهرش زیبا بود .. خوش میدرخشید در آن قیامت سرای انتقام جویان.. هر چه جلوتر میرفتم اشک و آه را پشت چشمان به خون نشسته از انتقامم پنهان میکردم.. قلبم ندای"بی پروایش را با نفرت میخواند".. و عقلم"فریاد حواست نیست هایش..را برایم نوار میکرد.. گذشت, تا زمانی که تنها فریاد عقلم را می شنیدم.. درست مقابل پرتگاه خونین و سرخی همچو برزخ در حالی که صدای رعب انگیز لاشخورهایی که بالای تپه به انتظار سقوطم بودند بدنم را به لرزه می انداخت,.. و تنها همین را میگفت: "در فکر انتقام بودی ولی حواست نبود سر دور برگردان داشت صدایت میکرد"
قسمتی از متن رمان حواست نیست
حلما
1عزیزم قسط نه قصد وای که دیوونه شدم با این قلم و رمان آبکی
۱ هفته پیشنسیم
1رمان قوی نبود من نپسندیدم
۳ هفته پیشکیمیا
2به نظرم بسیار بچگونه مناسب زیر ۱۵ساله این رمان خیلیم غلط املایی داشت درکل نپسندیدم
۴ هفته پیشقشنگ
1خواندنی بود دنبال کردنی بود ومیتونست جالبتر بنویسن موفق باشید
۲ ماه پیشصبا
2واقعا چرت بود حیف وقت
۳ ماه پیشپروان
7چند تا از رمان های خوب با قلم قوی رو خوندین معرفی کنید ممنون
۴ ماه پیشMaryam
1گناهکار خیلی قشنگه
۳ ماه پیشزهره
1خیلی بی بند و باری بود.جالب نبود یه دختر تا ساعت ۳ تو پارتی
۳ ماه پیشفرشته
8خیلی خیلی آبکی بود، آخه ادم سر شرط بندی با یکی که اصلا نمیشناستش ازدواج میکنه؟ آخه اونم ظرف ۱۰ روز؟ چرا آراد و ترانه اینقدر زود طلاق گرفتن؟ چرا همه ی دوستا و فامیلای آراد اومدن با رفیقای چیستا ازدواج کردن، جالبه هرکسی که با چیستا آشنا میشد با آراد رفیق بود😂
۴ ماه پیشتیامو
6اکثر مکالمه ها با دوست و رفیقا بود، تقریبا نزدیک به یکی دو فصل آراد مثلا از داستان خارج شده بود. چیستا که کاملاً مودی اصلا اینا هیچ چیزی بینشون نبود که عاشق بشن. یهویی همه از همدیگه خوششون میومد و یه سری راز مزخرف و توخالی داخل رمان فاش میشد، ازدواج بابای چیستا و شمسی خانوم، من مخم داره سوت می کشه.
۴ ماه پیشتیامو
3بیش تر مکالمه محور بود، بسیار کلیشه ای بود. اصلا شخصیت ها به سبک زندگی نمی خوردن، تو فکر کن مثلا مایه دار باشی تو یه خانواده درست و حسابی بزرگ شده باشی، بعد این شکلی غربتی بازی در بیاری. به حدی غیر واقعی بود که مخم ترکید، هی می خوام بگم یه شخصیتش بد بود بعد می بینم تمامی شخصیت ها چرت و پرت می بافتن.
۴ ماه پیشتیامو
1رمان به قدری سراسر از اشکال بود که من فقط مکالمه های اضافی و بیخود رو رد می کردم، هیچ اتفاق خاصی داخلش نبود، هیچ چیزی نبود که توجیه کننده عشق آراد و چیستا باشه، همه چیز یهویی پیش می رفت اتفاقات ناشیانه بودن. دختره یه ذره غرور نداشت، همشون کارا و رفتارایی می کردن که انگار بچه ۱۳، ۱۴ ساله ان.
۴ ماه پیشماهور
6سلام دوستان، میشه یه رمان با قلم قوی بهم معرفی کنید که ژانرش عاشقانه- اجتماعی باشه و دختر داستان قوی و محکم باشه؟ از رمان های ضعیف و بچگونه خوشم نمیاد🙏
۵ ماه پیشyas
2سلام ماهور رمان خفن میخوای هیژارو بخون
۵ ماه پیشماهور
1سلام عزیزم، مرسی،، اما پیداش نمیکنم، ممکنه راهنماییم کنید؟
۴ ماه پیشمادمازل
1درود. رمان آینه قدی و ژیکال و دانلود کنید و بخونید قلم عالی و موضوع جذاب اصلا سطحی و محاوره ای نیست. مثل این رمان هایی که کلا دارن از در و دیوار و رنگ رژ و مانتو و خونه و وسایل لاکچری توضیح میدن نیست 😂 اثر سحر مرادی
۴ ماه پیشماهور
2مرسی جانم👍👏😄
۴ ماه پیشمادمازل
1قربانت ❤️ اول آینه قدی و بخون. دوتا رمان یک سری شخصیت های مشترک دارن
۴ ماه پیش¥£¢$
2خوب نبود چون هیچی از پسره اراد نفهمیدم فقط فهمیدم مغروره بیشتر در مورد مساعل خانوادگی بود. اینکه برادش پیدا شد اومد به پاشون افتادو این که برادش به عشقش رسید یا نه به خدا در باره فروغ و افسانه بیشتر گفت تا آراد اینش بد بود و هیچ خاطره ای با هم نداشتن ☹️🙄
۴ ماه پیشمصی
3بدترینی که این اواخر خوندم اصلا محتوا صفر فکر کنم قلم اول نویسنده باشه توصیه نمیشه
۵ ماه پیش

پردیس
0عالیی بود جلد ۲ هم کاش داشت