خلاصه رمان طنز عشق پنهان در نفرت
دختری به نام عسل که تو بچگیش دزدیده میشه و به یه خانواده ای که بچه دار نمیشن فروخته میشه دخترمون میخواست یه روان پزشک بشه ولی با یه سری اتفاقات تبدیل یه پلیس حرفه ای میشه. تو یکی از ماموریتاش پسره داستانمون رو میبینه ولی خیلی متفاوت تر از بقیه رمانا بعد از آشنایی هردوشون این دو به یه ماموریتی میرن که توی این ماموریت رازهایی آشکار میشه که به کل زندگی دختره رو از اون رو به اون رو میکنه و.........
قسمتی از متن رمان عشق پنهان در نفرت
حالاااا
0خیلی زیبا بودد توصیه میشهه
۲ هفته پیشمانا
0عالی بود من که عاشقشش شدم پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش
۱ ماه پیشسمیرا
0واقعا عالی بود من که خیلی خوشم اومد حتما شما هم بخونیدش
۲ ماه پیش.....
0متوسط رو به پایین هی با وجدانه حرف می زد که رو مخ بود احساساتشون خیلی بد نوشته شده بود و چیه هی یکی حتما باید بره کما اصلا پیشنهاد نمیکنم
۲ ماه پیشدیوانه ی رمان
0واقعا عالی بود من که خیلی دوسش داشتم توصیه میکنم بخونیدش رمان حالبی بود چون در هر ساعت اتفاقات غیر منتظره ای میفتاد و هیجان و انگیز و زیبا بود درکل من که عاشقش شدم و هر چند بار بخونمش سیر نمیشم
۳ ماه پیشهانی
2رمان قشنگی بود اما خیلی کشش داده بود همش هم با وجدانش صحبت میکرد در کل خوب بود من جاهایی ک با وجدانش صحبت میکرد تند تند رد کردم
۳ ماه پیشدلباخته رمان
2عالی بود فقط اخرش سگ دنبالت کرد؟ 🗿💔
۳ ماه پیشیلدا
8بابا دو دیقه با این وجدان کوفتی حرف نزن ببینم دارم چه کوفتی میخونم اه هی وجدان وجدان😐😐😐🤦🏻 ♀️
۴ ماه پیشدیانا
0وای حق نمیزارن که😂😂😂
۴ ماه پیشناشناس
12متوسط بود بنظر من اگه عسل به راتین می رسید بهتربود چون که رادوین غرورشو له کرد. بعدشم نمیدونم چرا توی همه رمانای پلیسی شخصیت اصلی حتما باید یبار کمارو تجربه کنه. یا سفر به شمال؟
۵ ماه پیشanna
5رمان خیلی قشنگ و خوبی بود من ک کیف کردم و سلیقه ایه بعضیا دوست دارن بعضیا دوست ندارن ولی پیشنهاد میکنم ببینید
۵ ماه پیشمهرسا
1رمان جالبی بود💖پیشنهاد میکنم بخونیدش من که خوشم اومد
۶ ماه پیشخیلی چرت بود نخونید
0خیلی چرت بود نخونید
۶ ماه پیششهین علیان
1بینهایت از این رمان لذت برم قلم بسیار زیبایی دارید تشکر میکنم از بابت زحمات بسیار شما
۷ ماه پیشفهیمه
0داستانا خیلی کوچه بازاریه،آدم پاراگراف اولو میخونه میفهمه چقدر نچسبه،چندتا از داستاناشو خوندم اصلا جالب نی👎
۷ ماه پیش

متی
0دستت طلا نویسنده خیلی خوب نوشتی قشنگ بود اما اگه کمتر با اون وجدانه گپ میزدی باز قشنگ تر میشد من رمان شمارو دوبار خوندم و واقعا زیبا بود و مثل تموم رمان های دیگه نصه کارت رها نشده بود