رمان دختر خون بس (جلد دوم - پایانی)
- به قلم فاطمه
- ⏱️۴ ساعت و ۱۶ دقیقه
- زبان فارسی
- 191.1K 👁
- 774 ❤️
- 1.9K 💬
خلاصه رمان عاشقانه دختر خون بس (جلد دوم - پایانی)
داستان راجع به زندگی دختری به نام فاطمه که به علت درگیری بین دو خانواده مجبور میشه خون بس شه و زن کیارش میشه کیارش پسری مغرور و خودخواه ، بداخلاق، شیطون، زورگو… فاطمه؛ دختری معصوم و مظلوم، صاف بی ریا و پاکدل و… فاطمه زندگی پر از فراز و نشیب داره و با این سن کمش مجبور به زندگی با کیارش میشه…
قسمتی از متن رمان دختر خون بس (جلد دوم - پایانی)
سلام
1ناراحتم که این همه وقت برای این رومان گذاشتم واقعا مزخرف بود.دوتا زن باهم
۴ روز پیشمشکی
1انقدر که اینا باهم رابطه داشتن ما افسردگی گرفتیم
۶ روز پیشفاطمه
0واقعا حیف وقتم خیلی مزخرف بود
۶ روز پیشستی
1اخرش خوب تموم نشد کاش ادامه بدی اون شقایق عوضی از زندگیشون بره بیرون بعدشم اون چجور دختری بود ک این همه تحمل کرد خیلی ضعیف حداقل میتونستی بنویسی درمان خورد بیهوش شد کیارش قدرشو فهمید ن اینکه یهو عاشق شه کلا مسخره بود
۷ روز پیشحور
0رمان باید جلد سوم هم داشته باشه چون داستان ناقص تموم شد شقایق چی شد؟ به نظرم خیلی ماجرا رو کش دادند. تو داستان چند بار اشاره شده بود که چیز هایی رو که فاطمه از کیارش نمی دونه اونا چی بود؟ در کل رمان ارزش خوندن نداره
۲ هفته پیشmomo
1خیلی چرت وبیخود وبچگانه بود حیف وقت
۲ هفته پیشآیدا
1بد نبود فقط کاش ادامش میدادی که شقایق از زندگیشون بره بیرون بچه هاشون به دنیا بیاد پایانش یه کم به دل نمیشینه
۲ هفته پیشمهدیه
1انتطار داشتن با شقایق عروسی نکنه ....با این دید ک جلوی ضرر رو از هرجا بگیری منعفته....
۲ هفته پیشمهدی
0ممنون بابت زحماتت ولی اصلاااااا خوب و راضی کننده نبود
۲ هفته پیشعاطفه
3آخرش کاش شقایق میرفت از زندگیشون ☹️
۲ هفته پیششهرزاد
1واقعا باید میرفت
۲ هفته پیشکیوت
0اره کاش از شرش راحت میشد
۲ هفته پیشکیوت
1عالی بود ولی ای کاش جلد سومشم بنوسه 🫠میخوام بدونم کیارش و فاطمه چطوری بچهاشونو بزرگ میکننن زندگیشون چطوری پیش میرع واقعا🫡
۲ هفته پیشهدا
0با اونا هم سطح بود بهد اصلا ولش اینو مگه همچی پوله هی اون کیری اذیتشمیکرد فشاریشدممممممم
۲ هفته پیشهدا
1سلام رمانت خصشر بود از هرچی رمانه متنفر شدم دخترم انقدر ضعیف پسره امده زدتش بعد بچشو این کرده اون کرده تا قسمت سوم باور نمیکردم. واقعا هووش باشههههه چرا اخه انقدر کونید شماااا یعنی اتیش گرفتممم ونه جرعت داشت خودش بره پیش خانوادش بعد مگه خون بس بده نصف خانواده ها خوب میشن بعد بابا بزرگ اونا با اونا ه
۲ هفته پیشعالیه حتمابخونید
0سلام واقعا عالی بود من پارسال قسمت اولش رو خونده بودم فصل دوم نبود تازه پیدا کردم خوندم ممنونم از نویسنده عزیزم زحمت کشیدین عالی بود.خسته نباشین🥰❤️
۲ هفته پیشهدا
0میگم من دارمم میرم چهارم اخرش خوبه
۲ هفته پیش
فاطمه
1حیف وقتی که واسه خوندن این رمان گذاشتم..مگه میشه انقدر مزخرف باشه اونم دوجلد..واقعاانگیزتون ازنوشتن همچین رمان مسخره ای چی بود..