خلاصه رمان همسایه
مارال به دلیل اصرار خانواده اش به ازدواج با مردی که برایش درنظر گرفته اند مجبور به جدایی از پسر مورد علاقه اش میشود و تن به ازدواج اجباری میدهد... او فکر میکند بعداز ازدواجش عشق عمیقش را فراموش خواهد کرد! اما غافل از اینکه ازدواجش تازه آغاز ماجراست...
قسمتی از متن رمان همسایه
بتول بهرامی از اصفها
0خیلی خیلی عالی بود از نویسنده این رمان جذاب تشکر میکنم
۲ هفته پیشعالی
1خوب بود ممنون
۳ هفته پیشسوگند
2خوب شروع شد خوبم تموم شد ولی فقط اشک هاش برای مارال موندو دردهایی ک کشید خانوادها گاهی درسته صلاح بچه هاشونو میخوان ولی از دل بچه هاشون خبر ندارن
۱ ماه پیشطاها
0رمان خیلی قشنگی بود وموضوعش تکراری نبود
۱ ماه پیشرومینا
2یعنی بدترین و مزخرف ترین رمانی بود که خوندم
۱ ماه پیشراحیل
4به شدت مضخرف اون از اولش اینم از خیانت این پسره بعدم دختره میگه میبخشمم حالم بهم خوردد هیچ زنی با خیانت شوهرش کنار نمیاد..هیچ زنی حتی اگه هم مثل این بدبخت باشه حتی اگه شده فرار می کنه ولی اینو تحمل نمیکنخ
۲ ماه پیشحدیث
2همه به هرچی عادت میکنن و کنار میان عشق دقیقا چیزیه که حامد و مارال داشتن ینی اینکه عشقش رو با هر بدی و خوبی هوایی که داره قبول کنه و بپذیره درسته حامد خیانت کرد ولی همه اشتباه میکنن مارال هم بخواطرم عشق واقعی به حامد برای دخترشون تو شکمش کم کم بخشیدش چون مجبور بود درکل خوبه ولی یکم یجورهه
۱ ماه پیشحدیث
2خوب بود ولی نمی دونم چرا اصلا از این دختره خوشم نیومد بابا تو ازدواج کردی شوهر داری بچه داری ده چرا واسه ازدواج عشق قابلیت ناراحتی بیچاره حامد از مارال بدم نیومد یه بار نشد از حامد طرفداری یا تعریف کنه درسته حامد یکم بد اخلاق بود ولی مطمئنم از علی بهتر بود و عاشق تر از مارال واقعا خوشم نیومد
۱ ماه پیشهانیا
1ب شدت مضخرف
۱ ماه پیشستایش
4ولی . اگر مارال به عشقش می رسید خیلی بهتر بود آخه حامد از همه لحاظ شکاک بود من از اخلاقی که داشت خوشم نیومد و دلم برای علی گرفت واقعا خیلی سخته توی شرایط اون بودن 🥺 از نویسنده عزیز منونم بابت این رمان زیبا واقعا رمان جذابی بود ♥️
۲ ماه پیشملیکه
3به صراحت بخوام بگم از شخصیت مارال به شدت بدم میاد خیلی خیانتکاره آقا اصن بگیم تونستیم با زورگویی های حامد کنار بیایم ولی اینکه هنوز دو ماه نشده عاشق این یکی بشه اگه انقدر سست انثر بود نباید قول نگهداشتن علی رو به قلبش میداد اون لیاقت عشق علی رو نداشت لیاقت خشونت حامد داشت
۲ ماه پیشستایش
3من با نظرت واقعا موافقم و توی این رمان برای علی خیلی ناراحت بود و از خانواده مارال بدم میومد آخه چرا به اجبار از این افکار مزخرف به شدت بدم میاد
۲ ماه پیشمهدیس
1یه رمانی میخام مافیایی باشه قلمش ابکی نباشه یه رمانی مشابه آس دل
۲ ماه پیش
آزاده | ناظر برنامه
روی تگ مافیایی بزنید تمام رمانهای این ژانر که در اپلیکیشن موجود هستن رو براتون میاره
۲ ماه پیشزینب
2با تمام سختی خوشحالی مارال خیلی زیبا وقشنگ بود سپاسگذارم بانو واما به تمام پدرها ومادران عزیز خواهش میکنم همیشه پشتبانی دخترا تون باشین
۲ ماه پیششیدا
3رمان قشنگی بود ولی یکم به زندگی مردم نزدیکتر باشه خیلی خوبه نمیشه که همه تو رمانها زندگی های آنچنانی داشته باشن فقط مشکلشون درد عاشقی باشه پیشنهاد میکنم رمان هیچ کسان پادشاه رو بخونید عالیه
۲ ماه پیشفاطمه
1خیلی زیبابود .نویسنده قلم خوبی داره خیلی هم اشک ریختم
۳ ماه پیش

Mahva
0چرت بود، چطوری بعد چند سال که یه دختر دوساله داشت هنوز بابت ازدواج عشق قبلیش ناراحت بود؟ بعد شب خوشحال بود ک زن حامده؟ چرتت