خلاصه رمان شعله شب
گیسو موحد ، به دلیل اتفاقات مجهول گذشته با خودِ واقعیش تفاوت زیادی پیدا کرده.در این بین چیزهای زیادی از دست رفته؛چیزهایی که بازگشتشون محال به نظر میرسه! اما ماه همیشه پشت ابر پنهون نمیمونه! با روشن شدن جریانات گیسو قدم در راهی نامعلوم میذاره، راهی که همه چیز رو عوض میکنه! همه چیـز! . . . . پایان خوش
قسمتی از متن رمان شعله شب
.....
0سلام خسته نباشید چرا شاهیار باید جایی که خودش و تینا هم هست رو بمب گذاری کنه مگه سام نگفت به محض وارد کردن کد آخر منفجر میشه پس اینجوری خود شاهیار هم کشته میشه این قسمت منطقی نبود بعدم شاهیار و تینا که گروگان نبودن وقتی سام و گیسو فرار کردن خب اونا هم میتونستن فرار کنن نوشته بود صد متر فرصت کمی نیست
۴ ماه پیشنیایش
1خیلی قشنگ بود . بی نهایت لذت بردم . ممنونم از قلم نویسنده زیبا
۵ ماه پیششیما
3خسته نباشی نویسنده عزیز ،رمان خیلی طولانی و خسته کننده بود،بیشتر حرفاودعواهاتکراری بودند باعث طولانی شدن داستان شدند،شخصیت سام رودوس داشتم
۷ ماه پیشفاطیما
0خیلی خوب بود
۷ ماه پیشبدون نامم
0سلام رمان عالی بود فقط گیسو خیلی اشتباه کرد که دل سام رو شکست و دل به شاهیار تبهکار می بست داشت چشم بسته خودشو داغونتر میکرد و از همه عالی تر نقش سام تو داستان بود بیشتر به نظرم گیسو ساده لوح بود و ناز نازی بیست میدم به عاشق واقعی داستان محمد سام رهنما ایول
۱۲ ماه پیشزهرا
1رمان خیلی خوبی بود و ارزش خوندن داشت خسته نباشید نویسنده عزیز❤️
۱ سال پیشZahra
2واقعا رمان بسیار قشنگی بود و همه چی داستان عالی بود ممنون از نویسنده ی عزیز😍❤️
۱ سال پیشناهید
2بنظرم روند تکاملی داستان خیلی خام ودرضمن ناقص وگنگ بود وبرخی قسمتهاشم توی ذوق میزدمثل (رابطه واحساس گیسو با شاهیار یاگفتگوش با شاهرخ مریض)ولی قلمش بد نبود
۲ سال پیشfateme
3عالی
۲ سال پیشسید مسعود سیف زاده
0بد نبود
۳ سال پیشالهه
1رمان خوبی بود
۳ سال پیشنسیم
3بی سر و ته بود اصلا مفهوم نبود که چی شد
۳ سال پیشᬊᬁᴺᴱᴳᴵᴺ
0رمان انتقام جویی خوبی بود اما یکم نقص داشت زمان ها دقیق نبودن ومردن شاهیار بنظرمن خیلی نامردی بودواریا تو خیلی از مرحله ها نبوددلیل موجهی هم نداشت
۴ سال پیشآنه
3رمان متفاوت و زیبایی بود و هیجان زیادی داشت اینکه ذهن خآدم رو درگیر میکرد خوشم اومد خسته کننده نبود خسته نباشید به نویسنده خوبمون😍
۴ سال پیش

.....
2کاش ربط تینا و شاهیار هم مشخص کرده بودید و نقش شاهین در بدبختی مادر شاهیار و گیسو مجهول موند و بعضی قسمت ها داستان باگ داشت مثلا وقتی سام و گیسو پشت دیوار بودن صحبت های تینا رو میشنون و دستش براشون رو میشه بعد دوباره قسمتای نهایی گیسو میره خونه کنار تینا میگه منصرف شدم میخوام برگردم