خلاصه رمان عاشقانه صحرا
داستان راویتگر زندگی دختر فقیر و روستایی به اسم صحراست که با مادرش به تنهایی در خانهی فقیرانهای زندگی میکنند و برادر کوچیکترش در روستای دیگهایی در مدرسهی شبانه روزی درس میخونه؛ صحرا تمام عمر رو با چوپانی میگذرونه تا اینکه یک روز متوجه میشه اقوام دوری هم دارن که… با ورود آرسام به زندگیش همه چیز تغییر میکنه تا اینکه خبر میرسه که برادرش در مدرسه کسی رو به قتل رسونده و… در ادامه اتفاقاتی پیش میاد که کل داستان رو زیر و رو میکنه...
قسمتی از متن رمان صحرا
ساناز
0چرادرمورد چهرشون هیچ چیزی نگفت پاس ازدواج و طلاق مزخرف بود
۱ ماه پیشالی
0مزخرف ترین رمانی بود که تا حالا خونده بودم لطفاً کامل حذفش کنید وقتمون رو الکی با این زمانها هدر ندیم
۲ ماه پیشگلی
0قشنگ بود ولی اغراق زیاد داشت مثلاً چطور میشه 12سال را تو 2سال خوند ولی سرنوشت غم انگیز صحرا تحمل سختی هایش ونامردی شهریار ووفاداری همسرش در رمان جالب بود در کل عالی بود خوب هم تموم شد
۲ ماه پیشرویا
0یعنی رمان ب این مزخرفی تا حالا نخونده بودم سکته کردم با این یارو شهریار
۲ ماه پیشDjddjdj
0خیلی خیلی مزخرف بود حیف وقت که پای خوندن رفت
۳ ماه پیشمانیا
0ممنون از نویسنده رمان خوبی بود ولی خیلی غم انگیز بود سیزده سال زجر کشید تا بتونه با خیال راحت کنار عشقش زندگی کنه ولی به نظرم ارزششو داشت آخرش به عشقش رسید
۴ ماه پیشزینب
1هندی بازی زیاد داشت همش بدبختی پشت بدبختی دختره پیر شد نزدیک به پنجاه سالش شد تا راحت شد 😐 رمان و طولانیش کرده بود که چی دوازده سال دختره با مرگ شوهرش و بچش پیر شد آخرش ابکی ابکی فهمید زندن بعدش دوباره دو سال دیگه با اون یکی شوهرش اییییششش حوصله ندارم هی بگم خلاصه ازدواج در ازدواج بود برا خودش ابکی
۴ ماه پیشزینب
0چی بگم والا اگه صحرا از چوپانی به خانوم دکتری می رسید کنار آرسام بد نبود یا حداقل بعد آتیش سوزی عمارت رمان تموم میشد بازم بد نبود ولی دیگه بعد از اون چشتون روز بد نبینه دختره نزدیک به شیش هفت بار بدون طلاق با دونفر ازدواج میکرد ینی بدون طلاق زن یکی میشد چند سال باهاش زندگی میکرد بعد زن اونیکی میشد😐
۴ ماه پیشرها
0من نمیتونم درک کنم مگه صحرا *** ی یک سال آرسام نبود اونم با سند از محضر چجور میشه بیاد عقد دائم یکی دیگه بشه تو داستان هم هیچی ازش گفته نشد بعد دوباره باآرسام عقدکنه بعد دوباره به شهریار برگرده درصورتی که هر دوشوهر بعدش زنده بودن .داستان خیلی بچگانه و تخیلی بود .پشیمونم بخاطر وقتی که گذاشتن .
۵ ماه پیشسروین
0رمان خوبی دست نویسنده درد نکنه واقعاً شهریار شخصیت بدی داشت حتی دخترش هم واسش مهم نبود
۵ ماه پیشپریم
1چرا به شیلا نمیگه قاتل نیست چرا اجازه میده اینهمه بهش توهین کنن نکبته حرص درآر
۵ ماه پیشParisa
0همه بخش هاش خوب بود فقط دوری های ۱۰ سال و ۲ سال خیلی سخته .... شخصیت صحرا خیلی قوی بود.... من خیلی دوسش داشتم
۶ ماه پیشMaryam
0من این رمانو یکی دو سال پیش خوندم عااااالیه خییییلی قشنگه ب نظرم
۶ ماه پیشزینب
0با احترام کامل به نویسنده قصه خوبی نداشت خیلییی خیلییی نقص داشت .
۶ ماه پیش

لیلا
0خیلی عالی بود