خلاصه رمان عاشقانه یغماگر
در حصارهایی که از افکار پوسیدهی مردم یک شهر کوچک ایجاد شده، بدنامی و بیآبرویی، گریبانگیر دختری بیگناه میشود که نقشی در تولد ننگینش ندارد. او از گذشتههایش بیخبر است و فقط فکر میکند که همه چیز را میداند! افسوس که او، دل در گرو کسی سپرده که تمام دنیایش را تحت الشعاع قرار میدهد. اتفاقات مهم، زمانی رخ میدهند که او کمکم از رازهای بزرگ پشت پرده، مطلع میشود.
قسمتی از متن رمان یغماگر
الی
1ممنون از نویسنده محترم رمان قشنگی بود قلمتون پر تکرار
۴ هفته پیشقشنگ
0عالی بود لذت بردم
۲ هفته پیشهلگور
0خیلی رمان قشنگ و پر احساسی بود دست نویسنده درد نکنه امیدوارم زندگی ما هم سرشار از خبرهای خوش باشه
۲ هفته پیشمریم
0موضوعش خوب بود اما قلمش نه.ازاینا بود ک تند تند رد میکردم فقط جاهای مهمشومیخوندم ک بفهمم چی میشه
۳ هفته پیشYas
0موضوع جدید و جالب بود و قلم خوبی داشت
۴ هفته پیشسمی
1عالی بود ارزش خوندن داش ی رمان متفاوت و یجورایی معمایی بود
۴ هفته پیشیاسین
1یعنی دم نویسنده گرم خیلی زیبااااااااااا بود
۱ ماه پیشمهدی
2رمان خوبی بود فقط تهش چرا خیلی باز موند تکلیف باباش وزندگی چی شد خودش تو اون خونه مادر خوندش باپسرش مشکل داشت چی میشه گرشا و مادرش داییش و خان بابا چکار کردن جای کار زیادی داشت
۱ ماه پیشHelen
0بی نظیر بود...
۱ ماه پیشزینب
0این رمان واقعا نویسنده ی پُری داشت خیلی جالب بود ولی یکوجولو زیاد کش دادنش.. ولی واقعا زیبا بود و از این رمان های آبکی و چرت نبود
۱ ماه پیشسمیه
0رمان خوبی بودبه نظرم ارزش خوندن داره ودور از واقعیت نیست
۲ ماه پیشفوق العاده بود ،
1آفرین به نویسنده اش👏🏻👏🏻👏🏻 احساسات اشخاص داستان خیلی با جزییات و زیبا بیان شده بود ، همچین قلمی واقعا کم نظیره
۲ ماه پیشثمانه
2عالی بود پیشنهاد میکنم به همه
۲ ماه پیشروهان
0اصلاااااا قشنگ نبود نه عاشقانه ای داشت نه چیزی نه به واقعیت نزدیک بود نه قشنگی تخیل داشت خواهشا درست نظر بدین من نظراتو خوندم ترغیب شدم بخونمش اصلا خوب نبود
۲ ماه پیشمهتاب
0ببخشید اما فکر میکنید کجاهای داستان حالت غیر واقعی داشته...؟
۲ ماه پیشآزاد
2ممنون از نویسنده محترم، داستان قشنگی بود.
۲ ماه پیش
سارا
0قشنگ بود ولی کاش اخرش بیشتر ادامه پیدا میکرد. بعد او همه سختی اخرش یه جورایی جمع بندی مختصر بود