دوست داشتی؟
رمان عملیات با چاشنی شیطنت اثر طناز.پ

رمان عملیات با چاشنی شیطنت

  • به قلم طناز.پ
  • ⏱️۱ ساعت و ۲۶ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 149.4K 👁
  • 639 ❤️
  • 1.2K 💬

خلاصه رمان طنز عملیات با چاشنی شیطنت

آرشیدا یکتاهستم ملقب به آشی دختر سپهر یکتا یه برادر وخواهر بزرگ تر از خودمم دارم آرام خواهریم مزدوجه و برادرمم تو فرانسه درس میخونه منم خیر سرم پلیس شدم یه پسر عمو دارم اسمش آرمانه یا به قول خود‌م چغندر بی خواصیت کاملا باهاش لجم حتی از لج اون پلیس شدم وبا کلی زور وپارتی یه شبه سروان شدم حالا تو این وضع دایی جان یه عملیات میذاره که ...

قسمتی از متن رمان عملیات با چاشنی شیطنت

آرمان:نه دروغ گفتم بخندیم رسیدیم دیگه.
باآرمان از هواپیما بیرون اومدیم، آرمان رفت چمدوناروتحویل بگیره منم رفتم سالن انتظار آقابیان
آرمان:بریم
-بـــــــــریـم(باذوق گفتما)
از فرو‌گاه اومدیم بیرون؛ آرمان به سمت یه ون مشکی رفت منم دنبالش در ون که باز شد از تعجب چشمام داشت از کاسه می زد بیرون چهارتا صندلی داشت که روبه روی هم بود ویه زن و مرد توش نشسته بود، من و آرمان هم سوارشدیم وماشین حرکت کرد آرمان که نگاه کنجکاوم و روی اون خانومه ومرده دیدگفت
آرمان:ایشون(به زنه اشاره کرد)ستاره خانوم هستن ومثل تو سروانن واین اقاهم شوهر ستاره خانوم سرگرد هستن؛ وقتی رسیدیم خونه برات درباره ی عملیات بیشتر توضیح می دم.
آرمان:رسیدیم پیاده شید.
از ماشین پیاده شدیم، که با دیدن برج مغزم سوت کشید
-آرمانی اینجا چند طبقس مگه؟
آرمان:بیست و پنج طبقه
-وماطبقه چند‌میم؟
آرمان:طبقه ی بیست
-جــــــــــــــــانم!
آرمان:چی شد؟
-هـ هیچی
وای دد حالا چیکار کنم، چطوری برم تو اون اتاقک آهنی(آسانسور) این مرض لعنتی پدر من و در آورده ها
آرمان:آرشیدا چی شده چرا وایسادی؟مگه سوار نمی شی؟
-چرا، چرا الان سوار می شم.
با ترس ولرز رفتم تو آسانسور وچسبیدم به دیواره ی سرد اون اتاقک لعنتی وچشمام و بستم؛ تند تند نفس می کشیدم بعد از چند ثانیه که یه قرن گذشت آسانسور ایستاد از آسانسور پیاده شدم.
ویه نفس راحت کشیدم آرمان در واحدمون رو بازکرد واول خودش رفت تو مثلا خانومامقدم ترن مــــثلا!
بعدش ستاره بعدش سامیار ودر آخرم من رفتم تو هنوزم دستو پاهام از ترس سست شده بودن. ولی با دیدن دکوراسیون خونه، آسانسورو ترسو فراموش کردم چیدمان آشپز خونه وپذیرایی سفید-طلایی بود.
سریع رفتم توی یه اتاق که با دیدنش دهنم چسبید به پارکتای اتاق، کل چیدمان سفید مشکی بود در کل خیـلی اتاق خوشگلی بود.
چمدونم و گزاشتم تو اتاق و اومدم بیرون که خوردم به یه چیز گرم و نرم سرم و آوردم بالاو... نه بابا خوردم به ............ خوردم به ستاره، کرم دارم دیگه خواستم یه کم جو بدم.
ستاره : وای ببخشاید ببخشید آشی جون ندیدمت
-اخشال(اشکال)نداره عخشم(عشقم)
دست ستاره روکشیدم وباهم رفتیم روی مبل ال سفید-طلایی جلویtv داد زدم:
-آهای عمو ها، مگه نمی خواین درباره ی عملیات یه توضیح به ما بدین
سامیار:چرا که نه، نشست بغل ستاره آرمان هم اومد کنار من نشست بی ادب شاید من نخوام پیشم بشینی آخه چغندر
آرمان:خوب این عملیات خیلی مهم و حیاطیه؛ ستاره وآرمان از قبل وارد گروه خلافکار ها شدن ماهم به عنوان بزرگ ترین سهام دار های ترکیه با اون ها مــثــلا شریک می شیم اسم من مرت واسم تو هم الیف، اینم کارت شناسایی تقلبیت منم یکی مثل همین و دارم سامیار هم اسمش کرمه ستاره هم اجه فقط خواهش می کنم سوتی نده شما کار خاصی انجام نمی دین آها داشت یادم می رفت، برای اطمینان بیشتر یه دونه تفنگ به هر کدومتون می دیم تادر مواقع ضروری ازش استفاده کنید دیگه مشکلی نیست؟
-نه ممنون، ستی (مخفف ستاره)پاشو بریم شام درست کنیم که این آقایون از گشنگی نمیرن ستاره تک خنده ای کرد وگفت
ستاره:باشه بریم
با ستاره رفتیم تو آشپز خونه وشروع به درست کردن غذاکردیم.
پختن غذاتموم شد چه غذاییم شد بوش کل خونه رو گرفته بود.
_آهای آقایون بفرمایید سر میز غذاتون و بخورید، انقدر تو اینیستا ول نگردین
سامیار:حالا از کجا می دونی اینیستاس شاید تلگرامه یه فیس بوک
_تورو مطمئن نیستم ولی آرمان رو مطمئنم
آرمان:از کجا می دونی؟
-دیگه دیگه ماهم یه ترفند هایی داریم واسه خودمون
ستاره:اهههه بسه دیگه خیلی حرف می زنین بیاید غذاتون روبخورید.
نشستیم سر میز وشروع کردیم به غذاخوردن، وسطای غذابود که آرمان گفت:آرشیدامی شه نمکدون و برام بیاری؟
_باشه
ازجام بلند شدم و نمکدون و آوردم و دوباره نشستم ویه قاشق از برنجم خوردم، که احساس کردم تمام محتویات معدم داره میاد بالا سریع دویدم سمت سرویس بهداشتی وهرچی خورده بودم و بالا آوردم فکر کنم تاپیتزای هفته ی پیشم و هم بالا آوردم توری که دیگه فقط اوق می زدم وهیچی بالا نمی آوردم؛ حالم که بهتر شد از سرویس بهداشتی اومدم بیرون ستاره با نگرانی گفت :حالت خوبه آرشیدا؟نکنه مس...نه مبارکه الهی زیر سایه ی پدر مادرش بزرگ شه
جانم این الان چیچی گفت؟
می کشمت آرمان، باچشم براش خط نشون کشیدم تا بعدا حالیش کنم وایسا ببینم مگه اینا نمیدونن من و آرمان صوری ازدواج کردیم؟ ای تو روحت آرمان!
-من حالم خوبه ستی جان اون چیزیم که تو بهش فکر می کنی بهش فکر نکن چون نیست
غذا که کوفتم شد، رفتم توی اتاقم که با دیدن چمدون آرمان توی اتاقم داشتم از تعجب شاخ در می آوردم چمدون این اینجا چیکار می کنه؟
آرمان:شاخات نزنه بیرون، منو تو مجبوریم توی یه اتاق بخوابیم چون ستاره وسامیار نمیدونن که ما ازدواجمون صوریه پس سوتی نده
-اونوخت چرا بهشون نگفتی؟
آرمان:چون دایی جون گفتن بهشون نگیم اکی؟
ولی گفته باشما من رو تخت می خوابم
آرمان:اونوقت من کجا بخوابم؟
-کاناپرو برای یه هم چین مواقعی می زارن، تو اتاق دیگه
آرمان:جهنمو ضرر باشه من روی کاناپه می خوابم
-آفرین پسره خوب
یهو گوشیم زنگ خورد و قطع شد حتما کار اون کمنده بی کاره
آرمان:گوشیت و عوض کردی؟
-په فکر کردی هنوز اون هواوی سفیدرو دارم نه خیرم
آرمان:به پای گوشی منـکه نمی رسه گوشی من اپله گوشی تو ال جی.
-به نظر من ال جی از اپلم بهتره، هالا دهنت و ببند خوابم میاد می خوام بکپم


بیشتر بخوانید
نظرات رمان عملیات با چاشنی شیطنت
  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    11

    رمان خیلی خوبب بود و من که دوسش داشتم.با تجربه ای که از اینطور رمان ها دارم یا پرستاره از نوچه های ایلماز بوده و به آرمان دروغ گفته که بترسوندش یا به گفته خود آرمان که گفت صورت ارشیدا از بین رفته، ایلماز ارشیدا رو میدزده و یه جنازه دیگه که صورتش مثل ارشیدا از بین رفته جای ارشیدا میزاره که بگه مرده

    ۱۲ ماه پیش
  • مارار

    0

    آره دقیقا میتونه اینجوری هم باشه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    میشه اسم قسمت بعدیش رو بگی من پیدا نمی کنم ؟لطفا

    ۱ ماه پیش
  • حدیث

    0

    خودمم پیدا نکردم😔

    ۱ ماه پیش
  • اریسا

    0

    فک کنم انتقام شیرین

    ۶ روز پیش
  • رها

    0

    سلام میشه اسم جلد دومش رو بگید؟

    ۲ روز پیش
  • اریسا

    0

    منم همچین میگم

    ۷ روز پیش
  • آیلین

    0

    این رمان عالی من تازه فصل اول رو خواندم خیلی گریه کردم آخرش😭😭

    ۱ ماه پیش
  • آریسا

    0

    منم دیشب ساعت دو تموم کردم ویران شدم خودم کم بدبختی نداشتم اینم روش

    ۶ روز پیش
  • آریسا

    0

    تو رو خدا یکی به من بگه کجا بخونمش ادامشو من از دیشب تا حالا خواب به چشام نیومده تو رو خدا بگید تک خور نباشید لطفاً

    ۷ روز پیش
  • .......

    0

    خیلی ناراحت شدم😭😭

    ۱ هفته پیش
  • نسیم

    0

    از دید من جالب نبود

    ۲ هفته پیش
  • صدف

    0

    بچه ها جلد دوم این رمان اسمش انتقام شیرین هست اگه میخواین بگیرینش به sam_a180 در *** پیام بدین.

    ۲ هفته پیش
  • sheyda

    0

    ادامشو ازکجا میتونم بخونم؟

    ۳ هفته پیش
  • Bahar

    1

    خواهشا اگه میشه بگین جلد دومش رو از کجا میتونم بگیرم.؟ دارم روانی میشممم.

    ۳ هفته پیش
  • @sam_a18

    1

    واقعا رمان عالی بود و جلد دومش از این عالی ترور هرکسی جلد دومش خواست به جای اسمم آیدیمو نوشتم آیدی ربیکا میتونه پیام بده

    ۳ هفته پیش
  • سعیده

    0

    رمانو دوبار دانلود کردم ولی برام بالا نیاورد بخونم😟

    ۴ هفته پیش
  • نازی

    6

    این رمان جلد دوم داره و اسمش هم انتقام شیرین هست

    ۷ ماه پیش
  • از کجا خوندی رمان رو

    0

    از کجا رمانو خوندی تورو قرآن بگو خواهش میکنم

    ۲ ماه پیش
  • مهدا

    0

    تودنیای رمان خیلی برنامه ی خوبیه نصب کنی کلی رمان خوب هم داره

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    تو کدوم بخش عشقی ؟کل کلی؟انتقامی؟ کدوم ؟

    ۱ ماه پیش
  • F...

    2

    یعنی قشنگ ریده با این نوشتن

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    آخه چرا بقیه اش رو نه نوشتی من پیدا نمی کنم 😭😭

    ۱ ماه پیش
  • فانوس

    1

    فصل دومش خیلی قشنگه اسمش هم هست شیرین ترین انتقام

    ۵ ماه پیش
  • Mona

    0

    ممنونم که گفتی واقعا داشتم دیونه میشدم🌱🩵

    ۴ ماه پیش
  • Nafas

    0

    شما از کجا خوندید میشه بگید؟

    ۴ ماه پیش
  • حوریه

    4

    سلام من هر چی گشتم پیداش نکردم تو از کجا پیداش کردی؟ میشه بگی

    ۴ ماه پیش
  • Eshgh roman

    1

    *** ایدیم توی *** لطفا اگه داری جلد دومشو برام بفرست

    ۳ ماه پیش
  • گمنام

    2

    از کجا بخونمش

    ۳ ماه پیش
  • مارار

    2

    میشه بگه کجا خوندید فصل دوم رمان رو واقعا دارم دیونه میشم اسم رمان رو هم بگید

    ۲ ماه پیش
  • sam_a18

    1

    عزیزم میشه بفرستی آیدی ربیکام بالاس که بجای اسمم نوشتم من پیدا نمیکنم ممنون میشم

    ۲ ماه پیش
  • @F__Z__91__Ghorbani

    0

    میشه برای منم بفرستی؟

    ۲ ماه پیش
  • یکتا

    0

    لطفاً بگین ادامه شو از کجا پیدا کنم بخونم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    لطفا ادامه داستان رو بزارید همینجا

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!