خلاصه رمان عاشقانه تیتراژ آخر زندگیم
صحرا دختری که زندگی تکراری خودش رو سپری میکنه ناخواسته گیر اتفاقات عجیبی میفته. داستان از یک تاکسی شروع میشه نه یک تاکسی معمولی، یک تاکسی مرگ آور. رانندش اقاست؟ نه میشه گفت همه چیز از اونجایی شروع شد که رانندهی خانم ما مقابل یک مرد عجیب قرار میگیره اما فقط اون نیست تو خونهی صحرا هم اتفاق عجیبی میفته...
فاطمه
0عالی بود
۲ سال پیشسارینا
0خیلی خوب بود
۲ سال پیشSalma
0عالیه
۳ سال پیشسوگند
0رمانت خیلی خوبه ادامه بده
۳ سال پیشفاطمه
0عالی
۳ سال پیشخبع
0خبه
۳ سال پیشیوری
2عالیه ادامه بده تو میتونی
۳ سال پیشاسرا
0بعضیاایرادات درست کنیدخوبه
۳ سال پیشنغمه
3کشش خوبی داشت هر چند بعضی جاهاش خیلی سریع بود ولی در کل جذاب بود دوست دارم بقیشو بخونم
۳ سال پیشParisa
1دوسش داشتم
۳ سال پیش

ریحانه
0سلام چطوری میتونم رمان رو بخونم نمیاره اخه