خلاصه رمان :
داستان در مورد دختریه که ارث پدر بزرگش بهش می رسه اگر به شرط هایی که براش گذاشته شده عمل کنه و …
قسمتی از متن رمان ارث بابا بزرگ
آوا
1در کل رمان خوبی بودی ولی حق با اکثریت بچهاست اصلا پایان قشنگی نداشت
۱ ماه پیش۰..
2پایانش مناسب نبود
۱ ماه پیشحلما
3خیلی یهویی تمام شد تازه داشت رمان هیجان می گرفت کلا آخر شخصیت ها مشخص نشد من این هفت فصل و سه روز خوندم چون هیجان نداشت در حالی که رمان 20فصلی رو اگه جالب باشه یه روزه میخونم
۲ ماه پیشمهدیس
2خیلیییییی مسخره تمام شد راحت میتونست صدتا پارت دیگه ادامه بده
۴ ماه پیشShabnam
2عاشقششششش شدم بابا چقدر عطا و هلناباحال بودن😍🫂
۴ ماه پیشرزی
7خوب بود ولی آخرش بی معناتموم شد
۴ ماه پیشناشناس
5افتضاح چرت و اینکه بدترین پایانو در نظر گرفته بودین معلوم بود که کاملا هول هولکی نوشتیش به هر حال بد نبود😐
۴ ماه پیشYara
7چرا این جوری شد پایانش تازه داشت خوب پیش میرفت
۴ ماه پیشAni
3خیلی بد بود این چه پایانی بود
۵ ماه پیشدختر تابستان
4چرت ترین پایان بود اخرش انگار نویسنده دیگه نخواسته ادامع بده ضدحال بود واقعا حیف وقتم
۵ ماه پیشفریبا
0سلام. رمان خوبی بود. خوندم و لذت بردم
۵ ماه پیشنور
0خوبه خوشم اومد
۵ ماه پیش.....
7تازه داشت جالب میشد که تموم شد پایانش خیلی چرت بود
۵ ماه پیشبد نبود
5قلمش خوب بود ولی لاقل باید یکم پایان جالبتری میداشت در کل هم جالب نبود
۵ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

لیلا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
آخرش خیلی بد تموم شد میتونست بعد از عقد کمی کل کل داشته باشه فقط یه چیزی نورا خانم اگه زمان بارداری میثاق توی عده بوده اگه حمیداقا بهش رجوع کرده باشه و حامله شده طلاق باطل بوده و دیگه نمیدونسته باز ازدواج کنه. لطفا به این موارد ریز دقت کنید