خلاصه رمان :
ماهرخ دختر یک مرد معتاد است که به علت بدهی پدرش مجبور به ازدواج با یک مرد قاچاقچی میشود. حوادت روزگار او را در مسیر یک سرگرد بیمار قرار میدهد……. پایان خوش این رمان در عین رمان بودن، نوشته ای است که سیر تکاملی روحی، فکری و معنوی یک انسان را نشان میدهد. سیر تکاملی که برای رسیدن به آخرین منزل از گردنه های حیران زندگی باید گذشت
قسمتی از متن رمان کیمیای عشق
الینا
0رمان بسیار عالی بود ولی فصل دومم باید درست میشد که بفهمن چه بلایی سر پدرش امد
۲ ماه پیشتارا
1نویسنده ی عزیز رمانت مثل همیشه عالی بود لذت بردم مصداق بارز ان مع العسر یسرا بود
۲ ماه پیشفاطمه
0من ادامه نظراتم میگم: ۲ آخرش بهتر بود تکلیف پدرش روشن میشد و پدرش رو پیدا می کرد یا مثلا پدرش آخر سر ترک میکرد چون اونطور که سوهر خاله ی ماهرخ گفت مرد خوب و *** خونی بوده.بعدش زود حاملگی ماهرخ جالب نبود خوب توی رمان پدر و خالش پیدا میکرد بهتر میشد .باز هم سپاس از رمانتون
۲ ماه پیشزهرا
1سلام بسیار عالی بود موضوع داستان بسیارزیبا بود
۳ ماه پیشزینب
1خیلی خوب بود دمتون گرم🙏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۳ ماه پیشبد نبود
0بد نبود برای یه بار خوندن
۴ ماه پیشمحدثه
0خیلی دوسداشتم مرسی از نویسنده دوستان رمان بدون سانسور هست تو این برنامه باشه میشه معرفی کنید؟؟
۴ ماه پیشواقعا خیلی قشنگ بود
3این واقعا قشنگ بود و عالی تموم شد
۴ ماه پیشفاطمه
2من دوسش داشتم خصوصا وقتی رفت پیش فربد .
۴ ماه پیشسمیه
1بسیار عالی بوداحسنت
۴ ماه پیشMari
1خیلی خوب بود
۴ ماه پیشرمان خوبی بود ممنون
3رمان خوبی بود ممنون از نویسنده این رمان فوق عاشقانه
۴ ماه پیشMhimohh
3رمان بدی نبود ولی تاپ هم نبود واسه سرگرمی خوب بود قسمت مهتاب خیلی خلاصه بود قسمت اعتراف خیلی طولانی بود به حدی که خسته کننده شده بود خسته نباشید نویسنده عزیز
۵ ماه پیشنرگس
1اوم سلاااااام قشنگ بود دوسش داشتم مرسی از نویسنده
۵ ماه پیش

زهرا
0قشنگ بود وساده مشکلات رو بیان کرد خسته نباشید