دوست داشتی؟
رمان اِروما اثر اقلیما فرنگی

رمان اِروما

  • زبان فارسی
  • 12.3K 👁
  • 23 ❤️
  • 24 💬

خلاصه رمان :

قصه، قصهی ِاروماییست که نامش برعکس شده کلمه عشق در لغت اسپانیا است. دختری که نامش بوی عشق میدهد اما، عشق واقعی را باور ندارد. دختری که برای رسیدن به رویایش، هر کاری میکند. رویای خوانندگی و نوازندگی دارد و برای رسیدن به آن نیاز به رهایی دارد... مقدمه: اروما، دختری که بال و پرش را چیده اند ...دختری که نامش، با زندگی فعلی او هیچ ارتباطی ندارد...دختری که با بزرگترین تصمیم، مسیر زندگی اش را تغییر میدهد..

قسمتی از متن رمان اِروما

انتخاب اروما تنهایی بود
اما انتخاب دایان...
او هنوز تصمیم نگرفته بود که به صدای قلبش گوش دهد و یا ذهنش.
هرچند که صدای ذهنش با قلبش هارمونی ایجاد کرده بود اما این وجدانش بود که مانع انتخاب عاشقی میشد
وجدان و غرور
وجدانی که مدام به سینه اش چنگ میزد که اگر بعد
ازین تصمیمات محکمی که برای آینده ات گرفتی و تنهایی را انتخاب کردی، از مسیرت منحرف شوی غرورت میشکند
و علاوه بر اینها
کسی حرف تورا باور نخواهد کرد
کسی به احساست اعتماد نمیکند، کسی باور نمی کند که عاشق شده ای.
آن هم عاشق اروما که عشق را فقط ژانری برای رمان ها و فیلم ها میداند و به عشق در دنیای واقعی باور ندارد
او تنها یک عشق را در دنیای واقعی دیده بود
اروما تنها فقط بوسه مادربزرگ مادرش را دید که بر پیشانی بیجان پدربزرگ مادرش مینهاد
او فقط همین صحنه را عاشقانه میپدارد
اروما شاهد عاشقانه های دختر و پسران زیادی در فامیل بود که تا به هم می رسیدند ابراز پشیمانی می کردند
اروما دلش نمی خواست با ازدواج همانند کسانی که دیده بود فقط همه هم و غمش پول و مشکلاتی ازین قبیل باشد
از نظر او همه هم و غم عاشق و معشوق باید این باشد
که کی برای هم، توصیفی عاشقانه به کار ببرند. هر چند که خودش با این فکرها خنده تمسخر آمیزی به افکارش نثار میکرد.
بچه های اون خونه، شایدم بهتره بگم استودیو، همه باهم صمیمی بودن.
پارسا رو میشناختم و حتی استودیو قبلی دایان و پارسا هم رفته بودم که هم خونه مجردی دایان و پارسا بود و هم طبقه پایینش استودیوشون بود.
دایان دوستای زیادی داشت اما با پارسا صمیمی تر بود.
آرا توی گروهمون گیتار آکوستیک میزنه، میعاد ضبط و تنظیم نوت هامونو انجام میده، سارا کار کیبورد رو به عهده داره، پارسا درام میزنه و من هم نوازنده گیتار الکتریکشونم و دایان هم یکی مثل من، ساز های دیگه ای رو هم بلدیم تا حدودی.
نمیدونم توی این دورهمیمون و ساز زدنامون به کجا و چی میرسیم اما هممون تو این مدت از اوقات فراغتی که باهمیم، بهشتو تجربه میکنیم.
نمیتونستم از شدت سرما آروم سر جام بشینم، کوله پشتیمم انقدر توش پر از وسیله بود که مجبور شدم کامل خالیش کردم روی کاناپه و مدارکمو کنار زدم تا بتونم ساز دهنیمو از لابه لای اونهمه لباس و مدارک و
پول پیدا کنم.
بالاخره سازدهنیمو پیدا کردم و برداشتمش و بین لبام قرار دادم و شروع کردم به نواختن سازی که همیشه آرومم میکرد.
بلاچاو، آهنگ موردعلاقم بود و از وقتی نواختن این آهنگ رو توی سریال موردعلاقم با سازدهنی دیدم، عاشق این ساز شدم و یک سازدهنی برای خودم خریدم و تموم تلاشمو کردم که بتونم یاد بگیرم باهاش بنوازم.
همزمان با گوشیم هم آهنگ بلاچاو رو پلی کردم که خواننده بخونه و من ساز بزنم:
Una mattina mi sono alzato-
(یک روز از خواب برخاستم)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
Una mattina mi sono alzato
(یه روز از خواب بلند شدم)
E ho trovato l’invasor
(دشمن همه جا را گرفته بود)
O partigiano portami via
(ای پارتیزان مرا با خود ببر)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
O partigiano portami via
(ای پارتیزان منو با خودت ببر)
Che mi sento di morir
(چون حس میکنم دارم میمیرم)
با آرنجم اشکی که از گونم سر گرفته بود رو پاک کردم و ادامه دادم:
E se io muoio da partigiano-
(و اگه به عنوان پارتیزان جونمو از دست دادم)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
E se io muoio da partigiano
(و اگه به عنوان پارتیزان جونمو از دست دادم)
Tu mi devi seppellir
(تو باید منو به خاک بسپاری)
E seppellire lassù in montagna
(منو در کوهستان به خاک بسپار)
O bella ciao, bella ciao, bella ciao ciao ciao
(خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا، خداحافظ ای زیبا! خداحافظ! خداحافظ!)
E seppellire lassù in montagna
(منو در کوهستان به خاک بسپار)


بیشتر بخوانید
4.9 از 5
بر اساس 24 رای
5
96%
4
0%
3
0%
2
4%
1
0%
شما چه امتیازی می‌دهید؟

نظرات رمان اِروما

  • گمنام

    0

    اسامی افراد توی رمان دیگه خیلی خیلی تخیلی بودن اصلا اسمایی بودن که آدم نمیفهمید دخترن یا پسر ایرانین یا خارجی رابطشون اصلا جالب نبود منم نصفه رمان و ول کردم

    ۱۳ ساعت پیش
  • فائز

    5

    چون من ادم رمان بازی هستم میگم ارزش خوندن نداره نصفه ولش کردم

    ۱ سال پیش
  • رمان خوب معرفی کن.

    1

    رمان خوب معرفی کن

    ۶ ماه پیش
  • مریم صب

    0

    عالی بود عشق کردم ممنون از نویسنده

    ۷ ماه پیش
  • لادن

    0

    زیاد حرفه ای نبود رابطه بین پسر و دختر یک چیز عادی بیان کردن تا حدی قابل هضم هست ولی مابقی کارها نه در کل اونطور نبود که آخرش بگی حیف شد تمام شد

    ۱ سال پیش
  • رویا

    1

    رمان بسیار عالی که انقدر خوب نقش ها مچ شده بودن که انگاری دوست خودم اون اتفاقا افتاده منو به گریه انداخت بهترین رمانی بود خوندم فقط اسم شخصیت رومان ها برام عجیب بود و ممنون ار نویسندش

    ۱ سال پیش
  • فرزانه

    5

    خیلی مسخره بود

    ۱ سال پیش
  • سوتیام

    2

    کامل نخوندمش چون به نظرم خیلی مسخره اومد، درضمن چرا اسم های دخترونه واسه پسرها گذاشتی؟!!! مثلا الین! دایان!!!!

    ۲ سال پیش
  • Sana

    0

    عالیهه

    ۲ سال پیش
  • سارینا

    0

    رمان خوبیه، چرا کامل نیست؟

    ۲ سال پیش
  • Y.a.s

    0

    خوب بود ممنون..❤️

    ۲ سال پیش
  • •R•

    3

    محشر بود اما نباید انیس میمرد دوسش داشتم من واقعن شخصیت خوبی بود از نویسنده ممنون🖤

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    سلام عزیزم رمان قشنگی نوشتی ، ممنون !

    ۲ سال پیش
  • یاس

    11

    کلا این داستان بدآموزی داره اینکه دخترهاباپسرها انقدرراحت باشن که هر غلطی دلشان خواست بکنن وبوس وبغلهاشون فرا ازخانه اگرنوجوانی با خوندن چنین رمان هایی اشتباهات راتکرار کردنویسنده در گناهش شریکه

    ۲ سال پیش
  • نگار

    0

    مقدمه و اسم شخصیت هات جذابه

    ۲ سال پیش
  • آغاز

    1

    متاسفانه قلم ضعیف🤦

    ۲ سال پیش
کپی شد!
آیدی کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️