رمان زندگی غیر مشترک
- به قلم sun_daughter ( خورشید_ر )
- ⏱️۹ ساعت و ۱۴ دقیقه
- زبان فارسی
- 118.7K 👁
- 426 ❤️
- 335 💬
خلاصه رمان :
میر هوشنگ وارسته بزرگ خاندان وارسته پس از مرگش شوک بزرگی به دو پسرش که بیست سال آزگار است با هم اختلاف دارند و قهرند وارد میکند… او در وصیت نامه اش نوشته که ونداد و بلوط با هم ازدواج کنند تا به یمن این پیوند مبارک و اسمانی اختلافات کهنه دور ریخته شود و کینه ها پاک شوند … وصلت صورت میگیرد اما...
قسمتی از متن رمان زندگی غیر مشترک
Zahra
0فوق العاده عالی بود دوستش داشتم این رمان رو
۲ ماه پیشمیگ میگ
0خوب بود ارزش خوندن داشت
۳ ماه پیشمیگ میگ
0من خیلی داستان رو دوست داشتم تفاوتش بابویه داستان ها توی لکنت ونداد بود خیلی عالی بود فقط کاش اسم های بهتری برای شخصیت ها داشتین تلفظ ونداد سخت هست و همچنین بلوط معنی خاصی نداره برای اسم یه خانم
۳ ماه پیشعاشق رمان
2تو بیشتر رمان ها نظرات من ثبت شده 😅در مورد این رمان باید بگم با تجربه ی زیاد از رمان خوندن شخصیت ها بد توصیف شده بود بلوط طرز فکر های غیر منطقی داشت، ونداد خیلی دلرحم و مهربون بود در برابر بی احترامی هاو در آخر لکنت زبون ونداد و اخلاق سادش رمان متفاوت کرده بود. نظر بقیه مهم نیست من زیاد دوست نداشتم
۴ ماه پیشگندم
1درسته ولی یه نکته هست کسای که لکنت دارن معمولا آدم های مهربونی هستن و بخاطر کمبود اعتماد به نفس نمیتون جواب دیگرانو بدن خواهر زاده خودم هم همینجوریه
۴ ماه پیشعاشق رمان
2درست میگی ولی در برابر این همه بی احترامی و بد گوی کمی تند خوی و دفاع لازمه .
۴ ماه پیشگندم
0این که صد درصد حرف من اینکه شاید اگه لکنت نداشت میتونست از خودت دفاع کنه توجه کنید منظور من این نیست که بلوط کار درستی میکرد نه از نظر من باشه از طرف بدش میاد باهاش بد باش ولی این ته بیشعوری که لکنت شو مسخره میکرد
۴ ماه پیشعاشق رمان
0درسته😇 ولی شخصیت ونداد خیلی خوب بود گویش و لکنت دست خود آدم نیست چقدر آدم میتونه پست باشه که توهین کنه و مسخره کنه
۴ ماه پیشگندم
0مشکل بلوط این بود که هم خیلی اعتماد به نفس الکی داشت و هم بیشعور بود
۴ ماه پیشعاشق رمان
0به هر حال شخصیت مجازی بوده و واقعی نبوده. در کل اشتباهه مسخره کردن و آدم هایی مثل بلوط باید در دسترس افرادی مثل کوروش و شروین باشند
۴ ماه پیشزینب
1خیلی زیبا ودلنشین مینویسی عزیزم سپاس
۴ ماه پیشفاطمه
0این اشما چیه رو شخصیت داستانا میزارید اسم ها رایج جامعه باشه آدم ارتباط بهتری با شخصیت میگیره. شخصیت ونداد هم خیلی مسخره مثبت بودحح
۵ ماه پیشزینو
0کاش میتونست لکنت ونداد خوب شه و پایان بهتری داشته باشه
۵ ماه پیشfatemeh
0رمان خیلی خوبی بود خوشم اومد ولی خیلی بی انصافی بود در حق وندا
۵ ماه پیشکیمیا
0اصلا از اسماشون خوشم نیومد خیلی مسخره بود 🙄
۵ ماه پیشآنیتا
0بنظرم بلوط بی انصافی خیلی زیادی کرد در حق ونداد و بنظرم لیاقت ونداد رو نداشت با اون همه توهینی که به ونداد کرد بخاطر گوشش لکنتی که داشت و همه ی این هارو ونداد بخشید و حتی یکبار هم به روش نیاورد که صدقه سری پدرته و مرد خیلی محترمی بود و اینکه زود عاشق شدنش بنظرم دور از واقعیت بود
۵ ماه پیشزهره
0عالی بود ولی کاش از زبان بلوط و ونداد بود
۵ ماه پیشمعصومه
1من نفهمیدم بچه ها یعنی ونداد لکنت داشت ؟
۵ ماه پیشباران
0رمان قشنگی بود به نظرم بزرگترها باید بیشتر درگیر میشدن اونها به خاطر ثروت این دوتا رو مجبور کردن پس باید مقداری از ثروت به اینها میرسید و ونداد پدرش رو در جزیان کار وحید قرار میداد
۶ ماه پیشHelen
2واییییی خیلی رمان خوبی بود من عاشقش شدم کاش این رمان رو فراموش کنم و باز از اول بخونمشش😭🥹✨
۶ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

زهرا
0رمانی خوبی بود. ولی اشکال های زیادی داشت اول این که نویسنده کل ماجرای خوب در یک فصل که فصل آخر بود گنجاند حداقل یک فصل دیگه میخواد