دوست داشتی؟
رمان وسوسه سیب حوا اثر رز وحشی & niloofarnaz

رمان وسوسه سیب حوا

  • زبان فارسی
  • 65.3K 👁
  • 68 ❤️
  • 76 💬

خلاصه رمان عاشقانه وسوسه سیب حوا

شیدا و یاسمن دوتا دوست هستن که تو تهران دانشجو هستن ، سره یه کل کل بچه گانه با دوتا از پسرای دانشگاه قدم تو راهی میزارن که زندگیشون رو تغییر میده و در این بین شیدا در پی اثبات خودش به یکی از دانشجوهاست پاش میلغزه و سروش که عاشقشه با کمک یاسمن میخوان اون رو از این باتلاق بکشن بیرون اما...

قسمتی از متن رمان وسوسه سیب حوا

رنگ رنگ به روش نبود . مطمئنا دلش میخواست خرخه ام رو بجوئه . اصن به من چه . کم برا سروش چشم و ابرو می اومد . با این عشوه ای که این برا همه میاد منم عاشقش میشم چه برسه به سروش .
زیر چشمی سروش رو نگا کردم همچنان زول زده بود به شیدا انگاری داره خوده جنیفر لوپز و دید میزنه .
یه لبخند گنده تحویلش دادم خجالت کشیدو روش و برگردوند .
شیدا
چی کار کردیم ما؟ وای خدا
این حرفو وقتی گفتم که داشتم از گندی که زده بودم واسه بچه ها تعریف میکردم
یاسی هم همین طور اونم در حال تعریف کردن بود، تمام خوابگاه فهمیده بودن ما چیکار کردیم،یه شرط بندی سنگین،هرکی رد میشد یه تیکه ای بهمون مینداخت،خیلی وضعمون خوب بود اینا هم متلک پشته متلک ،
ایندفعه جدا گند زده بودیم ، اخه یاسی خیر ندیده وقتی من فکر به سرم میزنه تو چرا دیگه ؟
کاش لااقل تو نمیذاشتی ، منکه میدونم تو هم الان حال منو داری،داری خودتو مثل من احمق فحش مید
بازی با این استاد یعنی فاتحه ی این ترمو خوندن،یعنی بازی با ابروی خودمون ، عجب احمقایی هستیم ما که فکر میکنیم میتونیم این استادو رام کنیم، اون بچه نیست پسره 18 ساله هم نیست که بشه چهار تا شعر عاشقونه دم گوشش خوند و رامش کرد
یه مرده، زن داره، بچه داره، نوه داره، ابرو داره، از همه مهم تر استاده ، واسه اون هم بد تموم نشه واسه ما کمترین مجازاتش اخراج از دانشگاهه
نازی اومد پیشمون و گفت
-میبینم که به خاطر دوس پسر شریف ما امروز شما دو تا جریمه شدین؟
-گفتم:تو یکی حرف نزن که هر چی میکشم از دست شما دوتاست
یاسی یهویی بهم پرید و گفت: اهان لابد منم داشتم تو کلاس عاشقانه نگات میکردم؟ من تو فکر بودم؟
اه اه اه گند بزنن به اون پسره ی عوضی که از هر چی بتونم فرار کنم از دست اون نمیتونم فرار کنم ، اوه اوه بفهمه میخوایم چیکار کنیم میاد منو میکشه
داد زدم :یاسی یاسی حالا که دنیا پر شده از نقشه ی منو تو اون سروشم میفهمه حتما میاد سراغم بعد من چی بگم بهش؟
یاسی گفت: بهش بگو میخوام پیرمرد مردمو از راه بدر کنم ، اصن بهش بگو اونو میخوام نه تویه بچه رو ، من جای تو باشم وایمیستم تو روشو میگم که عاشق استاد شدم تا دلش بترکه
-اوهو یاسی کجا کجا؟ واستا با هم بریم ، چی میگی تو؟ تو که میدونی دل من از جنس پنبه است اونم از نوع نرمش
-خب که چی؟
یعنی که من نمیتونم با این حرف بزنم اگه زنگ زد یا اگه خواست باهام حرف بزنه لطف کن تو باهاش حرف بزن
یهویی یاسی منفجر شد از خنده
-چته؟ چرا ترکیدی؟
-دوسش داری ؟نه؟ خر خودتی؟ اسکولم خودتی، همه ی اینا خودتی، اگر فکر کردی من تو رو نمیشناسم کورخوندی ، قیافتم واسه من مظلوم نکن یاده گربه شرک می افتم
-یاسی چی میگی تو معلوم هست؟ خواهشا در رابطه با احساس من توهم نزن که ناناحن میشما ، خودت خوب میدونی من اهل عشقو عاشقی نیستم،بعدم معتقدم خودمم که باید اول عاشق بشم،بعد حالا خواست طرف عاشقم بشه اون دیگه با خودشه ، مهم اینه که اول من عاشق بشم ،تو هم میدونی که من جز چند تا عشق معمولی که اصلا محاله به ازدواج ختم بشه بیشتر ندارم
یاسی داشت متعجب بهم نگا میکرد که ادامه دادم
من یه انریکه دوست دارم یه دی کاپریو و یه نیکلاس کیج و یه جذاب ترین مرد دنیا بردلی کوپر که اونم مال جنیفره نه مال من بدبخت فلک زده ی خوابگاهیه دانشجو
-شیدا خفه میشی یا نه؟
-نشم چی میشه؟
-خفه نشی باید امشب بالا بخوابی
-کوفت بالا بخوابی ، مرگ بالا بخوابی درد بالا بخوابی ، من بالا نمیخوابم خفه هم نمیشم
زبونمو واسش دراز کردم تا بدونه حرصم گرفته
در حالیکه داشتیم سربالا پایین خوابیدن رو تخت کل کل میکردیم یهویی گوشیم زنگ خورد ، نمیشناختم کی بود جواب دادم
اما ای کاش جواب نمیدادم ، این یکیو باید یاسی جواب میداد نه من ...
وای صدای سروش بود پای تلفن!
تا اومدم به خودم بجنبمو گوشیو بذارم دم گوش یاسی دیگه دیر شده بود ، داشت حرف میزد:
-شنیدم یه کارایی میخواین بکنین؟ تو و اون دوستت یاسمن
-خب ماشاءالله الا قوه الا بالله خوبم که خبرگزاری اسوشیتدپرس خبرا رو بهتون ثانیه ای میرسونه تو از کجا فهمیدی؟
-همه ی دانشگاه الان میدونن شما دو تا میخواین چیکار کنین ، فکر میکنی کارت درسته؟
-فکر نمیکنم مطمئنم درسته ، کار از این درست تر تو دنیا نیست ، تو فرض کن من واقعا عاشق استاد شدم و حالا با این کار میخوام به عشقم برسم حرفیه؟
-به من ربطی نداره اما با اینده ات بازی نکن ، با دَرسِت ، تو هنوز تو این دانشگاه خیلی کار داری
-خب خوبه که داری میگی بهت ربطی نداره پس اگه به تو ربطی نداره که اصلا هم نداره خواهشا مزاحم من نشو که خیلی کار دارم.
-شیدا؟شیدا؟ گفتم ربط نداره اما خودت که میدونی
یه حرفیو زمزمه کرد که نشنیدم اما کاش میشنیدم چی میگفت تا حسابی حالشو میگرفتم کلا من جون میدادم واسه گرفتن حال
این سروش ، ایش اسمشم حالمو بهم میزد، عصبانی شدمو گفتم:
میخوای ابراز علاقه هم بکنی لااقل داد بزن ، چرا مثل بچه ها پچ پچ میکنیو سرخ میشی
فقط شنیدم که اروم گفت خداحافظ...!
از طرز خداحافظیش خوشم نیومد ،گاهی خودمم از خودم حالم بهم میخورد ،چه بی رحمم من ،یاسی گفت خودش بود؟
گفتم :اره خودش بود یه چیزی گفت که نشنیدم،اما هرچی بود انگار خیلی مهم بود !
یاسمن
برگشتیم خوابگاه اما عینهو سگ پشیمون بودیم اخه ما رو چه به مخ زنی ، بدبختی این بود که ادمای سواری گرفتن هم نبودیم اونم جلوی دانشجوها و مخصوصا انتظامات
اه گندت بزنن شیدا که هر چی میکشم از دسته توئه
کارمون کوچیکترین تنبیهش اخراج بود و بعدش بی ابرو شدن جلو خانواده مون ، خانواده ای که بهمون اعتماد کرده بودن و گذاشته بودن بیاییم یه شهره غریب دانشگاه ، همون خانواده که بهشون قول داده بودیم سربلندشون کنیم و دهن همه اونایی رو که میگفتن دختر بره تهران دیگه نمیشه جمعش کرد رو ببندیم ، اینطوری میخواستیم خانواده رو سر بلند کنیم اینطوری میخواستیم درس بخونیم ؟
اصلا ما اومده بودیم درس بخونیم یا مخ استاد رو به کار بگیریم ؟اگه قرار بود رو مخ مردا کار کنیم که تو شهره خودمون هم میتونستیم اینکار رو بکنیم
تو فکر بودم که گوشی شیدا زنگ زد شیدا نگاهی به شماره کرد و جواب داد حرف زدنش که تموم شد لبش و دندون گرفت و برگشت طرفم پرسیدم
سروش بود ؟
اره
، یه چیزی گفت نشنیدم اما فک کنم چیزه مهمی بود
چیزه فهمیده ؟


بیشتر بخوانید
نظرات رمان وسوسه سیب حوا
  • دنیا

    0

    خیلی خوب بود ولی اخرش خیلی بد تموم شد

    ۴ هفته پیش
  • jojo

    1

    رمان خوبی بود ولی کاش شیدا بعد از این که همسرش بخشیدش دوباره خیانت نمیکرد

    ۲ ماه پیش
  • لطیفه

    0

    As a whole it was attractive.but there are some bad points first poor Shaida. How many mistakes can a person do? Second sorrily it has had a bad image of iranian students. They arent scientific.they just think of a relation between a man and a woman. e

    ۳ ماه پیش
  • حامد

    1

    خیلی احساسی و خوب بود خیلی لذت بردم

    ۳ ماه پیش
  • Ana

    0

    رمانش عالی بود ولی بعد از این که شیدا توبه کرد نباید دوباره پاش بلغزه و خیانت کنه اخرش خیلی بعد بود حالا که توبه کرده بود نباید این طور تموم میشد

    ۴ ماه پیش
  • بیک ❤

    1

    رمان خوبی بود اما کاش آخرش یجوری دیگه ختم میشد مثلا یاس و شیدا دوباره باهم خوب میشدن و هم دیگه رو می بخشید بازم موفق باشی شاید خواستی رمانت اینطوری ختم بشه ممنون از زحمتت نویسنده جان

    ۵ ماه پیش
  • گمنام

    2

    اوایلش خوب بود ولی شخصیت شیدا رو خیلی بد نشون داد...و ممکن هست بعضیا این حس رو تجربه کرده باش و براشون جالب باشه..ولی من از دست خوشم نیومد و خب ارزش خواندن نداره...معلوم نیست نویسنده با خودش چند چنده شیدا توبه کرد ولی بازم خیانت میکنه...بهتون پیشنهاد میکنم وقت خودتون رو تلف نکنید

    ۵ ماه پیش
  • نفس

    1

    اصلا آدم نمیتونه با رمان انس بگیره چون از واقعیت خیلی دوره این ک ی دختر تحصیل کرده و دانشجو سر ی بچه بازی زندگی خودشو ب لجن بکشه کاش یکم قابل باور بود آخرشم ک نفهمیدیم چ شد

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    1

    غلط املایی زیاد داشت در کل رمان خوبی نبود من اگه جای نویسنده بودم طلاق شیدا رو میگرفتم میدادمش به سروش

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    5

    به نظرم اصلا ارزش وقت گذاشتنو نداره مگه میشه تحصیلکرده های مملکت واین همه اشتباه؟نویسنده اصلا معلوم نیس با خودش چن چنده شیدا توبه کردبعد دوباره خیانت؟ مخصوصا اخر دایتان خیلی بد بود خیلی

    ۷ ماه پیش
  • Zahra

    1

    اولش خیلی خوب بود ولی آخرش هیچی معلوم نشد خیلی مزخرف بود اصلا خوشم نیومد نه بخاطر اینکه پایان خوشی نداشت واسه این که آخر داستان هیچی معلوم نشد 👎

    ۸ ماه پیش
  • موسوی هستم

    1

    واقعا خیلی عالی بود دست نویسنده گرم امیدوارم خیلی قشنگ بود🙏🙏

    ۱۱ ماه پیش
  • حنین

    1

    مسخره بود اصلا نخونید

    ۱۱ ماه پیش
  • پانی

    1

    مزخرففففففف بود نویسنده تکلیفش با خودش معلوم نیست عشق رو به مسخره گرفته

    ۱۲ ماه پیش
  • صبا

    4

    رمانش خیلی جالب نبود. ارزش خواندن نداره شیدا دختر دانشجویی که اشتباه می کنه. و توبه می کنه. وبخشیده میشه. دوباره به خیانت ادامه میده. پایانش خیلی مسخره بود

    ۱ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!