دوست داشتی؟
رمان دانشجوهای شیطون اثر هستی.س

رمان دانشجوهای شیطون

  • به قلم هستی.س
  • ⏱️۸ ساعت و ۲۳ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 109K 👁
  • 687 ❤️
  • 428 💬

خلاصه رمان طنز دانشجوهای شیطون

آقا اينجا سه تا دختر داريم سه تام پسر داريم متاسفانه ازشون رو نمايي نميشه اينا درسته ظاهري شبيه به انسان دارن..ولي سه نمونه موجوده ما قبله تاريخن که با يه سري آزمايشاته دروني و بيروني اين شکلي شدن خب..اينا طي اتفاقاتي تو دانشگاهشون با هم به جنگ برميخيزندو معلوم نيس کي اين جنگ و جدال تموم ميشه و بايد بگم که تمام اتفاقات مخلوط شده با طنزه که مطمعنم خنده رو لباتون مياره و البته خوندنش خالي از لطف نيست.

قسمتی از متن رمان دانشجوهای شیطون

با پايانه حرفش ب سمته اون سه تا اشاره کرد که اونام بلند شدن..استاد ادامه داد:
-خب اقايون خودتونو معرفي کنيد که بريم سره درسمون
اول از همه اون چشمو ابرو مشکيه شروع کرد..با صدايه بلند و رسا که غرور توش فرياد ميزد:
-سورن ..سورنه سعادت ترمه آخره معماري
نشست..يني قشنگ ميديدم آب از لبو لچه همه دخترا راه افتاده بودااا..خاک بر سره بي جنبتون..
بعدي بلند شد..نيم رخشو ميديم ولي چشمايه براقه سبزش خيلي تو ديد بود و اون مژه هايه بلندو حالت دار..بينيه خوش فرمو لبايه معمولي..و پوسته نه سفيد نه سبزه ..و اون موهايه خرمايي که دو طرفش کوتاهو بالايه سرش يک وجب بلند تر بود و ب سمته راسش که من باشم به طرزه قشنگي شونه شده بود:
-ساميار پاکزاد ترمه آخره معماري
صداشم خوشکل بود لامصب..تو ذهنم يه تو سري باحال به خودم زدم..خاک بر سرت همين الان داشتي به دخترا ميگفتي بيجنبه ها...سرمو پايين انداختمو ديگه ب اون سمت نگاه نکردم..
پگــــــاه:
اينا براچي اينقد گندن؟؟ماشالله به گاو گفتن زکي!!!سوميشن بلند شد..اينم که کمي از اون دو تايه ديگه نداره..پوسته سفيد موهايه مشکي..چشمايه عسلي ابروهايه مشکيو مردونه ..چرا بينيه اين بايد از بينيه من خوشکل تر باشه؟؟مسعولين رسيدگي کنين خب..
جووون چه لبايي..وجدان:پگاه..:ژون؟! وجي:چند وقتيه خيلي هيز شدي باز بايد يه سري تمرينات برات در نظر بگيرم..:وجي جان يه لطفي در حقم بکن شما وجي:بگو اگه در توانم باشه..:يه لطفي کن کلا خفه شو..وجي:ميبينم که درصده ادبتم کاهش يافته..:خفه شي همه چي درست ميشه عزيزم..با صدايه اين پسره دست از خود در گيريم برداشتم:
_سامانه راد..ترمه اخره معماري
واستا ببينم..اينا چرا همشون اوله اسماشون "س" داره؟!!!خب ب تو چه ؟؟والا ب من چه...
اينا که معرفي کردن خودشونو استاد شروع کرد ب زر زدن...منم خوابم گرفته بود...حالا اگه امتحان ميگرفت باز يه تقلبي ميکرديم حوصلمون سر نميرفت..بيا اين کيميا اينقد خودشو جر داد آخرم بخاطره وروده نحسه اينا امتحان لغو شد...با خسته نباشيده استاد خودمو از رو صندلي جم کردم..:
هستي-آي لگنم در اومد..يکم ديگه زر ميزد از ناحيه پايين تنه قطعه نخاع ميشدم
زدم تو سرش:
-خاک تو سرت
با شنيدنه صدايه سورن ب سمتشون که دقيقا پشته سرمون بودن برگشتيم:
-فک ميکردم ديرتون شده بود
پوزخند زدو يه تايه ابروشو داد بالا..هستي با حرص گفت:
-اگه اقايون وقته مارو نميگرفتيد مجبور نميشديم يه کلاس عقب بمونيم
سامان-وقتي اختياره دستو پاتو نداري ميزني ماشينه مردمو قُر ميکني بايد به فکره عواقبشم باشي خانوم
اخمام رفت تو هم:
-شما عادت داري عينه قاشقه نشُسته بپري وسطه بحثه مردم؟؟
اخماش رفت تو هم..اومد چيزي بگه که کيميا پيش دستي کرد:
کيمي-دوسته من يه کاري کرده خصارتشم ميده..در شعنه ما نيست که واستيم با چنتا تازه به دوران رسيده دهن ب دهن کنيم..فردا حتما خسارته ماشينتونو ميديم..روز خوش آقايون
و بعد دسته مارو کشيد و از مقابله چهره قرمز شده اون سه تا گذشتيم..
***
زدم زيره خنده:
-وَي ..وَي ننه..خدايا اين شاديا رو از من نگير
هستي_خب بسه توام جم کن خودتو
کيميا-چته باز پاچه ميگيري؟!!!
دنده رو عوض کرد
:
هستي-بابا من خسارته اين قزميتو از کجام بيارم؟؟به بابا بگم از سه ناحيه قاچم ميکنه
کيميا بي خيال ب پشتيه صندلي تکيه داد:
کيمي:نگران اونش نباش مگه من مردم؟
نيشش تا جايي که جا داشت باز شد:
هستي-عه؟
کيمي-اوي اونطوري نگا نکن بعدا از تو حلقت ميکشم بيرون
هستي ايشي کرد و حواسشو داد به رانندگيش..يهو زدم تو سرم:
هستي-بيا ..باز سگ گرفتش
بي توجه بهش به سمته کيميا برگشتمو گفتم:
-خاک تو گورت کنم مگه فردا ترم اخريا کلاس داررررن؟؟؟
يکم عينه بز نگام کر
د يهو زد تو پيشونيش:
کيمي-اخ اخ اصلا يادم نبود
هستي-حالا انگار اگه ما فردا پول و بشون نديم بچشون ميوفته ....بيخيال
بعد رو به کيميا با نيشه هميشه بازش گفت:
-فردا ميري خريد؟؟؟
کيمي-اره ديگه پس فردا تولدشه
هستي-منم بيام؟
قيافشم عينه هو گربه شرک کرد..با اون چشمايه طوسي عسليش واقعا شبيه گربه ميشد..خداييش تو دو حالت هيچکي نميتونست دربرابرش مقاومت کنه..يکي موقع اي که گريه ميکرد يکيم وقتي اينجوري ميشد..والا من که دخترم دلم براش ضعف ميره چه برسه به اون پسره بدبخت..
طبقه حدسياتم کيميام نتونست مقاومت کنه و قبول کرد که البته منم وباله گردنشون شدمو قرار شد فردا بياد دنباله هر دومون که بريم خريــــــــــد...
***
هســــــــتي:
حالا حامد پهلانـــــه
اي فاطي فاطي فاطي ..دل نگرونُم فاطي آي فاطي فاطي بزا سرتو رو شونم فاطي
اي بي فاطي بشم الهـــــــي...اي سنگه قبره خودتو فاطيو با هم بشورم..اين چه کوفتيـــــه؟؟؟؟؟سريع دستمو دراز کردم گوشيو از رو عسلي برداشتم تو دو ثانيه فقط صدايه نفله شدنه گوشي توسطه ديوار تو گوشم اکو شد..آخيــــش حالا لالا...


بیشتر بخوانید
نظرات رمان دانشجوهای شیطون
  • Maryam

    1

    شاید برای کسایی ک تازه شروع به خواندن رمان کردن جذاب باشه اما برای کسایی ک چند ساله رمان میخونن با کمال احترام تکراری و سطح پایین هست

    ۴ هفته پیش
  • ...

    0

    عالیی بود خیلی دوسش داشتممم😍❣

    ۱ ماه پیش
  • رقیه

    0

    سلام خیلییییی رمان قشنگ بود من از این رمان دانشجویی خیلیییی خوشم میاد من کلی باهاش خندیدم

    ۲ ماه پیش
  • .....

    1

    خیلی رمان خوبی بود و واقعا ظنز بو با هر کلمه از خوندن رمان میخندیدم دستت نویسنده درد نکنه شخصیت های سورن و هستی رو خیلی دوست داشتم و واقعا ی طوری نوشته سد کا مخاطب رو جذب کنه حتما این رمان رو بخونید

    ۲ ماه پیش
  • حنا

    0

    واقعاااااااااااااا رمان قشنگی بود♥️ هر چقدر برای خواندنش وقت بزارید ارزش داره به خدا. من خودم تا الان چند بار خوندمش و هر وقت دوستام ازم اسم رمان خوب می خوان این رمان و بهشون معرفی میکنم. دم نویسنده ی رمان گرم خیلیییییییی قشنگ بود.

    ۲ ماه پیش
  • Bahar

    0

    خیلی رمان باحال و قشنگیه سطح طنزش واقعا بالاست، با توجه به اینکه اسم نویسنده هم هستی هست می خوام بدونم که واقعاً بر اساس واقعیت نوشته شده یا نه ؟؟ نویسنده لطفاً جواب بده♥️🫶

    ۲ ماه پیش
  • پانیذ

    0

    تو یه کلام عالییییییی بودددد خداییش واقعا باش حال کردمم دمتگرم نویسنده عزیززز

    ۳ ماه پیش
  • Mahsa

    1

    اگه اشتباه نکنم ۴ یا ۵ بار این رمان رو طی ۷ سال اخیر خوندم برام یه رمان نوستالژی و خاطره انگیزه و از ته دل باهاش میخندم واقعا از نویسندش بابت این قلم صریح و روون باید تشکر کرد♥︎

    ۳ ماه پیش
  • فریماه

    2

    اگه نویسنده این رمان نظرمو میخونه ازاینجا بهش میگم دمت گرم محشر بود رمانت قلمت ضعیف نبود همچیو با جزئیات گفتی بهترینی❤️

    ۳ ماه پیش
  • به تو ربطی نداره 🤫

    0

    شخصیت های اصلی: هستی - پگاه - کیمیا سورن - سامان - سامیار حالا جفت ها : هستی و سورن - پگاه و سامان - کیمیا و سامیار بچه ها دقت کردین که اسم نویسنده هستی هست و اسم دختره که تو داستانه هم هستی هست جدی می گم سرتون کلاه گذاشتن و البته تا یادم نرفته بگم که من به شخصه خیلی از هستی خوشم میاد😍

    ۳ ماه پیش
  • آتا

    0

    به جرات میگم که بهترین رمان عمرمو خوندم💞✨ یه سوال:ا اونجایی که اسم نویسنده هستیه آیا این رمان از روی واقعیت نوشته شده یا نه؟هستی خودت بودی یا نه😉😂 لطفاً جواب بدید لطفااااااا🥺

    ۴ ماه پیش
  • هستی

    6

    آقا دلتون بسوزه خودم هستیم مشهدی هم هستم دیگه انگار یکی منو گذاشته تو رمان که دستش درد نکنه

    ۵ ماه پیش
  • آتا

    6

    سورن کم داری از کجا بیاریم خواهر😂

    ۴ ماه پیش
  • مهرسا

    0

    بعد رمان تکنیکا بهترین و خنده دار ترین رمانی بود که تو این چند روز خوندم🩷

    ۴ ماه پیش
  • آوا

    2

    عالییی بود شخصیت هستی و سورن رمان و قشنگ تر و طنز کرده بود

    ۴ ماه پیش
  • علیرضا

    6

    عاللللللییییییییی بود مردم آز بس خندید از نویسنده این رمان خواهشمندم رمان های طنز بیشتر بزارید

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!