خلاصه رمان عاشقانه زن نبود شعله بود سوزاند
راجب ب ی دختریه ب اسم گیتی ک تو خانواده مذهبی ب دنیا اومده و بزرگ شده ،،ی خاهر داره ب اسم فرنگیس ،، گیتی خیلی سرکش و آزاده و بخاطر همین خانوادش دل خوشی ازش ندارن و زیر نظر خانوادش با مردی ب اسم مجید ازدواج میکنه و حاصلش میشع ی دختر ب اسم هستی ،، گیتی آزادی رو دوس داره و تو مهمونیا باس آزاد باشع و برقصه و لباسای راحت و آنچنانی بپوشه ک مجید با تمام اینا مخالفه و همین میشه مشکلات زندگیش و عامل اختلاف با همسرش ،، ی روز که گیتی هستی رو ب پارک میبره تا دیروقت طول میکشه و وقتی میاد با شوهرش حسابی بحثش میشه و مجید هم هستیو میگیرع و با هم از خونه میزنن بیرون ،، تو جاده با کامیون تصادف میکنن و شوهرشو بچش میمیرن و این میشه آغاز داستان ...
قسمتی از متن رمان زن نبود شعله بود سوزاند
.عاطفه
1نویسنده عزیز خسته نباشید قلم بسیار قوی داشتید .گیتی خیلی اشتباه ها داشت که حتما باید به خاطرش تنبیه میشد اما ساناز و مادرش حق نداشتن به خاطر خوشایند پسرشون بیماری پسرشون را مخفی کن و اینکه آیا فقط گیتی مقصر بود؟ای کاش پایان داستان جور دیگه تموم میشد مثلا اینکه گیتی آزمایش میداد و ایدز نگرفته بود
۴ هفته پیشزارا
0زیبا بود ارزش خوندن داشت
۱ ماه پیشناهید
0سلام وخسته نباشید عرض می کنم به نویسنده ی عزیز من رمان زیاد میخونم این رمان خیلی متفاوت بود،نمیشد حدس زد آخر ماجرا چطوری تموم میشه،از نظر من این یک امتیاز خیلی بزرگی به نویسنده عزیز هست دست مریزاد،من خیلی لذت بردم،بنظرم میشه از این رمان درس گرفت.
۲ ماه پیشساینا
0رمان آموزنده و خوبی بود،کاش خانومای زرنگ درست عبرت بگیرن و باور کنن که توی این مدل رابطه ها همیشه خانوما متاسفانه بازنده ان،همونجور که خوندین دیدی. که اتفاقی برای افشین وشهاب وسهیل نیوفتاد تو دنیای واقعی ام همینطوره
۲ ماه پیشنازنین
1میگمااا این کجاش مذهبی بود🫤 خوشم نیومد،
۲ ماه پیشمهدو
0باورم نمیشه که در طول رمان حتی یک زن درست و حسابی وجود نداشت! و نوبسنده ی این رمان هم یک خانم هستن و من نمیدونم چرا انقدر وجه ی زن ها در این رمان بد به نمایش گذاشته شد،آمفی تئاتری از زن ستیزی!!
۲ ماه پیشآزیتا
0خوب بود وبسیار عبرت آموز
۲ ماه پیشمحیا
0اصلا جالب نبود چقد کثافت کاری میکرد گیتی مشکل روحی روانی داشت
۲ ماه پیشعزیزی
1خیلی خوب وعبرت آموز ،مشخصه کسی که به هیچ صراطی واعتقادی رو نیاره آخرش پشیمانی هستش گفتم شاید یه جا گیتی سر عقل بیاد ولی متاسفانه با اینکه خدا بارها بهش فرصت داد ولی اون قدر ندونست وخدا رو بالا سرش حتی حس نکرد
۲ ماه پیشریحانه
1نویسنده عزیز خسته نباشید هم قلم زیبا بود و هم موضوع،جذاب و متاسفانه شایع.داستان از زبان گیتی که یک طرف قضیه است روایت میشه و طبیعتا برداشتها و اظهارنظرهاش نمیتونه بی طرفانه باشه مثل داستان بامداد خمار و شب سراب که به اقتضای راوی، داستان متفاوتی دارند.اما من همه شخصیت ها رو به نوعی مقصر و موثر میدونم
۲ ماه پیشصادقی
4چون داستان، یکی از معضلات جامعه رو نشون میداد و قلم خوبی هم داشت قابل تحسینه . ولی اینکه همیشه تو رمانها دوست دارین مذهبی ها رو بد جلوه بدید بدم میاد. واقعا نمیفهمم چرا انقدر ذهنتون نسبت به مذهبی ها منفیه و این ذهنیت رو خورد بقیه میدید.
۲ ماه پیشخانم رمضانی
2سلام رمان رو تا آخر خوندم شاید یه جاییش مذهبی بشه و یه اتفاقی بیفته تا گیتی خانم سرش به سنگ بخوره واز این همه ولنگاری دست برداره،یه جورایی از رمان خوشم نیومد خیلی سیاه و تلخ بود،گیتی مشکل روحی وروانی داشت ویه آدم عقده ای بود که تمام نداشته هاش رو از دیگران طلب داشت
۲ ماه پیشدینا
2وای خدایا فوق العاده بود لذت بردم پیشنهاد میکنم حتما بخونین اصلا تکراری و بی ارزش نبود دستمریزاد به نویسنده عزیز
۲ ماه پیشرها
0واقعا آدم باید از این رمان عبرت بگیره من که خیلی خوشم از اخر رمان اومد حقش بدد
۲ ماه پیش

طناز
1یکی به من بگه چرا این رمان باید تو دسته ی مذهبی ها باشه آخه😑آدم بعد از خوندنش تا ۲ ماه افسردگی بعد از زایمان میگیره.فک کن خود نویسندش بعد از نوشتنش نشسته گریه کرده دیگه وای به حال ما