خلاصه رمان عاشقانه ماه زخمی
مهوا وکیلی که وکالت یه خانم روستایی که شوهرش رو به قتل رسونده قبول میکنه و پا به روستایی می ذاره که برخلاف تمام جنگیدن ها و مقاومت های مهوا زندگیشو عوض میکنه تنها چیزی که باعث امید مهوا توی کل مشکلاته، پندار خان روستاس...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان ماه زخمی - پارت 137
چند ساعت بعد، پندار و بردیا به خانه برگشتند. خستگی از چهره هر دو پیدا بود؛ لباسهایشان خاکی شده بود و رد آفتاب روی صورتشان نشسته بود. پندار همانطور که لیوان آب را یکنفس سر میکشید، نگاهی به من انداخت و با خندهای خسته گفت: ـ مهوا… واقعاً برای شروع، خیلی وسیله خریدی. لبخند کمرنگی زدم و جرعهای ...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان ماه زخمی - پارت 136
پندار با خشم فریاد زد: ـ برو تو اتاقت، مهوا! لبخند ایهان آرامآرام روی لبش کش آمد؛ لبخندی که بیشتر به تهدید میمانست. ـ چرا؟ از من میترسی… یا از اینکه اون با میل خودش همراهم بیاد؟ پندار یکقدم به سمتش برداشت، اما بردیا خودش را میانشان انداخت و محکم گفت: ـ نکن، پندار. دقیقاً داره تحریکت میکنه. ...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
-
رمان ماه زخمی - پارت 135
بیحرف وارد عمارت شدم و مستقیم به سمت اتاقم رفتم. هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بودم که صدای مردی از پشت سرم باعث شد قدمهایم متوقف شود. ـ خانم جوان… برگشتم. آیهان چند قدم آنطرفتر ایستاده بود. همان نگاه نافذ و آرامش روی صورتم نشست. لبخند محوی زد و گفت: ـ اجازه میدید خودم رو معرفی کنم؟ آیهان هستم...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
-
رمان ماه زخمی - پارت 134
از خواب بیدار شدم، دوش گرفتم و بعد برای پرو لباس عروس راهی شدم. هوا خنک بود، ولی انقدر ذهنم درگیر اتفاقات این چند روز بود که اصلاً حواسم بهش نبود. لباس رو که پوشیدم، چند لحظه جلوی آینه ایستادم. راستش اصلاً شبیه لباس عروس موردعلاقهام نبود. نه مدلش اون چیزی بود که همیشه توی ذهنم داشتم، نه وقتی پوش...
بروزرسانی در : ۱۶ روز پیش
م
در پارت 1371عجب نامردیه،یبار شیوارو نجات داده بعدم بجاش سنگسار بشه 😮🙏🏻
۴ روز پیشراز
در پارت 1372خیلی هم عالی پس برا چی انگار با مهوا اوایل ک با پندار اومد داخل خونه خودش و مادرش باهاش مخالفت می کرد
۴ روز پیشم
در پارت 1362چه وکیلیه نمیره از اون آسایشگاه بپرسه چرا برادشو دادن یکی دیگه،این که پیداش کرده بود و اونا هم خبر داشتن خواهر داره 🤔🙏🏻
۱ هفته پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
اتفاقاً قانون بهزیستی اینطور نیست که صرفاً به خاطر وجود خواهر یا برادر، کودک حتماً به اونها سپرده بشه. ملاک اصلی، صلاحیت، توانایی نگهداری و تأیید بهزیستیه. اگر فرد یا خانوادهای شرایط بهتری داشته باشن، ممکنه سرپرستی به اونها واگذار بشه؛ حتی اگر اقوام درجهیک هم وجود داشته باشن. ضمن اینکه این بخش
۱ هفته پیشم
در پارت 1361نمی دونستم،یعنی حتی اجازه نمی گیرن یا خبر بدن، فکر می کردم اولویت با خانواده باشه،تازه مهوا که مشکلی نداره خودش شاغله و می تونه ازش نگهداری کنه 😮
۷ روز پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
مهوا فقط پیداش کرد هنوز هیچ اقدامی برای گرفتنش نکرده بود که اولویت باهاش باشه
۷ روز پیشمارال
در پارت 1350تااینجا یه کله خوندم عالی بود ممنون
۱ هفته پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
عزیزم❤️
۱ هفته پیشفخری
در پارت 1361سپاس روژان جون خسته نباشی عالی بود قلم زیبات مانا 💞 💞 💞 💞 💞
۱ هفته پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
❤️❤️
۱ هفته پیشم
در پارت 1351اینو از کجا پیدا کرده،اصلا چرا بهش دادنش،وکالتشو تو چه کاری می خواد قبول کنه 😠🤔🙏🏻
۱ هفته پیش.....
در پارت 1353کاش عکش کارکتری رو همین جا در رمان میزاشتین آخه استوری همه عکسا نشون نمیده من نگاه کردم
۲ هفته پیشزهرا
در پارت 1352عالی بود.خواستش چیه ؟باتشکر.عکس شخصیت هارابزارید.ممنون😁🙏👏
۲ هفته پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
استوری شد تو برنامه عزیزم❤️
۲ هفته پیشراز
در پارت 1352زود پارت بزار بانو ما منتظریم لطفا جای حساس هم ک تموم شد یعنی خواسته ایران چیه؟حس میکنم مهوا هم ی خان زاده هست
۲ هفته پیشافسون
در پارت 1352خسته نباشی گلم😙حس میکنم خبرهای جدیدی تو راهه که فاصله ی ایهام و خانم وکیل و پر میکنه و پندار و بردیا رو عصبانی تر گذشته ی مهوا بیشتر رو میشه وآینده ای نه چندان مطمئن الهی اینطوری دوری از پندار نشه ها روژان جون🤕🥺
۲ هفته پیشفخری
در پارت 1352سپاس فراوان روژان جون عالی بود خدا قوت عزیزم قلم زیبات مانا🩷🌸🩷🌸🩷🌸
۲ هفته پیشo_o
در پارت 1181من هنوز نفهمیدم قضیه دیاکو چی هست؟🧐
۲ هفته پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
جلد دوم رمان (از خاکستر تا بهشت)راجب دلآسا و دیاکو هست
۲ هفته پیشبهار
در پارت 1341مرسی نویسنده جان😍♥️♥️ توروخداا زود زود پارت بذار
۲ هفته پیشزینب
در پارت 1342نویسنده جون امیدوارم زود به زود پارت بفرستی چون رمانت عالیه
۲ هفته پیش

فخری
در پارت 1370روژان جون عالی بود خسته نباشی عزیزم قلم زیبات مانا 💞 💞 💞 💞