خلاصه رمان عاشقانه وداع با تنهایی
دختری پر از درد روزگار، محکوم به زندگی شده که او را در منجلاب قرار داده! زندگی با پدری بی رحم و بی عاطفه او را بیشتر در فقر فرو برده و او در پس رهایی است رهایی از چنگال دیوی که او را محاصره کرده. در پی این اتفاقات به جشن تولدی دعوت می شود و این شروع ماجراست و آشنایی با افرادی که حتی فکرش را هم نمی کرده، راهی برای نجات هست؟!
قسمتی از متن رمان وداع با تنهایی
Samane
4بهش به طور مستقیم اشاره نشده قبل از عروسی رابطه داشتن
۵ سال پیشکبی
0نمیشه که باید ماروهم خبردار می کردن که اینطور معما نشه واسمون
۲ سال پیشمونا
0خب اونوشب عقدشون دیگه ک گفت پرتم کرد روتخت😂نمیخاستی ک همه چیزو بگه
۴ ماه پیشاوا
0با گرده افشانی. مثل سریالای تلوزیون
۱ هفته پیشمهدیه
0افتضاح بود
۴ ماه پیشحلما
0رمانش جذاب نبود شخصیت دختر کاش آروم تر بود و وقتی رابطه ای نبود خبر حاملگی چرت بودوباید روز عقد وقتی همه میرن و اینا تنها میشن خراب به قلم می آوردن وچه مسخره که خانواده هیراد وسط مراسم عین غریبه ها میان کلا تخیلات زیاد داشت ان شاالله که رمان های قویتری از نویسنده بخونیم
۵ ماه پیشArmanm
0یه رمانه میشه گفت تخیلی تو دنیا بدبختی ما چنین چیزی نیست هرچی به ذهن نویسنده رسیده این جا پیاده کرده.
۶ ماه پیشنازگل
0قشنگ بود زندگی همینه برای خیلی از آدما پیش میاد تا فردای خوب بسازن
۸ ماه پیشصدف۲۰ ساله
1مزخرف ترین رمان بود که خواندم از شخصیت هیچ کدامشان خوشم نیومد ارزش یک قیقه گذاشتن نداره👎😏😏
۱ سال پیشعباسی
0تشکر خوب بود ،زندگی همینه برای خیلی از آدما پیش میاد،باید به فردا امیدوار بود
۱ سال پیشنازی
1اصلا قشنگ نبود
۱ سال پیشنفس
3یه سوال اینا که عقد بودن رابطه ای نداشتن شب عروسیشونم اسید ریختن رو صورتش چجوری حامله شد جای سواله .پایان خوبی نداشت .
۵ سال پیشکبی
1دقیقا منمم موندم که چطور شد
۲ سال پیشسارا
0شخصیت دختره یسنا چقد بی ادب و گستاخ و قلدر بود پرو هم تشریف داشت
۲ سال پیشآمتیسا
0رمانش عالی بود
۲ سال پیشم
0خیلی مزخرف بود به فکر نویسنده هرچی رسیده نوشته آدم ربایی گم شدن فراموشی عاشق شدن
۲ سال پیشمرمر
0بسیار مزخرف
۳ سال پیشعسل
0چررررررت
۳ سال پیشآنا
0خیلی مسخره بود:/
۳ سال پیش

هستی
6وقتی هیراد و یسنا رابطه نداشتند چجوری یسنا حامله شد؟!