تعداد کل پارت های منتشر شده : 21
- خودت خوبی؟ نمیخواستم بندازمت تو دردسر...چرا اون کار رو کردی؟ سالار آدم خطرناکیه حتی برای دخترش. ملودی انگشتانش را بین فرفری موهایش برد و به خودش داخل آینه کوچک دستی نگاه کرد و رژ براق قرمز را روی لبهایش کشید. یعنی شهداد هنوز هم آن شب را یادش بود؟ هنوز هم یادش بود سالار تا چه اندازه میتوانست ...
در حال بررسی وضعیت حساب...
با ورود به حساب میتونی عضو رمانها بشی، لایک و نظر بذاری، با نویسنده گپ بزنی و سکه رایگان هدیه بگیری! ورود به حسابت کمتر از 30 ثانیه زمان میبره