خلاصه رمان عاشقانه ضربهی آخر
پریزاد شایگان، یکسال پس از مرگ مرموز دخترعمویش، با پیشنهادی مواجه میشود که مسیر آرام و پیشبینیپذیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد: شرکت در یک مسابقهی بوکس… بهجای کسی که دیگر نیست. با ورودش به باشگاهی پر از رقابت، زخم و سکوتهایی سنگینتر از فریاد درمییابد که این مبارزه، فراتر از ضربههای فیزیکیست. هر مشت، گذشتهای را میتکاند؛ و هر حرکت، رازی را از سایه بیرون میکشد. در دل این بازی خشن و پرتنش، آشنایی با پسری مرموز و ساکت با چشمبند مشکی، معادلاتش را بر هم میزند. پسری که نهتنها سبک مبارزهاش، که نگاهاش به زندگی هم با همه فرق دارد! اما این فقط مسابقه نیست. این سفرِ پریزاد است به درون خودش؛ برای فهمیدن اینکه عشق، شجاعت، و حقیقت… گاهی در ضربهی آخر معنا پیدا میکنند!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان ضربهی آخر - پارت 35
*** این قسمت: ضربهی اول سرش را به پشتی صندلی تکیه داده و کابین ماشین خفقانگونه میبود؛ ضرباتِ باران به شیشهها میتاخت و با نوای برفپاکن درهم تنیده میشد. _ باهاش حرف بزن پری... مردمکهای گرد شدهام برروی او میلغزند. اویی که عرق تمام تنش را گرفته و رنگش به کبودی میگرایید. دستم را نمیدانم ...
بروزرسانی در : ۳۱ روز پیش
-
رمان ضربهی آخر - پارت 34
تغییرِ رنگ پیدا کردنِ قلبم را میتوانستم احساس کنم، پروانههایی که بالهایشان را برای پرواز تکان میدادند را میتوانستم ببینم. آبی شدنِ خون در رگهایم را حس میکردم. قلبم، خونم، وجودم... همههمه آبی شده بود. شاید هم صورتی... پوست صورتم داغ شده بود، انگشتانم بالای پَک را چنگ میزند و سر میچرخانم،...
بروزرسانی در : ۸۱ روز پیش
-
رمان ضربهی آخر - پارت 33
دخترک نگاه گیجش ابتدا میان دوستانش چرخیده و سپس در یک آن و همزمان قهقهشان بلند میشود، چهرهام جمع میشود. حق داشتند، اعتماد بنفس زیادی نشانشان داده بودم و در دل دعادعا میکردم لولهپیچم نکنند. سنگینی نگاه هامون را احساس میکنم؛ بی شک وجود خودش را میان پنج دختر مضحک میدانست! دختری که رئیسشان...
بروزرسانی در : ۹۳ روز پیش
-
رمان ضربهی آخر - پارت 32
برای لحظهای سرش طرفم میچرخد و خونسرد رو میگرداند که گویی به یکباره به دیدهاَش شک کرده و چنان سویم گردن میچرخاند که خود یک گام عقب میروم. نوای کرکننده موزیک همچنان در گوشم میپیچد؛ چشم راستش مبهوت شده و چندین تار از موهایش بر روی پیشانیاش سایه افکنده بودند. دست بهجیب و نیمرخ ایستاده بود....
بروزرسانی در : ۹۳ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان ضربهی آخر
سلام دوستان، امیدوارم حال دلتون خوب باشه. 🤍****اول از همه بابت این وقفه از همتون عذرخواهی میکنم و ممنونم که این مدت صبور بودید و کنارم موندید.****متأسفانه طی چند ماه گذشته اتفاقاتی برام افتاد ( بیشترش رو خودتون در جریانید) که باعث شد از برنامهای که برای پارتگذاری رمان «ضربهی آخر» داشتم عقب بمونم. از طرفی هم تا ۱۲ مرداد درگیر امتحانات نهایی هستم و شرایط، از چیزی که فکر میکردم پیچیدهتر شده.**باور کنید نوشتن رمان توی این شرایط فقط باعث میشه کیفیت کار پایین بیاد و من حاضر نیستم اثری که این همه براش زحمت کشیدم، صرفاً برای زودتر منتشر شدن، از کیفیتش کم بشه.**به همین دلیل، پارتگذاری «ضربهی آخر» از ۱۳ یا ۱۴ مرداد دوباره آغاز میشه؛ این بار با انرژی بیشتر، نظم بهتر و یک کامبک قوی که امیدوارم ارزش این انتظار رو داشته باشه.****از صبوری، محبت و همراهی تکتکتون ممنونم. امیدوارم بعد از تموم شدن امتحانات، دوباره با قدرت کنار هم ادامه بدیم.**تا اون موقع، مراقب خودتون باشید و براتون بهترینها رو آرزو میکنم. 🤍
رز
0سلام صدف جون من از زمان نقره فام باهات هستم.. قربونت بشم درکت میکنیم خودمونم امتحانات داریم و میدونیم چطوره و حالا تویی که هنوز غم باهاته بدتر.. کنارتیم دختره قوی این روزام میگذره
۶ روز پیش✨🙃
2خیلی وقته نخواستم بخونم پارت ها رو ولی پارت گذاری هم مثل اینکه تو همین ماه قبل دوباره شروع شده و الان فقط یه دونه پارت دارم برا خوندن
۲ هفته پیشغزال
در پارت 350وایابایایای😭
۲ هفته پیشمهسا
13ببخشید صدف جانم یه سوال داشتم مگه روز های پارت گذاری چهارشنبه و پنجشنبه نیست؟ پس چرا انقدر دیر به دیر پارت ها آپلود میشن😭😭 من تقریبا هر سری میرم رمان رو از اول میخونم هر پارتی که میاد چون خیلی بینش فاصله میفته
۳ هفته پیشHajar
در پارت 90یکی باید بگه پریزاد جان عزیرم اخه تورو چه به بوکس وقتی هنوز رو رینگ نرفته اینقدر میترسی😂
۳ هفته پیشHajar
در پارت 80عاشق پری شدم تو این هری وری نگران کفشاشه🤦🏻 ♀️😂 عاشق اون دیالوگ آخر شدم...
۳ هفته پیشپیشی
در پارت 352صدفییی بلاخره اومدیییی چقد پارت چسبید بعد از این همه مدت😂💕
۴ هفته پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
قربونت بشمم😭💞
۴ هفته پیشپیشی
در پارت 350خدا نکنه💕🥺منتظریم پر قدرت ادامه بدیی
۴ هفته پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
عزیزدلی 💞🥲
۳ هفته پیشمسیحا
0وای عاشقش شدمممممم عالی و ۲۰۰۰۰😭😭😭😭
۳ هفته پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
قربونت بشم اخهه😻
۳ هفته پیش...
2سلام صدف هوبی؟امیدوارم خوب باشی عزیزم نزدیک 2 ماه پارت نداشتیم حالا بهر دلایلی که نمیتونستی بدی حداقل خبر می دادی که قراره پارت ندی چون مشکلی پیش اومده خیلیا نگرانت شدن و بازم جواب ندادی این درسته؟
۴ هفته پیشنانا
1باید یبار دیگه از اول رمان رو بخونم ...
۴ هفته پیشNina
در پارت 351حالت خوبه صدف جان؟ سلامتی؟ خیلی نگران بودم امیدوارم اوکی شده باشی دیگه❤️ ولی با توجه به مونولوگ آخر پارت، امیدوارم هامون از آن پریزاد باشههه😭🤏🏻
۴ هفته پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم.. قربونت بشم من...مرسی از درک زیادشون:)🥲💕🎀
۴ هفته پیشسارا
در پارت 350خدا رو شکر که خوبی و انشالا تو دانشگاه تم موفق باشی بابت پارت هم ممنون 💚
۴ هفته پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
ممنونم ازت... خیلی ممنون🥲🫂
۴ هفته پیشمریم
در پارت 350مثل همیشه قلمت بهترینه و نه زیاده روی داره نه کم کاری 💓
۴ هفته پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
عزیزدلی اخهه
۴ هفته پیشنعنا
در پارت 350سلام نویسنده عزیزم ان شاالله همیشه خوب باشی و قلمت روی کاغذ رویا پردازی بکنه
۴ هفته پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
فداتشم ممنونم ازت من🥲💕💕
۴ هفته پیش

مریم
0سلام صدف جون کاملا قابل درکه و میدونیم دوران امتحانا چه فشاری روی همه میزاره اینو بدون که واسه ما اصلا عجله ایی نیستش ما هستیم و منتظر میمونیم اینو بدون که وقتی برگشتی با دل و جون میخونیمت 🩷