دوست داشتی؟
رمان تا ابد کنار تو اثر mhlw

رمان تا ابد کنار تو

  • به قلم mhlw
  • ⏱️۲ ساعت و ۱۲ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 122.2K 👁
  • 380 ❤️
  • 437 💬

خلاصه رمان طنز تا ابد کنار تو

رمانم درمورد دختری هست به نام آرام برعکس اسمش خیلی شیطونه ....با اینکه تو بالای شهر میشنه ولی رفتارش خاکیه.ولی در همه جا اینجوری نیست....

قسمتی از متن رمان تا ابد کنار تو

رفتی وایسادی تو کوروش تو روز کم بهت محل میده
موزیک تو رو ازم گرفت
منم هر چی دم دست بود کوبوندم این طرف
دیگه زخم زبون نزن نگو کوشون اون همه طمعی که داشتم واسش
ول کن بیا یه تار موتو نمیدم به کل ریتما به کل ملودیا
فک کن این بار هر چی گذشته مرده مموری پاک
چقدر نگو حرفات کهنه شده
ببروم کات خوب اصلا تو هر رابطه ای پر مشکله که حل شه
بیا حرف بزنیم حلش کنیم بسه
نباش حالا خوب مثل یه بچه حالا که سهمم از گوشیم فقط دکمه قرمزشه
Reject_wantons
پارت:4⃣ آخ من عاشقه این آهنگام فقط به عشق آهنگام زنده ام
(خخخ الکی مثلا من کلی مشکل دارم)
رسیدم خونه و ماشین رو پارک کردم رفتم تو مامان بابا نشسته بودن جلو تلوزیون
من:سلام برشهلا خانوووم اقا شاهین احوالات شما
شاهین:سلام دختر بابا خوبی عزیز بابایی
شهلا:سلام.دخیی من چطوره؟
من:??خوبم
بابا:عزیزم غذا خوردی؟
من:نوچچ.
بعد داد زدم:طلااااا جوووووووووون
طلا:جانم دخترم سلام عزیزم
من:سلام بر بانوی خودم
طلا:چیکار داشتی دخترم
من:طلایی غذام و میاری اتاقم؟
طلا:آره دخترم
و خسته و کوفته رفتم سمت پله و شروع کردم به غرغر کردن:اخه کدوم معماری 30تا پله میزاره.اه اه ادم انقدر پیچ و تاب میخوره که حالش بد میشه.(دوستان ما خونمون 2بلکسه و پله ها مارپیچ میخوره و به اتاقا میره)اه اه معمار این خونه بترکه ایشالله کجل شه.ایشالله خودش از 80پله بره بالا اه اه.
همینجور که داشتم غرغر میکردم رسیدم به اتاقم سریع لباسام و در اوردم یه تاپ شلوارک پوشیدم طلا هم غذام و اورد.بعد اینکه غذام تموم شد.ظرفامو گذاشتم میز بغل تختم و گرفتم و خوابیدم
تو خواب عمیق بودم که حس کردم مگس رفت تو دماغم.یه دونه محکم زدم رو دماغم که آه خودم بلند شد دماغ نازنینم خورد شد
یهو صدای خنده کسی امد یکی از چشامو باز کردم که دیدم آراد رو فرش پهن شده و داره هرهر میخنده
من:زهر مار
اراد:اخخ دلم درد گرفت عاشقتم آرام
من:درد.وفظیفته عاشقم باشی
آراد در حالی که داشت میرفت بیرون گفت:بلند شو حاظر شو مگه قرار نیست برین بیرون
من:آره ولی تو از کجا میدونی؟
اراد:کوروش بهت زنگید ولی من جواب دادم اون هم گفت بیدارت کنم قرار دارین
من:اووف بچه ها هم گفته بودن تو بیایی
اراد:خواهری کوروش بهم گفت ولی امشب من کار دارم فردا یه پروژه مهمی رو باید تکمیل کنم حتی آرتا هم داره میاد اینجا
من:آها اکی دادشی ولی خودتو خسته نکن فدات بشم من
اراد:خدانکنه تو فدای من شی من فدای تو بشم
طلا:دختررررم،پسرررررم،بیایین پایین عصرونه بهتون بدم
من:طلایی من که میخام با دوستام برم بیرون به آراد بده
آراد:مرسی طلا جوون منم دوستم میخاد بیاد با اون میخورم دیه تو زحمت نکش
طلا:باشه مادر زحمته چی؟
و رفت پایین اراد هم رفت اتاق خودش منم سریع حاضر شدم یه مانتو سفید بلند تا ساق پام میومد پشتش هم یه دختره بود که داشت سیگار میکشید و دختره مشگی بود.یه شلوار بالای مچ پوشیدم که مشگی بود موهامو باز گذاشتم که تا کمرم اومد یه شال نخی مشگی هم انداختم رو سرم یه ریمل زدم که موژه های طلایم مشگی بشه یه کتونی سوپر استار سفید که خط هاش مشگی بود پوشیدم.از اتاق زدم بیرون و پله ها سر خوردم و پریدم پایین که چشم به یه جفت کفش اسپرت پسرونه افتاد.اومدم بالا تریه شلوارکتون مشگی.امدم بالا تر یه بولیز مشگی که با خطای سفید نوشته بود طهران.اومدم بالاتر لبای خوش فرم خوشمل.دماغ نه بزرگ نه کوچیک.چشای قهوه ای روشن تقریبا به عسلی میزد.ابرو های پهن خوش فرم.موهای قهوه ای روشن که خامه ای زده بود.لامصب خیلی خوشگل بوووود.
پسره:سلام خانوم رستمی اینجا کاری داشتید؟
من:ااااا تو اینجا چیکار میکنی
آرتا:به قول یه بنده خدا فضول رو بردن جهنم
اااااا پسره یالغوز داشت حرف خودم رو به خودم پس میدادددد
من:اولا یاد بگیر حرفای جدید یاد بگیری.دوما با اینکه لازم نیست بهت بگم ولی محض اطلاع اینجا خونه مااااا هاااا
با تعجب گفت:ینی...ینی تو خواهر آرادی
من:با اجازه شما
آرتا:اگه اجازه ندم
من:کچلت میکنم
آرتا:هه تو فنچ
یهو بدون جلب توجه پریدم روشو موهاشو میکشیدم آرتا هم داد میزد یهو آراد اومد منو بغل کرد و گفت:چرا عین سگ و گربه افتادید بهم؟ مگه شما ها همدیگر رو میشناسید؟ اصن ببینم آرام تو چرا تو بغل آرتا بودی؟
ارتا:بابا اراد بغل چیه داشت موهامو میکند
من:حقته تا تو باشی دیگه زبون درازی نکنی
آرتا:یکاری نکن زبونتو تو دهنت لوله کنم


بیشتر بخوانید
نظرات رمان تا ابد کنار تو
  • کاتی جوهری

    0

    مضخرف بود بی نهایت الکی و بی ادبانه

    ۱۸ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    عالی بود واقعا لذت بردم

    ۲ روز پیش
  • نسیم

    1

    فکر نمی کنم ناسزا گفتن به معنی شیطون بودن و کلکل کردن باشه بیشتر نشون دهنده ی بی ادبیه در کل با سلیقه ی من جور نبود

    ۴ روز پیش
  • فاطمه

    0

    بچه ها رمان هایی رو میشناسین که اول پسره عاشق دختره بشه و بعد ها دختره و غمگین نباشه؟اگه میشناسین لطفا معرفی کنین

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    شاید چون از اولین تجربه هاش برای رمان نوشتن بود ایراد های داشت ولی واس اولین بار ها بد نیس ایشالا تجربه هات بره بالا خوب مینویسی اون موقع

    ۲ هفته پیش
  • مبی

    0

    چند تا رمان خوب معرفی کنید

    ۲ هفته پیش
  • دلباخته رمان 🎀✨

    0

    رمان بدی نبود میتونست عالی باشه نویسنده خسته نباشی ✨

    ۲ هفته پیش
  • میگ میگ

    0

    حتی قسمت اولش رو هم نتونستم تموم کنم خیلی بد بود اصلا حرفه ای نوشته نشده بود همش آهنگ و آهنگ یه رمان خوب باید در قسمت اول مخاطب رو جذب کنه که متاسفانه اینجور نبود

    ۳ هفته پیش
  • yasna

    1

    رمان «تا ابد کنار تو» خیلی قشنگ بود خیلی ممنون ک همچین رمانی نوشتی «لطفا بازم رمان بنویس» اینقدر برای هرخطش ذوق کردم دیگه ذوقی نمونده واسم خیلی خیلی خیلی ممنونم🩷🎀

    ۴ هفته پیش
  • ملیکا

    1

    اینکه شخصیت رمان هرچی پولدار تر باشه باعث نمیشه رمان قشنگتر بشه بلکه واقعی بودنش باعث میشه این رمان خیلی با واقعیت جور در نمیومد یا حداقل باید جوری مینوشت که در عقل بگنجه که ممکنه همچین چیزی باشه من شروع رمان خیلی برام مهمه و اصلا این رمان جذبم نکرد و حتی قسمت ۱ رو کامل نخوندم

    ۴ هفته پیش
  • Elin

    2

    این رمان عالی بود

    ۱ ماه پیش
  • فری

    0

    نمیدونم چه آدم بی سوادی این رمدن مززززخرف و نوشته قسمت دورو هم نتونستم بخونم و حذفش میکنم حیف وقت و چشمم، ...انگار یه بچه ۱۰ ساله نشسته نوشته متااااسفم ..

    ۲ ماه پیش
  • پناه

    1

    چرا خوندیش نخونش حتما نفهمیدی چیزی ازش برا همین مزخرف میگی البته ببخشید

    ۲ ماه پیش
  • پناه احمدی

    1

    خیلی ممنون از رمانتون خیلی خوشم امد از آرام چون خودمم مثل آرام کودک درونم فعاله🙂😊

    ۲ ماه پیش
  • رویا

    0

    خیلی داستان مزخرفی بودواقعوقت تلف کرده خواندنش

    ۲ ماه پیش
  • اقدس خانم نبش کوچه

    1

    رمان بیش از حد آبکی بود نمیدونم یه پسر چه زشت چه خوشگل چطور یه دختر با رفتار های لاتی رو دوست داره🤷 ♀️قلم ضعیف داشت و خیلییی تخیلی بود فیلم هندیه طرف خواهرش بعد چندسال پیدا میشه و اونو شوهرش با اون اشتباه میگیره یاا طرف اون رفتار هارو تو دانشگاه میکنه صد درصد اخراجش میکنن لطفا در انتخاب رمان دقت کن

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!