رمان ضربهی آخر
- به قلم صدف رخشانی
- 9 پارت
- در حال نگارش
- 10.4K 👁
- 147 ❤️
- 65 💬
پریزاد شایگان، یکسال پس از مرگ مرموز دخترعمویش، با پیشنهادی مواجه میشود که مسیر آرام و پیشبینیپذیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد: شرکت در یک مسابقهی بوکس… بهجای کسی که دیگر نیست. با ورودش به باشگاهی پر از رقابت، زخم و سکوتهایی سنگینتر از فریاد درمییابد که این مبارزه، فراتر از ضربههای فیزیکیست. هر مشت، گذشتهای را میتکاند؛ و هر حرکت، رازی را از سایه بیرون میکشد. در دل این بازی خشن و پرتنش، آشنایی با پسری مرموز و ساکت با چشمبند مشکی، معادلاتش را بر هم میزند. پسری که نهتنها سبک مبارزهاش، که نگاهاش به زندگی هم با همه فرق دارد! اما این فقط مسابقه نیست. این سفرِ پریزاد است به درون خودش؛ برای فهمیدن اینکه عشق، شجاعت، و حقیقت… گاهی در ضربهی آخر معنا پیدا میکنند!
اطلاعیه ها :
سلام قشنگا... چنل تلگرام رو داشته باشید
جهت اطلاع رسانی؛ ادیتهای راجب رمان و همینطور جواب سوالاتتون رو اونجا ارسال میکنم..💖
لینککانال: هم قسمت مشخص شده برنامه هست و هم بیو پیج اینستاگرامم..
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
خورشید
در پارت 90خیلی دلم میخواد عکس چهره ی بهمن رو ببینم ای کاش چشاش ابی بود احساس میکنم بیشتر بهش میاد
دیروزMee
در پارت 90ساحل مراقب باش اینجا دیگه پریزاد مثل گیسو اذیت کنی دیگه بخششی در کار نیست همه به خونت تشنه ان فقط امید داریم آدم شده باشی وگرنه که تا الان با اون کاری که تو کردی به دست خواننده ها کشته می شدی قبل از نویسنده😐😂 آخ هنوز یاد پسرک مظلوم سورن می افتم دلم میخاد فقط فحش بدم بهت ولی خب باید بهت فرصت داد😒
۲ روز پیشMee
در پارت 90پریزاد خیلی واسه بوکسور شدن روحیه ضعیفی داره نمیدونم چرا اومده تو این کار ولی میدونم دختر قوی هست🤍
۲ روز پیشMee
در پارت 90این تیکه اش که میگه باید خاک بریزم رو سرم که مگه پسر ندیده ام🤣🤣 عاشق پریزادم😂🤍
۲ روز پیشآتنا
در پارت 90بنظرم پریزاد باید یکم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشه.
۲ روز پیشندا
در پارت 80عالی بود نویسنده جان قامت مانا
۳ روز پیشواینی
0نیازمند به پارت، بنده الان مانند معتادی هستم ک مواد بهش نرسیده
۳ روز پیشسهیل۲۹
در پارت 80عالیه موفق باشید
۶ روز پیشمریم
در پارت 80دیالوگ هایی که باهاش پارت هارو تموم میکنی خیلی دوست دارم 🥹
۱ هفته پیشF.m
در پارت 80فقط اونجایی که نگران بوت هاش بود که ندزدن🤣🤣 دختر جون تو میخوای بری برای مسابقات آماده بشی اونم بوکس که خیلی خطرناکه استرس اینو نداری نگران کفش هات هستی🤣🤣
۱ هفته پیشMee
در پارت 81فکر کنم از پارت های بعدی وارد بخش اصلی داستان میشیم خیلی براش هیجان دارم😍
۱ هفته پیشMee
در پارت 83«مهره ای که کمترین ارزش را دارد گاهی مسیر کل بازی را عوض میکند» دیالوگ هاش فوق العاده قشنگن❤️:)
۱ هفته پیشایلین
در پارت 81خیلیی خفنه😭😍
۱ هفته پیشآیلین
در پارت 71قلم خیلی خیلی قشنگی داری اصلا انگار خودم اونجا بودم ک همه چیز رو با تموم وجود حی میکردم، خلاصه داستان خیلی خیلی قشنگیه موفق باشی صدف جون
۱ هفته پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده sadaf_rakhshanii -
آیدی تلگرامی نویسنده SadafRakhshani_Roman -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
هانیه
در پارت 90پیزاد هنو تو رینگ نرفته در حال غش کردن تو رو چه به این کار هاااااا