پارت هشتم :
چند روزی بود که با احساس سنگینیِ نگاهی، دائم به دور و اطرافم نگاه میکردم. توی خیابون، موقع رفتن به کلاسها و باشگاه، موقع خرید...همهجا و همهجا یه چیز سنگین رو حس میکردم.
من همیشه حس ششم قویای داشتم و الان کاملا مطمئن بودم که یکی داره نگاهم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

هلنا
0آشناییهه قشنگیی بودد😍