خلاصه رمان :
عاشق شدیم روایت دختر شیطونیه که دل به دوست برادر فوق غیرتیش داده… خودتون بخونید دلداگیها و بیقراریهای پرینازِ قصهام رو در کنار شیطنتهای خاصِ خودش ، حرص خوردنهای برادرش و احساس ناب و نادرِ کیارش پسر قصه…
قسمتی از متن رمان عاشق شدیم
مهتاب
0این رمان واقعا باحال و جالبه یا نه
۴ هفته پیشSaghar
0بستگی داره به سلیقت از یک تا ده شیش و میگیره یکم کم و زیاد داشت ولی اگه میخوای بخونی خوبه بخون
۲ هفته پیشSaghar
0چی بگم والا بد نبود فقط کاش سامان می مرد من راحت میشدم این نفس احمقم به حرف شنتیا گوش میکردی هوفف به خونید جالب بود
۲ هفته پیشدلارام
0رمانتون عالی بود دست نویسنده دردنکنه منتظر فصل دومش هستم
۳ هفته پیشحلما
1دختر این قصه خیلی احمقه
۲ ماه پیشاکرم
0رمان خوبی بود
۲ ماه پیشاحدی
2حس و حال خوب داستان آرامش خاص و دلنشینی داشت.. با آرزوی موفقیت های روز افزون 💝
۳ ماه پیشادرینا
1میشه چند تا رمان خفنو قشنگ معرفی کنید
۳ ماه پیش..
0عااااالیییییییییییییییییییییییی بود ممنونمممممممم نویسنده عزیز ✨👀🤍
۳ ماه پیشفرشته
0عالی بود معرکه بود
۳ ماه پیشپور عبدی
1رمان خیلی قشنگی بود ولی مگه بنیامین بچه مرتضی نبود؟ پس وقتی مرتضی و سحر ازدواج کردند نفس و بنیامین خواهر برادر می شن و نمی تونن با هم ازدواج کنن!
۱ سال پیشmahlin
2سحرو بنیامین قبل ازدواج پدر مادرشون شرعن زنو شوهر بودن پس خواهر برادر به حساب نمیان
۷ ماه پیش😂شمسییی 😂
1داداش خونی که نیستنننتن اینو بفهمید
۷ ماه پیشفرشته
0این قانون رو از کجا دراوردید
۳ ماه پیشفریبا
0رمان قشنگی بود احسنت
۴ ماه پیشFatemeh
0رمان خیلی زیبا و دلنشینی بود ولی آخرش خیلی بد تموم شد باید هنوز ادامه می داشت من خیلی خوشم اومد ولی اگه آدامس بود دیگه چی میشد مثلاً اینکه بعد ها و تو به جای رمانتیک آشتی میکردن و بچه دار میشدن و با عشق بچه هاشونو بزرگ میکردن اما به هر حال رمان خیلی خوبی بود دست شما نویسنده عزیز هم در نکنه 👍❤️
۴ ماه پیشمصی
1ولی با اینحال پیشنهاد میکنم بخونید از خوندنش پشیمون نمیشید
۴ ماه پیشمصی
3با اینکه خلاصه رمان یه چیز دیگست و خود رمان یه چیز دیگه ولی بنظر من رمان قشنگی بود و جالب اما دوست داشتم که اخرش حداقل مراسم عروسی بنی و نفس رو داشت
۴ ماه پیش

راحیل
0آقا خب تهش عروسی میکردن😂😂 دمت گرم نویسنده جان قشنگ بود شخصیت سامان اختلال پارانویا داشت یعنی دست خودش نبوده و مشکل روانی داشته به نظرم