رمان ویولت
- به قلم حمیده سادات منتظری
- 12 پارت
- در حال نگارش
- 2.2K 👁
- 18 ❤️
- 14 💬
چند ماه از اولین شبی میگذشت که ملودی مقابل ایستگاه مترو میایستاد و ویولن مینواخت. جایی که تا پیش از این، مسیر برگشت خواهر گمشدهاش به خانه بود. دلخوش به دیدن دوباره نوا، در آنجا ساز میزد. خواهری که بیخبری از او، تار و پود زندگیشان را از هم گسسته بود. میان روزهایی که ملودی خودش را هم به دست فراموشی سپرده بود، پای مرد جوانی به نام آهی به زندگیاش باز میشود. عشق مانند نسیم خنک بهاری، روحش را نوازش میکند تا دوباره دخترک حس کند، زنده است و نفس میکشد. آهی مکانیک جوانی است که کنجکاو علت حضور هرروزه نوازنده جذاب ویولن، مقابل مترو شده و دلش را میان پیچ و تاب موهای چتری او گم میکند. آهی وقتی به کسی سلام میداد دیگر خبری از خداحافظ نبود مخصوصاً که حالا پای دلش هم به میان آمده بود. دلی که ضربانش با قلب ملودی هماهنگ شده بود. به همراه ملودی وارد بازی خطرناکی میشوند که نمیدانند چه کسی آن را طرح کرده و هدفش چیست؟!! با حل هر معما، قدم به مسیری میگذارند که انتهایش نامشخص است! راهی پر از سختی و ترس که برخلاف انتظار، عشق را برایشان به ارمغان میآورد. عشقی که وصالاش منوط به حل این معماها و روشن شدن سرنوشت نوا است!
هنوز عضو رمان نشدی؟
برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.
کد عضویت داری؟
کد و وارد کن
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
ستایش
در پارت 100خیلی پارت قشنگی بود منتظر ادامه رمان هستم ممنون
۸ ساعت پیش*.....*
در پارت 90واقعیتش برای بلایی که ممکنه سرعت نوا اومد باشه خیلی میترسم...
دیروز
حمیده سادات منتظری | نویسنده رمان
امیدوارم تا انتهای داستان همراهی کنی و آخرین پارت از خواندن ویولت راضی باشی☺️
۱۴ ساعت پیش*.....*
در پارت 80چیچک مرده؟🥺
دیروز
حمیده سادات منتظری | نویسنده رمان
تازه داستان شروع شده و قراره ماجراهای زیادی رو کنار هم بخونیم☺️
۱۴ ساعت پیش*.....*
در پارت 70خب آخه مرد به این خوبی، آدم دلگرم میشه دیگه🥺🫂
دیروز
حمیده سادات منتظری | نویسنده رمان
☺️🥰
۱۴ ساعت پیش*.....*
در پارت 60بگردم🥲 خیلی از این جمله خوشم اومد... وقتی به مسی سلام میداد، دیگر خبری از خداحافظی نبود 🥲😍
دیروز
حمیده سادات منتظری | نویسنده رمان
ممنونم که همراهی می کنید. آهی یکی از شخصیتهایی بود که خودم خیلی دوستش داشتم ☺️
۱۴ ساعت پیشمهتاب جهانفر
در پارت 10چه شروع دلنشینی😍 قلم قشنگ و متن روونی داره. مشتاق خوندنش هستم بدرخشی همیشه نویسنده جان💜💜
دیروز
حمیده سادات منتظری | نویسنده رمان
ممنونم از لطفت. امیدوارم از خواندنش لذت ببری🙏🥰
۱۴ ساعت پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده hamidemontazerii -
آیدی تلگرامی نویسنده ثبت نشده است -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
معصومه
در پارت 100پارت قشنگی بود ممنون