خلاصه رمان عاشقانه زروان
نازگل دختر زحمت کشی هست که باید خرج خواهراشو و مادرشو بده و میره خونه ی مردی به اسم طاها فرداد برای پرستاری بچه هاش که اتفاق هایی براش میافته ...
قسمتی از متن رمان زروان
تارا
2رمانت عالی بود .خیلی دوست داشتنی بود .کاش فصل دوم داشت
۲ ماه پیشفاطمه
4این چندمیننن باره که میخونمش واقعا محشره این رمان خیلی دوستش دارم🥲💙
۳ ماه پیششهرزاد
3بی نهایت قشنگ بودد 💖💖
۳ ماه پیشنرگس
3قشنگ بود من خیلی دوستش داشتم
۳ ماه پیشایسل
0جنبه های منفی زیاد داشت ولی رمان قشنگی بود
۳ ماه پیشدخترک
0رمان خیلی خیلی قشنگی بود اخرش هم نیمه کاره بود منظورم اینه که میشه فصل دومش هم نوشت درمورد نیوشا و بردیا اگه فصل دوم هم داشت خیلی خوب میشد ممنون بابت رمانتون
۳ ماه پیشMhimohh
2خیلی قشنگ بود مخصوصا جاهایی که بچه ها بودن عاشق کارکتر متین بودم خیلییی قند بود یکم اواخرش سریع پیش رفت ولی در کل قشنگ بود خسته نباشید
۴ ماه پیشدیانا
3خیلیییییییییییییی قشنگ بود کلیشه هم نبود خیلی خوشم اومد
۴ ماه پیشخورشید
5خوب بود قشنگ بود ولی واقعا دلم واسه نازگل سوخت🫠
۴ ماه پیشMaryam
3خیلی قشنگ بود کاش طاها ی کم بهتر بود
۵ ماه پیشVanil
5کاش هیچوقت تموم نمیشد اصلا شبیه باقی رمانا نبود
۵ ماه پیشسوگند
7رمان خیلیییی قشنگی بود و برخلاف اکثر رمانا تکراری نبود پایانش جا داشت که بیشتر روش کار شه اما از قشنگی رمان کم نمیشه
۵ ماه پیشرقیه
2بهترین بود عالی قشنگ ولی کاش آخرش از زبون خود نازگل بود به هرحال عالی بود💚💫🤤
۵ ماه پیشنرگسی🌱
5این رمان واقعااااااا خیلیییی قشنگ بود😭😭🤌🏻من با این رمان زندگی کردم و لحظه به لحظه اش با هر ماجراش خندیدم و گریه کردم و واقعا ارزش خوندن داشت و خوشحالم که خوندمش😭😭🤍🌱
۵ ماه پیش

زهرا
0رمان بسیار بسیار عالیی بود 🥰دست نویسنده درد نکنه کاش فصل دوم داشت