خلاصه رمان :
قصه، قصه ی دختریست نه از جنس شیطنت... نه از جنس زیباییِ تمام و کمال... نه از جنس ثروت... نه از جنس اجبار... نه از جنس لجاجت... نه از جنس غرور... بلکه از جنس سادگی! و پسری نه از جنس غرور... نه از جنس جذابیتِ مدهوش کننده... نه از جنس ثروت... نه از جنس اجبار... نه از جنس هوس... بلکه از جنس سادگی! دختری مانند شیرین و پسری مانند فرهاد! و اما این شیرین و فرهاد در راه عاشقی موفق می شوند و بر جدایی فایق می آیند؟ باید دید که سرنوشت تا کجا قصد دارد این دو را بتازاند! آیا نیروی عشق و محبت پیروز می شود یا خشم و نفرت؟
قسمتی از متن رمان شیرین بی فرهاد
دختر بابا
0حقق واقعا چرت بود
۴ هفته پیشطاهره
0شخصیت گیسو واقعا بیخود بود و ادمو عصبی میکرد .بنظر من دیگه زیادی اغراق شده بود
۲ ماه پیشرها
0من نصف رمان رو خوندم .از بس که چرت بود ادامه ندادم فکر کنم نویسنده سنش کمه که این رمان رو نوشته واقعا افتضاح و لوس بود همش گیسو و پرهام درمورد عشقشون حرف میزدن که خیلی حال بهم زن بود ،گیسو یه دختر خیلی لوس و بچه بود حیف وقتی که هدر دادم .نمیدونم بعضی هاچه طوری فکر میکنن نویسنده هستن
۳ ماه پیشحمیده
0بچه ها یه رمان هست دختر داستان حافظه ش از دست داده پیش یه خواننده مشهور زندگی می کنه اما نمیدونه ،فامیل و دوستاش دنبالش میان پیداش میکنن، خواننده تازه می فهمه چقدر دوستش داشته،اسمش چی بود؟
۴ ماه پیشلیلا
1اصلا جالب نبود بیشتر حاشیه داشت تا اصل مطلب و تا دلتون بخواد بزرگنمایی داشت
۵ ماه پیشزینب
1تشکر بانو جان عالی بود
۵ ماه پیشالی
1ببخشید نویسنده جان ولی رمانت واقعا مضخرف بود حیف وقتی که هدر دادم دیگه تکرار نشه
۶ ماه پیشجانا
0رمان خیلی خوبی بود ولی مردمیم از استرس خیلی هیجانی بود ولی در کل خیلی خوشم اومد 😍
۶ ماه پیشدنیز
0واقعن عالی و بی نظیر بود🥺🤍
۷ ماه پیشآتنا
2و اینکه یعنی چی چون عاشقشه هر تحقیر و رفتار زشتی رو با دوتا کلمه میبخشه خیلی حرصی شدم سر این رمان
۷ ماه پیشآتنا
5خیلی افتضاح بچگونه بود حیف وقتم
۷ ماه پیشمبینا
3قسمت اول و خوندم البته اونم نصفه رفتم قسمت اخرو یه نگاه انداختم نباید اینجوری میشد من دوست داشتم گیسو با رهام باشه نه با پرهام داستان چرتی بود خوشم نیومد ولی باز دست نویسنده ش درد نکنه ♡
۷ ماه پیشنازنین
3داستان خوبی بود ولی قسمت های عاشقانه تکراری و جملات تکراری زیادی داشت و بهتر بود انتهای داستان جوری دیگه تموم میشد نه اینجوری ...درکل تشکر بابت زحمات نویسنده موفق باشید
۷ ماه پیشداستان خوبیه (بخون)
0از قسمت 5 خیلی خوبه و از رهام خوشم امد به تون میگم بخونید داستان خوبیه
۸ ماه پیشعاطفه
2نویسنده سعی نکرد اسم ها رو متفاوت بزاره چیه رهام و پرهام، یه پ به رهام اضافه کرد اونم از رها تو اسم گذاری مشکل داشت برسه به آخر
۸ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

طلا
0من نمیدونم هر کی برای خودش نویسنده شده اول اینکه اقای رادمهر که به اصطلاح پدر بود و میدونست سوگند دخترش هست چرا اجازه داد با سامی که برادرش بود نامزد کنه بعد هم سامی از زن دوم پدرش بود و بعد از مرگ مادر سوگند باهاش ازدواج کرده بود بعد چجوری سامی از سوگند که فقط ۱۹ سال داشت بزرگتر میشه