خلاصه رمان عاشقانه باوه
باوان دختری از تبار غم که از ریشه با ناراحت و غم عجین شده است و آیا میتواند از دست غم هایش رهایی یابد تا کی باید بسوزد و بسازد اما بالاخره فصل بهار خنده هایش میرسد و مردی از راه میرسد و...
رها
0چرا بقیه شو نمیزارید مگه ما مخسره تونیم
۷ ماه پیشحالا
0چرا بقیه رمان رو نمزارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۱ ماه پیشParia
0مرسی بابت رمان جذابتون لطفا بقیه رمان رو هم بزارید الان چند وقته منتظر رمان شماهستم اما نمیزارید
۱۱ ماه پیشسانیا
0رمان بسیار عالی بود اما چه فایده که بقیه شو نمیزارید
۱۱ ماه پیشهانا
0از نویسنده رمان تشکر میکنم بابت رمانی که تا اینجاخوندم خیلی میتونه مخالب رو جذب کنه فقط نمیدونم چرا بقیه رمان رو نمیزارید اگر لطف کنید وبقیه رمان رو بزارید ممنون میشم
۱۱ ماه پیشرها
1چرا بقیه رمان رو نمی زارید ما رو مسخره کردین
۱ سال پیشAzra
0رمان شما واقعا رمان خوبی بود من واقعا دوستش دارم لطف کنین ادامش رو هم قرار بدین ممنون میشیم از شما عزیزان 🤍🙂
۱ سال پیشفاطی
0خیلی خوشگلههههه
۱ سال پیشنهال
0سلام چرا ادامه رمان رو نمیذارید
۱ سال پیشرها
1زیباترین رمان
۱ سال پیشپریا
0خواهش میکنم ادامه ش روبزارید🙏🙏🥰
۱ سال پیشپریا
0خیلی رمان زیبا وبا مفهومی بود
۱ سال پیششهیکی پریا
0بسیار رمان خوبی بود لطفابقیه ش رو بذارید
۱ سال پیشپریا
0بسیار عالی
۱ سال پیش

هانا
0بهترین رمانی که تا حالا خوندم فقط بقیه رمان رو چرا نمیزارید