رمان با من حرف بزن
نویسنده noghreاسمم آسمانه! بابا میگه : – اسمت رو گذاشتم آسمان چون نزدیک بود از دستت بدم! مادرت زمین خورده بود. منم رو کردم به آسمان و گفتم: خدایا! اگه بهم برگردونیش اسمش رو میزارم آسمان تا خیلی بهت نزدیک باشه!...
لیست رمانهای منتشر شده توسط نویسنده noghre
اسمم آسمانه! بابا میگه : – اسمت رو گذاشتم آسمان چون نزدیک بود از دستت بدم! مادرت زمین خورده بود. منم رو کردم به آسمان و گفتم: خدایا! اگه بهم برگردونیش اسمش رو میزارم آسمان تا خیلی بهت نزدیک باشه!...
داستان زندگی دختری که ناخواسته پا به دنیایی میزاره که توی اون جا نداشته ولی حال یه نقش مهم داره زندگی میکنه کنار مردی که از 13 سالگی اونو خریده بوده بهش ادم کشتن رو یاد میده و اریس پاک و با احساس این...
کسایی که جلد اول رو خوندن میدونن که داستان از چه قراره . باران قصه ما از پرتگاه پرت میشه پایین ولی .. این جاست که یه اقا که فرشته نجات باران ماست پیداش میشه. زندگی بازم رونق میگره ولی با کلی تفاوت...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
«سرو پناه» داستان خانوادهایه که گمان میکنن هیچچیز نمیتونه از هم جداشون کنه؛ تا اینکه یه حادثه همهچیز رو تغییر میده. صادق، پدر خانواده، سه پسرش رو کنار هم بزرگ کرده، اما توجه ویژهش به محمد، پسر...
جانا مهرآیین بیست سال است با یک سؤال زندگی میکند. سؤالی که از کودکی همراهش بوده و هیچوقت جواب روشنی برایش پیدا نشده؛ چرا پدرش، حسین مهرآیین، به قتل پگاه فرهمند متهم شد؟ حسین هیچوقت نتوانست...
پسری منتظر حکم دادرسیست و متهم به قتل شده است. قتلی که در آن نقشی ندارد و ناخواسته گرفتارش شده است. علت گرفتاریاش هم نامزدِ سابقش است. دختری که سالها با او در رابطه است. طی اتفاقاتی بینشان بهم...
رمان عروس داراب اثر نسترن شاکر، روایتی عاشقانه با فضایی تاریک و رازآلود است که با موضوعاتی مانند دارک رومنس، ازدواج مصلحتی و فانتزی، داستان انتخابهای دشوار، فداکاری و روبهرو شدن با سرنوشتی...
اصیلا شارایل به خاطر یک قانون عجیب در اندیش، مجبور به نجات رسام شارایل با جایگزینیِ بدل آن در زندان میشود! «اگر رسام به مرگ غیرطبیعی بمیرد، وارث اندیش از خط خونی تعیین نمیشود؛ بلکه کسی خواهد بود...
آوا، دختری نوزده ساله که شش سال از عمرش را در پرورشگاه گذرانده، و با زخمی کهنه در سینهاش زندگی میکند. حالا او با گذشته ای که بوی خون مادرش را میداد و قلبی که تشنه انتقام، از او بود. تنها روزها را...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی