دوست داشتی؟
رمان چشم سیاه دوست داشتنی اثر اعظم حسین پور

رمان چشم سیاه دوست داشتنی

  • 110.3K 👁
  • 617 ❤️
  • 524 💬

نورا تنها دختر مغرور و سرسخت و زیباییه که چشمان سیاهش زیباترین رکن چهره اشه. اون پدرشو در بچگی از دست داده و به سختی امورات زندگی خودش و برادر و مادرش می گذره نورا با جدیت درس می خونه.و کار می کنه تا بتونه پزشک بشه اون هدف بزرگی توی زندگی داره که می خواد بهش برسه در حین رسیدن اون به هدفش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنه بیماری مادرش بی پولی و عشقی که ناخواسته سر راهش قرار می گیره و اونو تو تنگنای بدی می ذاره در حالی که اون اصلا وقتی برای عاشق شدن نداره... باید با نورای مغرور همراه بشیم و ببینیم آیا می تونه از پس رسیدن...

بیشتر...
شما میتوانید با نصب اپلیکیشن دنیای رمان، رمان مورد نظر را به صورت آفلاین و کامل بخوانید مطالعه رمان از طریق نصب اپلیکیشن
همچنین میتوانید بخش زیادی از رمان را به صورت آنلاین همینجا مطالعه کنید و در صورت تمایل اپلیکیشن را نصب کنید شروع مطالعه آنلاین رمان
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • نغمه پناهی

    0

    عااااااااااالی بود

    ۴ هفته پیش
  • مهیاس

    0

    خوب بود ولی کمی خسته کننده و کشدار بود...و راستش من نمیدونم چرا دوست داشتم نورا به عرشیا برسه...ولی امیر علی هم خوب بود..کلا رمانی بود که ارزش وقت گذاشتن رو داشت

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    عالی بود خیلی عالی

    ۲ ماه پیش
  • حلما

    0

    خیلی زیبا وجالب بود درس زیادی داشت ممنون از نویسنده عزیز دوستش داشتم

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    0

    خیلی قشنگ بود واقعا با یسری جاهاش گریه کردم(:

    ۳ ماه پیش
  • negin

    0

    عالی بود❤️

    ۴ ماه پیش
  • فرانک

    1

    دنبال یه رمانم اسمش رو یادم نمیاد درباره ی مهرآوینِ که مادرش خدمتکار یه مرد پولدار بوده مادرش که حامله میشه پدرش از اونجا ببرونش میکنه میاد با دخترش پایین شهر زندگی میکنن مادرش میمیره و خودش میخواد از پسرِ پدرش انتقام بگیره ، اونو عاشق خودش میکنه همشو یادمه الا اسمش🫠😂 ممنون میشم بگین

    ۴ ماه پیش
  • دویار

    1

    رمان قشنگی بود ولی وسطش خیلی کش دار بود

    ۴ ماه پیش
  • دلارام

    0

    سلام واقعا رمان فوق العده ای بود ممنون از نویسنده رمان.

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    2

    زیادکش دارابودن تاقسمت۱۲ بیشتر نخوندم ،همش ازخانه به دامشگاه،دانشگاه شرکت ،چرت زیاد خوشم نیومد زندگی وموضوع کلیشه ای،بعدخندم می گرفت ازپسره مثلا عصبی میشد فردا دوباره بالبخند بالاتره حرف می زد چرت وپرت

    ۵ ماه پیش
  • رستا

    0

    رمان قشنگی بود ولی یکم وسط هاش خسته کننده میشد و هر روز تقریبا همون داستان روز قبل بازگو میشد و ای کاش بیشتر با امیر علی داستان داشت

    ۵ ماه پیش
  • علی

    0

    خیلی طولانی بود ولی درکل رمان خوبی بود

    ۵ ماه پیش
  • Fereshteh

    2

    رمان زیبا و جذابی بود وبا همه رمانها متفاوت بود فقط خیلی زندگی روتین نورا را تعریف کرده باعث خستگی میطپ وکاش از این زودتر به عشقشون اعتراف میکردند خیلی کش داده بودند وهمش کل کل بود میتونست 3قسمت پایانی رو به ازدواج شان اختصاص میدادوخیلی سرسری به پایان نمی رساند عالی بودوجذاب

    ۶ ماه پیش
  • ارسنا

    3

    یکی از زیباترین رومان ها بود برای بار ۵ دارم میخونم کاشکی از این رومان ها زیاد بود فوق العاده بود ممنون نویسنده عزیز

    ۶ ماه پیش
  • ستایش

    2

    قلم بسیار زیبا و روان نویسنده، استفاده از کلمات درست در زمان مناسب زیبایی این اثر و تاثیر گذاریش رو چندین برابر کرده بود خسته نباشید و تبریک ویژه بابت اینهمه استعداد در چینش کلمات❤

    ۶ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.