خلاصه رمان :
دختری17 ساله که وقایع دوسال از زندگیشو در قالب دو فصل از زبان خودش تعریف میکنم ایلیا سمایی: دبیر ریاضی، که شقایق سر یه لج ولجبازی دلباخته اون میشه حمیدرضا: پسریه که توی یه خانواده مذهبی بزرگ شده واز فصل دوم وارد داستان میشه
قسمتی از متن رمان شقایق
مریم
0اولش خیلی قشنگ بود اما انتظار داشتم پایانش به هم برسن حیف شد
۲ ماه پیشثمین
0رمان خیلی قشنگی بود ولی کاش اخرش و بیشتر توضیح میداد و حالا که حمید رضا و شقایق باهم زندگی شون و شروع کردن، بیشتر در موردش حرف میزد
۳ ماه پیشسنا
0خوب بودولی آخرش غمگین بود
۴ ماه پیشساره
0همیشه آخر رمان کوتاه میان که نباید بهم برسن یعنی چی اینقدر گریه میکردن و آخر یه بوس هم سهمشون نشد
۴ ماه پیشماه لین
0هم خوبه هم غم گین ولی بعضی جاهاشو خیلی دوست داشتم
۵ ماه پیشسودا
1آخرش خیلی بد بود حداقل کاش حمید رضا می مرد و الیا وشقایق بهم میرسیدن ولی خوب اولش خیلی خوب بود ولی آخرش رو دوس نداشتم اصلا ای کاش بهم میرسیدن 🖤🥀
۵ ماه پیشریحانه
0رمان اولش بسیار عاشقانه وخوب شروع شد اما آخرش خیلی بد تموم شد کاش آخرش بهم میرسیدن
۵ ماه پیشگندم
2رمانش خوب بود خوشم اومد ولی این وسط دل ایلیا شکست چون شقایق عاشقش نبود بچه بازی درآورد و از اولم با لج و لجبازی و شرط بندی میخواست باهاش دوست بشه و در حدش نبود کاش از اول اجازه می داد خاله(زنگوله ) باهاش دوست میشد و دلش رو به دست میاورد
۶ ماه پیششقایق
1تازه میخام بخونم رمان هم اسممو
۶ ماه پیشحدیث
1کاش بهم میرسیدن آخرش بدتموم شد
۶ ماه پیشریحان
0نمیدونم چرا اما از اینکه الیا به شقایق نرسید میخوام از قصه دق کنم ...رمان به این قسنگی حیف لین تهش بود 🥺
۶ ماه پیشاخرش باید بهم میرسید
2انتظار اینو داشتیم که اخرش بهم برسن درواقع اخر رمان ها قشنگ تموم میشه ولی این پایان خیلی بدی داشت و باعث شد ناراحت بشیم🥀
۸ ماه پیشاخرش خیلی بد بود بد
4اولش خیلی قشنگ بود ولی اخرش اصلااااا قشنگ نبود و خیلی بد تموم شد باید شقایق و ایلیا بهم میرسیدن 💔اخرش خیلیییی بد بود...
۸ ماه پیشرها
1رمانش خیلی بد بود اگه شقایق به ایلیا میرسید خیلی قشنگ تر میشد.
۸ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

هستی
0عالی بود میشه گفت یه رمان عالی با قلمی بینظیر