تخمین مدت زمان مطالعه : ۳ ساعت و ۴۰ دقیقه

یعنی چی؟ﻭﺍﺳﻪ چی ﺍﺧﻪ؟ﻣﮕﻪ ﻧﻤﻴﺪﻭنی ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ پررو ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ؟ﺍﺻﻼ میدونید ﺍﻣﺮﻭﺯ چیکار ﻛﺮﺩﻩ؟

ﻣﻮﺯﯼ ﻛﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮ ﻛﺎﺭ ﺑﻬﻢ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ رﻭ ﺍﺯ ﺟﻴﺐ ﻛﺘﻢ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩﻣﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻢ ﭘﺴﺮﺍ.

-ﻣﻮﺯﻭ فرو ﻛﺮﺩﻩ ﺗﻮ ﺍﮔﺰﻭﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦ،ﻣﺎﺷﻴﻦ نازم ﺧﻔﻪ ﻛﺮﺩﻩ.

ﺍﻟﻴﺎﺱ ﺯﺩ ﺯﻳﺮ ﺧﻨﺪﻩ.

ﺑﺎ ﺍخم چپ چپ ﻧﮕﺎﺵ ﻛﺮﺩﻡ.

-ﺑﺒﻨﺪ ﻧﻴﺸﺘﻮ ﺑﺰﻏﺎﻟﻪ.

ﺧﻨﺪﺵ ﺑﻠﻨﺪ ﺗﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﻮﺯ.

-ﺍﺧﻪ ببین ﭼﻪ موز ﺑﺰﺭگیه،ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﺍﻭﺭﺩﻩ اینو؟

ﻭ قهقه ﺯﺩ،بقیه ﭘﺴﺮ ها ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﺯﻳﺮ ﺧﻨﺪﻩ،ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻮﺯ ﻛﺮﺩﻣﻮ ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺯﺩﻡ ﺯﻳﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺣﺮﺹ ﺑﻮﺩ، ﺍﺧﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﺪ ﻣﻐﺮﻭﺭﻩ ﻭ ﻛﻢ ﻧﻤﻴﺎﺭﻩ.

به نام خدا

-میکا …میکا.

به سمت قسمت تاریک اتاق که دید خوبی نداشت قدم برداشم و با صدای لرزون از ترس گفتم:

-ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺗﻮیی؟

-میکا کمکم کن.

-ﺩﺍﺩﺍﺵ؟

ناگهان ماهان با صورت سوخته از توی تاریکی به سمتم اومد.

از ته دل جیغ زدم.

-ﻧﻬﻪ.

از خواب پریدم تمام تنم از عرق خیس شده بود،قلبم به قدری تند میزد که هر لحظه حس میکردم الانه که از جاش بیرون بپره.

ﻭﺍﯼ ﺧﺪایا بازﻫﻤﻮﻥ ﻛﺎﺑﻮﺱ لعنتی.

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﻳﮕﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ،ﺍﺧﻪ ﺍﻳﻦ دیگه ﭼﻪ وضعشه؟

ﺗﺎکی ﺑﺎﻳﺪ به ﭘﺎﯼ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺑﻮﺱ لعنتی ﺑﺴﻮﺯﻡ؟

آهسته از تخت بلند شدم،لباسمو که از خیسی عرقم به تنم چسبیده بود عوض کردم.

از اتاق بیرون اومدم و به سمت ﺩﺳﺸﻮیی خونه که توی ﺣﻴﺎﻁ بود رفتم.

ﺁﺑﻮ ﺑﺎﺯ کردم و چند مشت اب سرد به صورتم پاشیدم.

سرمو بالا آوردم که چشمم به صورت رنگ و رو رفته خودم افتاد.

اروم روی ابرو هام دست کشیدم تا بهم ریختگیش درست بشه.

خودمو بادقت نگاه کردم.

ﻣﻮﻫﺎ ﺧﺮﻣﺎیی ﻓﺮم ﺷﻠﺨﺘﻪ ﺩﻭﺭم ﺭﻳﺨﺘﻪ بود.

ﭘﻮﺳﺖ ﺳﻔﻴﺪم که ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮختگی ﮔﻨﺪمی میزد،ﺍﺑﺮﻭ ﻫﺎﯼ ﻫﺸﺘﻴﻪ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ،چشم هاﯼ ﺩﺭﺷﺖ عسلی ﺭﻭﺷﻦ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺰ ﻣﻴﺰند،بینی ﻣﺘﻮﺳﻂ گوشی،لبهای ﻗﻠﻮﻩ ﺍﯼ.

ﺩﺭ ﻛﻞ ﺩﺧﺘﺮ زیبایی بودم البته ﺍﺯ ﺗﻌﺮﻳﻔﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮﻭﻥ،ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺧﻮﺩم ﻛﻪ ﻧﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩم و ﻧﻪ ﺷﺎﻧﺲ داشتم.

ﺍب رو بستم و به ﺍﺗﺎق برگشتم.

ﻣﻮﻫﺎﻣﻮ ﻛﻪ ﺗﺎ ﻛﻤﺮ ﻣﻴﺮسید ﺑﺎ ﻛﺶ ﺟﻤﻊ کردم.

به سمت آشپزخانه رفتم که متوجه شدم مامانم غذا رو پخته،وای نه الان دوباره تیکه هاشو شروع میکنه.

با صدای ارومی گفتم:

-ﺳﻼﻡ.

که باعث ﻣﺎﻣﺎﻥ شروع غور غور مامان شد.

-ﻋﻠﻴﻚ ﺳﻼﻡ ﭼﻪ ﻋﺠﺐ؟

ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﻧﺘﺮﺱ ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺭ هارﻭ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﻪ موقع ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﯼ.

نالیدم:

-ﺍﻩ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺗﺮﻭﺧﺪﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻧﻜﻦ،ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺩﻡ ﻛﻪ ﺩﻝ خوشی ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﺍﺳﻪ چی ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺑﻴﺪﺍﺭﺷﻪ ﺍﺧﻪ؟

-ﺑﻠﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺍون وﻗﺖ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﺪ ﺷﻤﺎﭼﺮﺍ ﺩﻝ ﺧﻮشی ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ؟

کلافه دستی لای موهام بردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﺍﺕ باز طوﻣﺎﺭ ﺑﮕﻢ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺯ ﺍﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺯﺩﻡ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ بحث مساوی بود با ﺑﺎبی ﺣﺮمتی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای داد ﻣﺎﻣﺎن رو از ﺍﺷﭙﺰ شنیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﮔﻪ ﺯﺣﻤﺘﺖ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﻧﺎﻫﺎﺭﺗﻮﻧﻮ ﻛﻮﻓﺖ ﻛﻨﻴﺪ،ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﮔﻪ ﺳﺨﺘﺖ ﻧﻴﺲ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭘﻮﻑ!ﺩﻳﻮﻧﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﻣﺎﻥ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻪ عزیم ﭼﻪ زحمتی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تند تند ﭘﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ و ﺳﻔﺮﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤﻮ ﻭﺳﺎﻳﻠﻮ ﺍﻭﺭﺩﻡ ﻛﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﻴﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خودم رو براش شیرین کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺳﻼﻡ ﺑﺎﺑﺎ ﺟﻮنی ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎشی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭘﺮﻳﺪم و لپش رو ﺑﻮﺳﻴﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بابا با خوش رویی به سمتم نگاه کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺳﻼﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺑﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﻧﺒﺎشی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺮسی ﺑﺎﺑﺎ ﺟﻮﻥ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای مامان دوبار از آشپزخانه بلند شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎ ...ﻣﻴﻜﺎ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻠﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺪﻭ برﻭ ﺩﺍﺩﺍﺷﺘﻮ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻛﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﺎﻫﺎﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻭﺍﯼ ﻧﻪ،ﺍﻭﻥ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩه،ﻃﺒﻖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺍﻻﻥ ﻣﻴﭙﺮﻩ ﺑﻬﻢ ﺑﺎﺯ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺭﻭﻡ ﺩﺭ اتاق رو ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩم و ﺻﺪﺍﺵ ﺯﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺎﻫﺎﻥ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جوابی ازش نشنیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﭘﻴﺸﺖ ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺧﺎﻥ،ﭘﺎﺷﻮ ﻧﺎﻫﺎﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺎهی ﺟﻮﻥ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یک ﺩﻓﻌﻪ ﻳﻪ ﻣﺘﻜﺎ محکم ﺧﻮﺭﺩ ﺗﻮ ﺳﺮﻣﻮ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﮔﻢ ﺷﻮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺍﺣﻤﻖ،ﻣﻦ ﺍﺯدست تو ﻛﻮﻓﺖ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﻠﻨﺪ شد ﻭ ﺩﺭ رﻭ ﺗﻮی ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻛﻮﺑﻴﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دلم گرفت،ﻣﮕﻪ ﻣﻦ چی ﮔﻔﺘﻢ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭼﺮﺍ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍیی ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ میگن ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺎ ﻗﻴﺎﻓﻪ ﺩﺭﻫﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻛﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ مامان نگام کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چی ﺷﺪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ،آخه ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﺪ ﭼﺮﺍ باز من رو هر بار میفرستید دنبالش؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﺸﻴﻦ ﻏﺬﺍﺗﻮ ﺑﺨﻮﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺎ ناراحتی ﻏﺬﺍﻣﻮ ﺧﻮﺭﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭘﺎﺷﺪﻡ برم ﻛﻪ با حرف ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ بهش حرصی نگاه کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻇﺮف ها ﺑﺎ ﺗﻮ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ای بابا ﻛﺎﺵ حد عقل ﻛﺎﺭﺍیی ﻛﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ به چشش میومد،ﺩﻟﺸﻮ ﻣﻴﮕﺮﻓﺖ،ﺩﻓﻌﻪ ﺑﺪ ﺑﺎﺯ نمیگفت،ﻣﻴﻜﺎ ﻣﻔﺖ ﺧﻮﺭﻩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوفی کشیدم و ﺳﺮ ﮔﺮﻡ ﻇﺮف ها شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شستن ظرف ها که تموم شد ﮔﺎﺯﻡ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻛﺸﻴﺪم و ﺩستمال رو هم شستم و ﺭﻓﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺟﻠﻮ تلویزیون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ و ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻮ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺍﺏ ﻇﻬﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ و ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﻛﻢ ﻓﻴﻠﻢ ﺑﺒﻴﻨﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺳﺮﻳﺎﻝ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼقم رو که ﺍﺯ ﺟﻢ ﺑﺎﻟﻴﻮﺩ پخش میشد ﻣﻴﺪﻳﺪﻡ،ﺳﺮﻳﺎﻝ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﻴﻜﻨﻢ،ﻋﺎﺷﻖ صنم بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ که ﺍﻣﺎﺩﻩ بشه برای ﻣﺴﺎﻓﺮ کشی عصر.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺧﻤﺎم هام رو ﺗﻮی ﻫﻢ کشیدم و ﻟﺒﺎﻣﻮ ﻏﻨﭽﻪ ﻛﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻫﺎﻥ ﭼﻴﻪ ﺑﺎﺯ ﺭفتی ﺗﻮﻫﻢ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از بی خیالیش دل خور بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﺧﻪ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻝ ﻣﻬﺮﻩ ﺷﺪ،ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻦ نیستی؟ﻣﻦ ﺯﻭﺩ ﺗﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻡ ﻛﻼﺱ ﻛﻨﻜﻮﺭ،ﺑﺎﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﻴﻜﻨﻢ،ﻧﻤﻴﺰﺍﺭﯼ ﺑﺮﻡ ﺳﺮ ﻛﺎﺭ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻍ ﻛﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بابا که عجله داشت سرسری جواب داد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺎﺷﻪ ﺩﺧﺘﺮم ﻣﻴﭙﺮﺳﻢ ﻛﺠﺎ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻛﻼﺱ ﻫﺴﺖ ﺑﺮﺍﺕ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮن رو ﻫﻤﻴﻨﻮ گفتی،ﺧﺪﺍ ﻛﻨﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺎﺑﺎ سر تکون داد و در خونه رو پشت سرش بست و رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻣﻴﺴﻮﺯﻩ ﻣﺠﺒﻮﺭﻳﻢ ﺍﻳﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪگی ﻛﻨﻴﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ خیلی اذیتم ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺸﻮﻧﻮ ﺍﺯ ﺟﻮﻧﻢ هم ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﻮی ﻓﻜﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﺯﻧﮓ ﺩر ﺭﻭ ﺯﺩﻥ ﺍﺯ ایفن ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻠﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺳﻼﻡ ﻣﻴﻜﺎ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﻴﺎ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زهرا بود،دوست و همسایم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باز شیطنت توی وجودم جونه زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺳﻼﻡ ﺯﺭﺩﭼﻮﺑﻪ،ﭼﻪ ﺧﺒﺮﺍ؟ﺍﻻﻥ ﻣﻴﺎﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و سریع ایفن رو گذاشتم ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻧﻜﻨﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺧﻪ بدش میومد که زرد چوبه صداش کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زهرا یا همون ﺯﺭﺩ ﭼﻮﺑﻪ خودم ﺍﻧﻘﺪ ﻻﻏﺮﻩ ﻛﻪ ﺍﺩﻡ ﻣﻴﺘﺮﺳﻪ ﺑﺸﻜﻨﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سریع ﭘﺮﻳﺪﻡ ﺑﻴﺮﻭﻧﻮ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻣﺎﻣﺎﻧﻮ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ای ﻭﺍﯼ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ دید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ذﻟﻴﻞ ﺷﺪﻩ،ﻛﺠﺎ ﻣﻴﺮﯼ ﺑﺎﺯ؟ ﺍﻻﻓﻴﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻧﻤﻴﺸﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حالم زار شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺟﻠﻮ ﺩﺭﻡ جایی نمیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مامان طبق معمول داشت از دست من حرص میخورد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﻲ ﺧﺪﺍ ﺧﺒﺮ ﺳﺒﮎ ﺑﺎﺯﯼ در نیارید تو کوچه،ﺍﺑﺮﻭ ﺩﺍﺭﻳﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺎﺷﻪ ﭼﺸﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭘﺮﻳﺪﻡ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﻭ ﺯﻫﺮﺍ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺟﻴﻎ ﻭ ﺩﺍﺩ ﺑﻐﻞ ﻛﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎ ﺩﻳﻮﻧﻪ ﻟﻪ ﺷﺩﻡ،ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺑﻪ ﺑﺴﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺎﺷﻪ،ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ،نشکستی ﻛﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍین رو گفتم و ﻓﺮﺍﺭ کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺯﻫﺮﺍ ﻫﻢ از حرص ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ افتاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه ﺩﻓﻌﻪ ﺍﺯ پشت ﺷﺎﻟﻤﻮ ﻛﺸﻴﺪ که ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﻃﺮﻓﻪ ﺧﻮﻧﻪ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺯﻫﺮﺍ ﺟﻮﻥ ﺗﺮﻭﺧﺪﺍ،ﻏﻠﻂ ﻛﺮﺩﻡ،ﺍﻻﻥ ﺁﮔﻴﺮ ﺩﻭ(آگیر لقب داداش زهرا و مامان میکاست به معنی کسی که زیاد گیر میده)ﻣﻴﺎﺩ ﻣﻴﺒﻴﻨﻪ،ﻗﺒﻞ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻏﻠﻄﺎ ﻧﻜﻨﻴﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺯﻫﺮﺍ ﺳﺮﻳﻊ دوید و ﺷﺎﻟﻤﻮ ﭘﺲ ﺩﺍﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺭﻧﮕﺶ ﭘﺮﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ پغی ﺯﺩﻡ ﺯﻳﺮ ﺧﻨﺪﻩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-یعنی ﺍﻧﻘﺪر ازش ﻣﻴﺘﺮسی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻭﻡ ﻳﻪ ﻭﻳﺸﮕﻮﻥ ﮔﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍخ ﻣﺮﺽ ﮔﺮﻓﺘﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺯﻫﺮ ﻣﺎﺭ ﺑﻴﺸﻌﻮﺭ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺑﻴﺎ ﺑﺸﻴﻨﻴﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جلوی در خونه روی سکو نشستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺧﻮﺏ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ها ﺯﻫﺮﺍ ﺧﻠﻪ ﺧﻮﺩﻡ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻳﻪ ﺟﻮﺭی ﺑﺎ ﺗﺮﺣﻢ نگاهم کرد که ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﺧﺒﺮﺍیی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با صدای لرزون پرسیدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﭼﻲ ﺷﺪﻩ ﺯﺭﯼ ﭼﺮﺍ ﻧﮕﺮﺍنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد یکم دو دلی گفت:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎ ﻣﻴﻼﺩ رﻭ ﺩﻳﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﻩ از نهادم بلند شد،وای خدایا ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ،ﺑﺴﻪ ﺩﻳﮕﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺷﻚ بی اختیار ﺍﺯ ﭼﺸﺎﻡ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺯﻫﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ،حتی ﺑﺎ شنیدن ﺍﺳﻤﺶ همچی ﺩﺍﻏﻮﻥ ﻣﻴﺸﻪ،ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺴﻪ ﺩﻳﮕﻪ،ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺩﺍﻏﻮﻧﻲ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻛﻨﻢ،ﺍﻭﻥ موقع ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺳﻴﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ بی محبتی ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻡ به سمت دوستی باﭘﺴﺮ غریبه ﻛﺸﻴﺪﻩ ﺷﺪﻡ،ﺍﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﭘﺴﺮﯼ،ﻳﻪ ﻋﻮضی همچی ﺗﻤﻮﻡ که ﻛﻢ ﺑﻼ ﺳﺮﻡ نیاورد،بخاطرش دوست هامو ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ،ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﺧﺎذﻳﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺑﺨﺎﻃﺮﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻳﻪ ﻋﻜﺲ ازم داشت تازه اونم ﺑﺎ ﺣﺠﺎب تحدیدم میکرد که عکس و شمارمو پخش میکنه اگه باهاش بهم بزنم،اخرش چی شد؟ﺍﻭﻥ ﺷﻤﺎﺭﻣﻮ ﻋﻜﺴﻤﻮ ﺁﺑﺮﻭﻣﻮ همه چیزم رو ﭘﺨﺶ ﻛﺮﺩ؛ﺍﺧﺮﻳﻦ ﺿﺮﺑﺸﻢ ﻭقتی ﺯﺩ ﻛﻪ موقع ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﮔﻔﺖ که ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ؛ﻣﻦ ﺷﻜﺴﺘﻢ،ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ خیلی ﺍذﻳﺘﻢ ﻛﺮﺩﻥ و ﮔﻔﺘﻦ ﻣﺎ ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﻢ ﺗﻮ ﺑﺪ ﺑﺨﺘﻲ و ﺩﺍﺩﺍﺷﺖ ﻣﻌﺘﺎﺩﻩ،ﻣﺎﻣﺎﻥ و ﺑﺎﺑﺎﺗﻢ ﺩﺍﺭﻥ از هم ﺟﺪﺍ ﻣﻴﺸﻦ،ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ ﭘﻴﺪﺍ نمیکنی،ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺑﻴﻢ ﻣﻴﺪﻳﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺻﺪﺍﯼ ﻫﻖ هق گریم ﻛﻮﭼﻪ ﺭﻭ برداشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﻜﺮ ﻛﻮﭼﻪ ﻣﺎ ﺧﻠﻮﺗﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭼﻮﻥ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭی خونمون یه ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍیی که فقط شیفت صبح داره و ﺩﻭﺭ ﻭﺭﻡ ﺧﻮﻧﻪای ﻧﻴﺴﺖ،ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﻣﺎﻳﻢ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻳﻨﺎ ﺩﻭﺗﺎ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻛﻪ ﺻﺪﺍ ﺍﺯﺷﻮﻥ ﺩﺭ ﻧﻤﻴﺎﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺯﻫﺮﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﺑﻐﻠﻢ ﻛﺮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﺭﻭﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺰﻳﺰﻡ،ﺍﺭﻭﻡ،ﻫﻴﺶ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺯﻫﺮﺍ ﭼﺮﺍ ﺍﻭﻣﺪﻩ چی ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ،ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﺻﻼ ﻧﺮﻓﺘﻦ،ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻬﺖ ﺭﻓﺘﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﭼﺮﺍ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﻛﺎﺭﻳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺜﻞ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺗﺮﺳﻴﺪه ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺑﮕﻴﺮی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوزخندی زدم و سعی کردم بحث رو عوض کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻫﻪ ﺟﺎﻟﺒﻪ،ﻭﻟﺶ ﻛﻦ بی ﺧﻴﺎﻝ،ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺍﻗﺎﺗﻮﻥ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻴﺴﺘﺶ،ﺭﻓﺘﻪ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﯼ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍشی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﭼﻴﻪ ﺍﺧﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-هیچی ﺑﻪ ﺧﺪﺍ،ﻓﻘﻂ ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻬﺖ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺗﻮ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﯼ ﺩﻳﺪﯼ ﺍﺯﺵ ﻧﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺷﺎﻳﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﮕﻮ ﺧﻮﺏ ﻣﻨﻢ ﺑﺪﻭﻧﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-بیخیال ﺩﺧﺘﺮ،ﻓﺮﺩﺍ ﻣﻴﺮﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻪ؟ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﺭﻩ ﺟﺎﺕ ﺧﺎلی،ﺗﻮ کی ﻣﻴﺮﯼ ﻛﻼﺱ ﻛﻨﻜﻮﺭ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ،ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ،ﺭﺍستی ﺁﮔﻴﺮ کجاست؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﻮ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻴﺪﻭﻧﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻭﻑ ﺧﻮﻧﺴﺖ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﻧﻴﺎﺭ ﺍﻻﻥ ﻣﻴﺎﺩها.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

(آگیر داداش زهرا و آگیر دو مامان میکاست)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﻦ بی ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺁﮔﻴﺮ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩﻥ ﺍﺩﺍﺵ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻻﻥ ﻣﻴﺎﺩ ﻣﻴﮕﻪ …

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺻﺪﺍﻣﻮ ﻛﻠﻔﺖ ﻛﺮﺩم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺯﻫﺮﺍ ﺑﺪﻭ ﮔﻮﻡ ﺷﻮ ﺧﻮﻧﻪ،ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺮﻭ ﻛﺮ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه دفعه دیدم ﺯﻫﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ داره میاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻫﺎﻥ ﭼﻴﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به پشت سرم اشاره کرد که وقتی برگشتم و پشتم رو ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﺪﻡ که ﻳﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺧﻮﺷﮕﻞ و ﻧﺎﺯ ﻛﻪ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﺷﻌﻠﻪ ﺍﺗﻴﺶ پشتم واستاده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭼﺸﺎﺷﻢ ﺯﺩﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ و ﺍﻣﺎﺩﻩ ﻓﻮﺭﺍﻧﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو دلم ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻣﻌﻜﻮﺱ ﺑﺮﺍ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭش ﻛﻪ ﻳﻚ رو ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺍﺩﺵ ﺩﻳﮕﻪ ﮔﻮﺷﺎﻣﻮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻜﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خدایی خیلی ﺑﺎ ﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﻫﻨﺶ ﻳﻪ ﻣﺘﺮ ﺑﺎﺯ ﻣﻴﺸﻮﺩ و ﺗﺎ ﺯﺑﻮﻥ ﻛﻮﭼﻴﻜﺸﻮ ﻣﻴﺪﻳﺪﻡ،ﻋﻴﻦ ﺍﮊﺩﻫﺎ،ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﺗﻴﺶ ﺍﺯ ﺩﻫﻨﺶ ﺩﻭﺩ ﺩﺭ میومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﻳﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﮕﻴﺮﻣﻮ پغی ﺯﺩﻡ ﺯﻳﺮ ﺧﻨﺪ،ﺣﺎﻻ ﻧﺨﻨﺪ کی ﺑﺨﻨﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسم از خنده زیاد بند اومده بود، ﺯﻫﺮﺍ هم ﺻﻮﺭﺗﻤﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺳﻤﺖ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﺍیی ﻣﻴﮕﻔﺖ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻴﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یک ﺩﻓﻌﻪ ﻳﻪ ﻃﺮﻑ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺳﻮﺧﺖ و ﺻﺪﺍ ﻫﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ،ﺯﻫﺮﺍ داشت با حرص نگام میکرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﯼ ﺩﺭﺩ،ای ﺣﻨﺎﻕ،ﭼﺘﻪ هی ﻫﺎﻫﺎ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ خیلی باحال بود از دادش شنوایم رفت،ﻧﻤﻴﺸﻨﻴﺪﻡ ﻭﺍ ﺣﺎﻻ ﺍﮔﻴﺮ ﻛﻮ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-هیچی ﺍﻧﻘﺪ خندیدی ﺍﺯ ﺧﻨﺪه هات ﺣﺮصی ﺷﺪ ﺭﻓﺖ پی ﻛﺎﺭﺵ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻭﺍﯼ ﭘﺎﺷﻮ،ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻳﻢ ﺍﻻﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻴﺎﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻓﻌﻼ ﺑﺎﯼ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻮﺱ عزیزم،ﺑﺎﯼ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺭﻡ ﺑﺴﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺭﻭﻡ ﭘﺎﻭﺭﭼﻴﻦ ﭘﺎﻭﺭﭼﻴﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﻧﻴﺎﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ،ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ چی ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ؟ﺍﻭﻡ ...ﺍﻫﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﻭﺑﺎﺭ ﻳﻮﺍشکی ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﺍﺷﭙﺰ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﮔﻮشی ﻣﺎﻣﺎن رو ﻛﺶ ﺭﻓﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻣﺎﻥ ﺩیشب رو ﺑﺨﻮﻧﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺻﻔﺤﻪ ﻓﻬﺮﺳﺘﻮ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻡ و ﺿﺮﺑﻪ ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺳﻢ ﺭﻣﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭ ﻳﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﺎ ﺩﻣﺎﻍ ﺭﻓﺘﻢ تو ﺯﻣﻴﻦ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺥ ﺍﺥ ﺑﺪﺟﻮﺭ ﺩﺭﺩﻡ ﮔﺮﻓﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺳﺮﻣﻮ ﻛﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻ ﻣﺎﻣﺎﻧﻮ ﺑﺎ ﻭﺭﺩﻧﻪ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻡ ﺩﻳﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرم داد زد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ذﻟﻴﻞ مرﺩﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺭفتی ﺳﺮ ﮔﻮﺷﻲ ﻣﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﺧﻮنی ﺧﻴﺮﺳﺮﺕ ﺧﺮﺱ ﮔﻨﺪﻩ ﺷﺪﯼ،ﺧﻮﺩت رو ﺗﻮ ﺍﻳﻨﻪ ﺩﻳﺪﯼ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﺮفتی ﻫﻤﺶ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ و ﺭﻭﺯﺍ تا لنگه ی ظهر ﺧﻮﺍبی،ﻫﻤﺶ ﺭﻣﺎﻥ،ﺧﻮﺍﺏ،ﻏﺬﺍ خیلی ﺍﻧﺪﺍﻣﺖ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﺎﻻ ﺍﻧﻘﺪ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﯼ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﮔﺎﻭ ﺷﺪﯼ،ﻫﻴﭻ ﻛﺎﺭﻳﻢ نمیکنی،ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺍﻧﻘﺪﻛﺎﺭﺍﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ تنهایی ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ناله کردم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩی ﻛﻪ، ﺑﺎﺑﺎ ﺟﻮﻥ ﻛﺎﺭﻧﻤﻴﻜﻨﻢ،ok،ﻣﻦ ﺩ ﻝ ﺥ ﻭ ﺵ ﯼ ﻥ ﺩ ﺍ ﺭ ﻡ،ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻻ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﺍﻡ ﺍﻳﺮﺍﺩ ﻣﻴﮕﻴﺮﯼ ﻭﺱ ﻭﺍسی،ﺩﻭﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ کلفتی ﻛﻨﻢ ﻫﻢ وقتی رفتم ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺣﺎﻻ کی ﻣﻴﺎﺩ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﮕﻴﺮﻩ؟ﺑﺎﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺻﻮﺭﺗﺘﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﮔﺮفته،ﭘﺎﺷﻮ ﻳﻪ ﺗﻜﻮنی ﺑﺨﻮﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺣﺎﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ،ﺧﻮﺏ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻴﮕﻔﺖ،ﭼﺎﻕ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻪ ﻓﻜﺮﯼ ﺑﻪ ﺣﺎل خودم ﺑﻜﻨﻢ خیلی ﺑﺪﻡ ﻣﻴﺎﺩ از هیکلم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﻻﻏﺮﻥ و ﺑﻌﻀﻴﺎ ﭼﺎﻕ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﻦ ﺍﺳﺘﺨﻮﻥ ﺑﻨﺪﻳﻢ ﺩﺭﺷﺘﻪ،ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺑﺎﻡ،ﻗﺪﻣﻢ ﺑﻠﻨﺪﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺩﻳﮕﺎﺭﺩﻳﻢ،ﺧﺪﺍ ﻭکیلی ﻭلی هیشکی نمیتونه درک من چیا کشیدم که به اینجا رسیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻧﻢ ﺧﻮﻧﻪ مونده ﺑﻮﺩﻡ،ﻓﻚ ﻛﻨﻢ ﻳﻪ ﺩﻩ ﻛﻴﻠﻮیی ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خودم رو برای مامان ناز کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺎﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﺪ چی ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ ﺯﻣﺮﺩ ﺳﻠﻄﺎن؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﯼ ﺯﺑﻮﻥ ﺑﺎﺯ،ﻛﺎﺭﯼ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ،ساعت ﺷﻴﺶ ﻏﺮﻭبه ﭘﺎﺷﻮ یه ﺍﻫﻨﮓ ﺑﺰﺍﺭ ﺑﺮﻗﺺ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﯼ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﻮﻛﺮﺗﻢ ﻫﺴﺘﻢ،ﺷﻤﺎﻫﻢ ﺑﭙﺮ ﻭﺳﻂ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﻗﺼﻢ،ﻛﻼﺱ ﺭﻗﺺ ﻧﺮﻓﺘﻢ،ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﻴﺮﻗﺼﻢ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭقتی ﺑﺮﺍی ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺮﻗﺼﻢ ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﻣﻴﺸﻢ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺷﻜﻴﺮﺍ ﺍﻡ ﻫﺎ ﻫﺎ ﻣﺎ ﺍﻳﻨﻴﻢ ﺩﻳﮕﻪ (ﺧﻮﺩ ﺷﻴﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺩتی) ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﭘﺨﺶ ﺍﺗﺎقم رو ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻡ چند ﺗﺮﮎ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﻳﻦ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺍﻫﻨﮓ ﺳﺎﻗﻴﺎ ﺍﺯ ﺳﺎسی ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﭘﻴﭽﻴﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﺳﺖ ﻣﺎﻣﺎﻧﻮ ﻛﺸﻴﺪﻡ ﻭﺳﻂ ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮔﺮﺩﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﮔﺮﺩﻧﻢ ﻛﻼﻩ ﺑﺎﺑﺎ ﻛﺮﻣﻴﻤﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩﻡ ﻗﺮ ﺩﺍﺩﻥ

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺳﺎﻗﻴﺎ می هی هی هی ﺑﺮﻳﺰ ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻳﻪ ﭘﺎﻣﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﺸﻜﻦ ﻣﻴﺰﺩﻣﻮ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﻴﻮﻣﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻨﻮﻳﺲ ﻫﺮ ﻛﻪ ﻧﺮﻗﺼﺪ ﮔﻠﻤﻨﺪﯼ ﺑﻨﻮﻳﺲ ...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮔﺮﺩﻧﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﺎﻣﺎﻧﻮ ﺍﺩﺍﯼ ﺩﺍﺵ ﻣﺸﺘﻴﺎﺭﻭ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻭﺭﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺩﺍ ﻣﻴﻮﻣﺪﻡ،ﺍﻫﻨﮓ ﻛﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ پشتم ﺩﻳﺪﻡ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻳﻮﻝ ﺑﻪ ﺍبجی ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺏ ﻗﺮ ﻣﻴﺪﻳﺎ ﻳﻪ ﻛﻼﺱ ﻭﺍﺱ ﻣﺎ ﺑﺰﺍﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻭﭼﻴﻜﺘﻢ ﺩﺍﺵ،ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺧﺮﺩﺍﺩﻳﺎنی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻗﻬﻘﻪ ﺍﯼ ﺯﺩ ﻛﻪ ﻟﭙﺎﺵ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭼﺸﻤﺎﺷﻢ ﭘﺮ از ﺍﺷﻚ ﺷﺪ ﺍﻻهی ﺍﺑﺠﻴﺖ ﭘﻴﺶ ﻣﺮﮔﺖ ﺷﻪ،ﻗﻮﺭﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ چشم های ﺍبی ﺭﻭﺷﻨﺖ ﺷﻢ ﻛﻪ ﺁﺩﻡ ﺗﻮﺵ ﻏﺮﻕ ﻣﻴﺸﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مامان به ماهان لبخن زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﭼﻪ ﻋﺠﺐ ﭘﺴﺮﮔﻠﻢ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪ،ﺍﻻﻥ ﻏﺬﺍﺗﻮ ﺩﺍﻍ ﻣﻴﻜﻨﻢ،ﻣﻴﻜﺎ ﺳﻔﺮ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﭼﺸﻢ همین ﺍﻻﻥ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺳﻔﺮﻩ ﺑﺮﺍﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻤﻮ ﻭﺳﺎﻳﻠﺸﻢ ﭼﻴﺪﻡ، ﻫﻮﺍ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎﺭﻳﻚ ﻣﻴﺸﺪ که ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻮﻕ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﺎﺑﺎ،ﺩﻭیدم ﺗﻮ ﺣﻴﺎﻁ و ﺑﺎﺑﺎ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻟﭙﺸﻮ ﻣﺤﻜﻢ ﺑﻮﺳﻴﺪﻣﻮ ﺍﺯﺵ ﻧﺎﻳﻠﻮن هاﯼ ﺧﺮﻳﺪ رﻭ ﮔﺮﻓﺘﻤﻮ ﺩﻭﻳﺪﻡ ﺗﻮ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻭﺳﺎﻳﻠﻮ ﺳﺮ ﺟﺎﺵ ﭼﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ یکی ﺍﺯ ﺑﺴﺘﻨﻴﺎ و ﻳﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻔﻚ ﻛﻪ مورد علاقه ﻣﻦ ﺑﻮﺩ رﻭ ﻛﺶ ﺭﻓﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺩﻧﺒﺎﺵ ﻛﻪ ﺑﮕﻴﺮﻡ ﺍﺯﺵ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺯﻭﺩ ﭘﻔﻚ ﻣﻨﻮ ﺑﺪﻩ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﺵ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﭻ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻣﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺗﻮﻛﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺎ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ؟ﺗﻮ برﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻳﻜﻴﺎ ﺑﺮﺩﺍﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻋﻤﺮﺍ،ﺧﻮﺩﺕ برﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ یکی ﺑﺮﺩﺍﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺍﻭﻳﺰﻭﻥ ﺷﺪﻡ ﻛﻪ ﺑﮕﻴﺮﻡ ﻭلی ﻗﺪﻡ ﻧﻤﻴﺮﺳﻴﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺯ ﻣﭻ ﺩﺳﺘﺶ ﮔﺎﺯ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻛﻪ ﭘﻔﻚ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سریع برﺩﺍشتمش و ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻴﺮﺳﻴﻢ ﻣﻴﻜﺎ ﺧﺎﻧﻮﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺁﺭﺯﻭ ﺑﺮ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻋﻴﺐ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﺎﻫﻲ ﺧﺎﻧﻮﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻳﻪ ﻟﮕﺪ ﺯﺩ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﭼﺴﺒﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻳﻪ ﻣﺘﺮ ﭘﺮﻳﺪﻡ ﻫﻮﺍ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﺭﻳﺴﻪ ﺭﻓﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺑﺖ ﻣﻴﺮﺳﻢ میکی ﺧﺎﻧﻮﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نشستم و ﺑﺎ ﮔﻮشی ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺭﻣﺎﻧﻤﻮ ﺧﻮﻧﺪم و ﭘﻔﻚ،بستنی ﺧﻮﺭﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺷﺎﻧﺲ ﺍﻭﺭﺩﻡ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻳﺎﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﮔﻴﺸﻴﺸﻮ ﺑﺒﺮﻩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻭﺍﺳﻪ ی ﺷﺎﻡ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺻﺪﺍﻡ ﺯﺩ ﺍﻣﺎ ﻧﺮﻓﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻭﻥ ﮔﻮشی من رو ﺑﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻻهی ﻗﻮﺭﺑﻮﻧﺖ ﺷﻢ،ﺗﺮﻭﺧﺪﺍ ﺑﺰﺍﺭ رمانم رو ﺑﺨﻮﻧﻢ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮﻣﻴﺮﻩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻟﻲ ﺷﺐ ﺑﺰنش به ﺷﺎﺭﮊ ها.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-چشم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺭﻭﺯ ﻫﺎ ﭘﺸﺖ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ به ﻣﻨﻮﺍﻝ می ‌ﮔﺬﺷﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شب ها خیلی ﻋﺬﺍﺏ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪﻡ،ﻭﻗﺘﻲ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺎﻫﺎﻧﻮ که از درد خماری گریه میکرد میشنیدم،وقتی ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺭﺩﻭ دل هاش رو ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻴﺸﻨﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺧﺴﺘﺲ و دیگه امیدی به زندگی نداره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﺎ ﻳﻪ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ که ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﻛﻪ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﻛﺎﺑﻮﺱ همیشگی ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تو دلم ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺧﺪﺍ ﺭﺣﻢ ﻛﻨﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺪﯼ ﻧﻴﻔﺘﻪ،حس خوبی ندارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻢ که ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺪﯼ ﻗﺮﺍﺭﻩ که ﺑﻴﻔﺘﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﻬﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺳﺮﻳﺎﻝ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻤﻮ ﻣﻴﺪﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺍﻭﻣﺪ و ﺷﺒﻜﻪ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍع ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﻳﻪ؟ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩم ها،ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻲ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماهان شروع به لجبازی کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

(این ها فقط سلیقه ی میکا و ماهانه و هیچ توهینی به اسم های برد شده نیست)

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻳﺎﻝ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ،ﭼﺮﺗﻪ ﺍﻳﻨﻲ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻦ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و به فیلم آمریکایی که جنگی بود اشاره کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوست گوشه ی لبم رو از حرص کندم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻡ،ﻣﻦ ﺍﺯﻓﻴﻠﻢ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎیی ﺑﺪﻡ ﻣﻴﺎﺩ،ﺑﺰﻥ ﺑﺎﻟﻴﻮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماهان که انگار امروز از اون روزا بود که بهش مواد نرسیده و میخواست عقدشو سر من خالی کنه سرم داد زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﻨﻢ که تازگی ها از فشار زیاد،عصبی شده بودم،یه هو بی دلیل ﺍﻋﺼﺎﺏ داغونم ﺗﺤﺮﻳﻚ ﺷﺪ که با عصبانیت و از روی لج بازی ﺑﺎ ﺩﺳﺖ از ﺩﻛﻤﻪ دستگاه ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺷﺒﻜﻪ ﺭﻭﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولجبازی ما شروع شد،ﻫﻲ ﻣﻦ ﻋﻮﺽ میکردم هی ﻣﺎﻫﺎﻥ با کنترل عوض میکرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد ها که بهش ﻓﻜﺮ کردم گفتم ﻛﺎﺵ من بیخیال ﻣﻴﺸﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍما ﺑﺎﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ ﭘﺎﺷﺪﻡ و ﺳﻴﻢ تی ﻭﯼ ﺭﻭ از پشت دستگاهﻛﺸﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﺎن دیونه شد و ﻣﺤﻜﻢ ﺯﺩ ﺗﻮی ﮔﻮﺷﻢ،منم که حالت هیستریک بهم دست داده بود ﺩﻳﻮﻧﻪ ﺷﺪم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺭﻓﺘﻢ تو حیاط و ﻓﻴﻮﺯ کل ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﻗﺎی ساختمون پرید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﺎﻫﺎﻥ که خون جلو چشماشو گرفته بود به سمتم حمله کرد و ﺑﺎ ﻣﺸﺖ ﻛﺒﻮﻧﺪ ﺗﻮ ﺳﺮ و صورتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﻦ که از درد ﺟﺮعی ﺗﺮ ﺷﺪه بودم و انگار اینی که جلوم وایستاده دشمنه نه برادرم ﺻﺪﺍﻣﻮ ﺑﺭﺩﻡ ﺑﺎﻻ و ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻋﻮﺿﻲ کثافت،ﺑﻪ ﭼﻪ حقی ﺭﻭ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮﺩﯼ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماهان دوباره زیر مشت و لگدم گرفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﭼﻪ ﮔﻮهی ﺧﻮﺭﺩﯼ؟ﺩﺧﺘﺮه ﯼ ﻧﻔﻬﻢ ﺑﺮای ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺑﺰرگترت ﭼﺸﺎﺗﻮ ﺩﺭﺷﺖ ﻣﻴﻜﻨﻲ؟ﺻﺪﺍتو ﻣﻴﺒﺮﯼ ﺑﺎﻻ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻳﻪ ﭼﻚ ﻣﺤﻜﻢ ﺧﻮﺍﺑﻮﻧﺪ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻛﻪ سرم محکم خورد زمین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻛﺮﺩﻡ که ﺍﺯ ﺑﻴﻨﻴﻢ ﻳﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﮔﺮﻡ ﺩﺍﺭﻩ بیرون ﻣﻴﺮﻳﺰﻩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻢ طعم ﺧﻮﻥ رو ﺗﻮی ﺩﻫﻨﻢ ﺣﺲ ﻛﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻔﺮﺗﻤﻮ ﺭﻳﺨﺘﻢ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻣﻮ ﺯﻝ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺶ،ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺗﻮﺭﻭﺵ ایستادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺧﻔﻪ ﺷﻮ ﮔﻮﻩ ﻧﺨﻮﺭ ﻣﻌﺘﺎﺩ عملی،ﻛﺪﻭﻡ ﺩﺍﺩﺍﺵ؟ﻛﺪﻭﻡ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واسه ماهان ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻠﻤﻪ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻛﺎفی ﺑﻮﺩ تا کامل عقلش رو از دست بده و ﺑﻴﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﻮنم و تا میخورم ﺑﺎ ﻣﺸﺖ ﻟﮕﺪ ﺑﺰﻧﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﺯﺍﺭﯼ خودش رو بین من و ماهان مینداخت که نجاتم بده و با گریه و التماسش میکرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﻭﻟﺶ ﻛﻦ،ﺷﻜﺮ ﺧﻮﺭﺩ،ﺑﭽﻪ گی ﻛﺮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با عصبانیت به هر دو شون نگاه کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻪ ﺧﻴﺮﻡ،ﻣﮕﻪ ﻣﻦ بی صاحبم ﻛﻪ یه ﻣﻌﺘﺎﺩ عوضی ﺭﻭﻡ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﻨﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﺎﻫﺎﻥ دوباره به سمتم ﺣﻤﻠﻪ ﻭﺭ ﺷﺪﻛﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻡ ﺳﻤﺖ ﺣﻤﻮﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺩﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﻋﻴﻦ ﺩﻳﻮﻧﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﻭ ﺩﺭ رﻭ هل ﻣﻴﺪﺍﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﻴﻤﻮﺭﺩﻡ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ و ﺩﺭﺩ،بلند بلند ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ که ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﻛﺸﻴﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﻭﺭ برﺩ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻋﻴﻦ ﭼﻲ ﻣﻴﻠﺮﺯﻳﺪﻡ،ﻗﻠﺒﻢ خیلی تند ﻣﻴﺰﺩ ﻭ ﻧﻔﺴﻢ ﺑﺎﻻ ﻧﻤﻴﻮﻣﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺭﻭﻡ ﺍﺭﻭﻡ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺭﻭ ﺯﻣﻴﻦ و ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻢ.ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺧﻔﻪ ﻣﻴﺸﺪﻡ اخه من اسم خفیف دارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با سختی ﺯﻭﺭ ﺯﺩﻡ که ﻧﻔﺲ بکشم و بلاخره ﻧﻔﺴﻢ ﺑﺎﻻ ﺍﻭﻣﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﻴﻠﺮﺯﻳﺪم و ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﺳﺘﻤﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﻧﻢ ﺩﺭﺩﻣﻴﻜﺮﺩ،ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺍﻳﻨﻪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩم رو ﺑﺒﻴﻨﻢ،اخه ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻴﺴﻮﺧﺖ،ﺗﻮ ﺍﻳﻨﻪ حموم به خودم نگاه کردم که با چیزی که تو آینه دیدم حس جنونم دوبار برگشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﻳﻮﻧﻪ ﺷﺪه بودم ﺗﻤﺎﻡ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺧﻮﻥ ﺑﻮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺯﻳﺮ چشمام ﻛﺒﻮﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ،ﻟﺒﻢ ﺟﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ و ﺍﺯ ﺩﻣﺎغ شکستم ﺧﻮﻥ ﻣﻴﻮﻣﺪ،ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻢ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻧﻤﻢ ﺧﻮﻥ جاری بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

موهامو کشیدمو ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ جیغ ﺯﺩﻣﻮ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ خیلی ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺧﺪﺍ ﭼﺮﺍ ﻣﻦ؟ﭼﺮﺍ ﻣﻦ؟ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﭼﻲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯ تو ﻭ این ﺩﻧﻴﺎ؟ﭼﺮﺍ ﺯﺟﺮﻡ ﻣﻴﺪﯼ؟ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ،ﻣﻨﻮ ﺑﻜﺶ، ﺑﻜﺶ خلاصم ﻛﻦ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمم افتاد به تیغ تو حموم،ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ تیغ برﺩﺍﺭﻡ و ﺭﮔﻤﻮ ﺑﺰﻧﻢ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ افتاد ﺑﻪ رد خود ﺯنی ها و خودکشی های ناموفق ﻗﺒﻠم ﻛﻪ هنوز ﺟﺎﺵ مونده بود و ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪﻡ ﺗﻮ ﻣﻬﻤﻮﻧﻲ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﻴﻦ ﺑﭙﻮﺷﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭘﺸﻴﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ،ﻫﻴﭻ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺩ کشی ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ نجاتم داده بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺟﻴﻖ ﮔﺮﻳﻪ های ﻣﻦ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭘﺸﺖ در اومد و به ﺩﺭ کوبید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎچی ﺷﺪﻩ؟ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻛﻦ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺎﺯﻭﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻣﻮ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﺗﺎﺯﻩ با دقت صورتم رو دیده بود ﺯﺩ ﺗﻮ ﺻﻮﺭتش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺧﺪﺍ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﺪﻩ،ﺑﺒﻴﻦ ﭼﻲ کار کرده با دختر بیچاره،ناقص شد موند رو دستمون خدا،اخه ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻛﻞ ﻛﻞ ﻣﻴﻜﻨﻲ تو دختر؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هه،این هم فقط به فکر شوهر دادن منه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

داد زدم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﭼﻴﻪ؟ﻫﻤﻴﻨﻮ ﻣﻴﺨﻮﺍستی ببینی؟ ﺩﻳﺪﯼ؟ﺣﺎﻻ برﻭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﺭ رﻭ محکم ﺑﺴﺘﻤﻮ ﺷﻴﺮ ﺍب رو ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺭﻭﻡ ﺍﺭﻭﻡ ﺻﻮﺭﺗﻤﻮ ﺷﺴﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻫﻖ ﻫﻖ ﮔﺮﻳﻢ ﺑﻨﺪ ﻧﻤﻴﻮﻣﺪ ﻳﻮﺍشکی ﻟﺒﺎﺱ ﭘﻮﺷﻴﺪﻣﻮ ﺭﻓﺘﻢ تو ﻛﻮﭼﻪ،ﺯﻧﮓ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ که یه دفعه ﺩﺭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺯﻫﺮﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ نمایان شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نمیدونم چی تو من دید ﻛﻪ ﭼﺸﺎﺵ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺳﻼﻡ،برﻭ ﺑﺎﻻ ﺯﻫﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭼﻴﺰﯼ ﻧﮕﻔﺘﻤﻮ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﺵ اهسته ﺭﺩ ﺷﺪﻣﻮ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻋﺠﻴﺒﻪ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ که ﺍﺧﻢ ﻧﻜﺮﺩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ بامن حرف زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺭﻭ ﭘﻠﻪ ﻫﺎی ﻃﺒﻘﻪ ﺩﻭﻡ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﮕﺎﺵ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﺯﻝ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﻲ ﻛﻪ من ﻭﺍﻳﺴﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم رو ازش گرفتم و ﺑﺎﻻ رفتم و ﺩﺭ ﺯﺩﻡ که ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺩﻳﺪﻧﻢ ﻳﻪ جیغ خفیفی ﻛﺸﻴﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺭﻓﺘﻢ داخل و ﺭﻭی ﻣﺒﻞ نشستیم،ﺧﻮﺩم رو تو بغل زهرا ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ و ﺯﺍﺭ ﺯﺍﺭ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻡ،ﺍﻭﻧﻢ ﺳﺮم رو ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﺭﻭﻡ ﺑﺸﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی ﻛﻪ ﺍﺭوﻡ ﺷﺪﻡ پرسید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﭼﻲ ﺷﺪﻩ؟چه بلایی سرت اومده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با فکر کرن بهش دوباره بغضم گرفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-هیچی،ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ،ﻣﺎﻫﺎﻥ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮب ﻧﺒﻮﺩ ﻭ …

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زهرا حرفم رو قطع کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺗﻮﻫﻢ ﺩﻫﻦ ﺑﻪ ﺩﻫﻨﺶ ﮔﺬﺍشتی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺳﺮم رو آروم ﺗﻜﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ ﻛﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﺮﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ تاسف ﺗﻜﻮﻥ ﺩﺍﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻳﻌﻨﻲ چی ﻣﻴﻜﺎ؟ﺍﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻟﺘﻪ؟ﻣﮕﻪ ﺣﺎﻟﺸﻮ ﻧﻤﻴﺪﻭنی؟ﻣﮕﻪ دفعه ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺑﺎ ﺑﺪﻥ ﻛﺒﻮﺩﻭ ﺍﺵ ﻻﺵ ﻧﻴﻮﻣﺪﯼ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺳﺮ ﭼﻴﺰﺍﯼ ﻣﺴﺨﺮﻩ؟ﺍین دفعه ﺑﺮﺍﭼﻲ ﺑﻮﺩ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺷﺒﻜﻪ ﺗﻠﻮﺯﻳﻮﻥ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زهرا با حرص نگام کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ،ﻣﻴﻜﺎ ﺗﻮ ﺭﻭﺍنی؟یه بار ﺳﺮ ﻧﻮﻥ ﺑﺮ ﺑﺮﯼ،ﺑﻌﺪ ﺳﺮ ﺯﻭﻟﺒﻴﺎ،یه بار ﺳﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮی ﻭﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﺳﺮ ﺷﺒﻜﻪ ﺗﻠﻮﺯﻳﻮﻥ؟ﺍﻭﻥ مریضه ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ،ﺗﻮ چی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺯﻫﺮﺍ ﺗﻘﺼﻴﺮ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩ،ﺑﺨﺪﺍ ﺣﺎﻟﺖ عصبی بهم ﺩﺳﺖ داد،دست ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻴﺴﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زهرا بهم تشر زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﻘﺼﻴﺮﺕ ﻧﺒﻮﺩ،ﺩﻭﺑﺎﺭ تقصیرت ﻧﺒﻮﺩ،ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩ،ﺍﺧﻪ چند ﺑﺎﺭ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از این که فکر میکرد دسته خودمه و فقط لج بازی بوده عصبی ﺷﺪم و ﺩﺍﺩ ﺯدﻡ:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﺭﻩ ﺍﺻﻼ میدونی چیه؟ﻣﻦ ﺭﻭﺍﻧﻴﻢ،ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻡ،ﺩﻳﻮﻧﻢ،ﺧﻮﺏ ﺷﺪ؟ﻣﻨﻮ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ پیش کی دردو دل میکنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍز خونه زدم ﺑﻴﺮﻭﻥ و ﺩﺭﻡ ﻣﺤﻜﻢ بستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺗﻮی ﺣﻴﺎﻁ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﺸﺴﺘﻤﻮ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻡ، ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﻳﻮﻧﻪ ﻣﻴﺸﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻫﻴﺸﻜﻲ ﺩﺭﻛﻢ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در خونه باز شد و ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺳﺮم اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-بیا ﮔﻤﺸﻮ ﺑﺭﻭ ﺗﻮ،ﺍﻭﻣﺪﯼ تو ﺣﻴﺎﻁ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺧﺘﻢ ﮔﺮفتی،ﺍﺑﺮﻭم ﭘﻴﺶ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻫﺎ رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺥ ﻛﻪ دلم چقدر شکست،ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪﻡ،ﺩﺍغون ﺷﺪﻡ،ﺟﻠﻮی ﺩهنم رو ﮔﺮﻓﺘﻤﻮ ﺩﻭﻳﺪم ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺭﻡ پشت سرم ﻗﻔﻞ ﻛﺮﺩﻣﻮ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺳﺮﻣﻮ ﺗﻮ ﺑﺎﻟﺶ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺍﺩﻣﻮ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﺻﺪﺍﻡ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﺮﻩ،ﻭﺍﺳﻪ ﺷﺎﻣﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﺮﻓﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺻﺒﺢ روز بعد ﺑﺎ ﺳﺮ ﺩﺭﺩ ﻣﻴﮕﺮنی بدی ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻣﻮ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﺳﺮﻭﻳﺲ بهداشتی،ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﻳﻨﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩن و ﻫﻴﭻ ﻛﺪﻭﻣﺸﻮﻥ ﻧﮕﺎﻡ ﻧﻜﺮﺩﻥ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به ﺩﺭﮎ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺗﻘﺼﻴﺮ ﻣﻨﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺭﻭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ و شروع به خوردن غذا کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﻏﺬﺍ ﻗﻬﺮ ﻛﻨﻢ ﻏﺬﺍم رو ﺧﻮﺭﺩم و ﻇﺮف هام رو ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﻇﺮﻑ ﺷﻮیی ﻛﻪ ﺑﺸﻮﺭﻣﺶ یک دفعه ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻇﺮف هاﯼ ﺩیگه رو هم ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﻡ ﻛﻪ ﺑﺸﻮﺭﻡ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻤﻮ ﺷﻮﻧﻤﻮ ﺑﺎﻻ ﺍﻧﺪﺍختم و ﻫﻤﻪ ی ظرف ها ﺭﻭ ﺷﺴﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﻳﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻧﻤﻴﺮﻩ ﻣﺮﺩﺩه ﻛﻪ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﯼ رو ﺑﮕﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺗﺼﻤﻴﻤﻤﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ،ﺑﺮﺍﺕ ﻳﻪ ﺟﺎ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ،ﻛﻼﺱ ﻛﻨﻜﻮﺭی ﻛﻪ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯیه،ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻫﻢ ﺑﻬﺘﺮﻩ که یه مدت ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎشی،ﺍﻣﻴﺪ ﻭﺍﺭﻡ ﺧﻮﺏ درستو ﺑﺨﻮنی و قبول شی،چون این پول رو از خواهرم قرض گرفتم،برای ما پول زیادیه،برو ﺍﻣﺎﺩﻩ شو و ﻭﺳﺎﻳﻠﺘﻮ ﺟﻤﻊ ﻛﻦ ﻓﺮﺩﺍ صبح زود ﻣﻴﺮﻳﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-بابا،ﻣﻴﺨﻮﺍﻳﻦ منو ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻴﺮﻭﻧﻢ ﻛﻨﻴﻦ؟ﺑﻪ ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻫﻲ؟ﺍﺯﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻳﻦ؟ﺑﺎﺷﻪ،ﺑﺎﺷﻪ،ﻣﻦ ﻣﻴﺮﻡ،ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻣﻢ ﻫﺴﺖ،ﻫﺮﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺗﺮ ﺑﻬﺘﺮ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍﺯ ﺍﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﻴﺮﻭﻥ و ﺩﻭﻳﺪﻡ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺩﺭﻭ ﻗﻔﻞ ﻛﺮﺩم،ﺧﻮﺩﻣﻮ ﭘﺮﺕ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﻮ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻡ،ﺍﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺟﻮﺭﻳﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد ساعت ها گریه کردن،ﺍﺷﻜﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﻛﺮﺩﻣﻮ بلند شدم و ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﺩﻻﻭﺭ که لباس هام رو ﺟﻤﻊ کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻳﻪ ﺳﺎﮎ کوچیک برداشتم و دو دست لباس کهنه هامو ﻭ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺭﻳﺰﻣﻢ ﺭﻳﺨﺘﻢ ﺗﻮش ﻭ کیف دستیمم گذاشتم کنارش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻫﻪ...ﺍﺯ ﺩﺍﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻓﻘﻂ ﺳﻪ ﺩﺳﺖ ﻟﺒﺎﺱ ﺧﻮﻧﮕﻲ ﺩﺍﺭﻡ ﻳﻪ ﺩﺳﺖ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺭﻳﺰﻣﻢ که ﻳﻪ ﺭﻭﮊه یه ﺧﻂ ﻟﺐ،ﺧﻂ ﭼﺸﻢ و ﻳﻪ ﺭﻳﻤﻠﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﭼﻨﺘﺎ ﮔﻴﺮﻩ ﻣﻮیی شونه ی سرم،ﻣﺴﻮﺍﻛﻢ و ﻟﻴﻔﻮ ﺻﺎﺑﻮﻥ با ﺷﺎﻣﭙﻮ هم برداشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﮔﻮشی ﺷﻜﺴﺘﻤﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﺗﻪ ﻛﻴﻒ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﭘﺨﺸﻮ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻣﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭی ﻭﻟﻮم کم ﻭ ﺍﻫﻨﮓ بی ﻛﻼﻡ ﺳﺮﻳﺎﻝ ﻻﻣﻴﺎ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻭﻳﺎﻟﻨﻪ ﺭﻭ ﭘﺨﺶ ﻛﺮﺩﻣﻮ ﺩﺭﺍﺯ ﻛﺸﻴﺪﻡ ﺗﻮ ﺟﺎﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻛﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻠﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مامانم بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻣﺪﻩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﻩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺩﻟﻢ خیلی ﺍﺯﺵ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﻮﺻﻠﺸﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﮕﻴﻦ ﺧﻮﺍﺑﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻣﺎﻣﺎن ﺭﻓﺖ،ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﻮ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ در زده شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﭼﻴﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای زهرا از پشت در بلند شد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻨﻢ ﻣﻴﻜﺎ،ﺑﺎﺯ ﻛﻦ ﻛﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻣﻮ ﺩﺭ رﻭ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩم و ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﺨﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎ،ﻣﻴﻜﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﻗﻬﺮﯼ؟ﺍﻟﻭﻭ،ﻣﻴﻜﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺍم ها!ﻣﻴﻜﺎ ﻣﻨﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻦ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺻﺪﺍﺵ ﺑﻐﺾ ﺩﺍر شده بود که ﺩﻟﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﮔﺮﻓﺖ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺮﮔﺸﺘﻤﻮ ﺩﻳﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻣﺤﻜﻢ ﺑﻐﻠﺶ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍﻻﻫﻲ ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ،ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ میکنی تو؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻗﻬﺮﯼ ﺍﺭﻩ؟ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻭﺳﻢ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺍشک هاش رو ﭘﺎﮎ ﻛﺮﺩﻡ و ﺍﺯ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﺵ ﺑﻮﺳﻴﺪﻣﺶ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻪ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻗﻬﺮ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻓﻘﻂ ﻳﻜﻢ ﺩﻟﻢ ﺍﺯﺕ ﮔﺮﻓﺖ ﻫﻤﻴﻦ،بی ﺧﻴﺎﻝ ﺭﺍﺟﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ ها ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻫﻴﭽﻲ ﺳﻼمتی،ﺧﻮﺑﻲ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻛﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻪ ﺧﻮﺑﻢ،ﺧﻮﺏ ﺷﺪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯﺕ ﺧﺪﺍفظی ﻛﻨﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻭﺍﺳﻪ چی؟جایی ﻣﻴﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﻣﮕﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺍهوم، از ﺍﻳﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻴﺮﻡ،ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺮﺍﻡ ﻛﻼﺱ ﻛﻨﻜﻮﺭ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ،ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺮﻡ و ﺩﻭﺭ ﺷﻢ،ﺩﻳﮕﻪ هم ﺑﺮ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-یعنی چی ﺍﺧﻪ؟ﭼﺮﺍ؟ﻣﮕﻪ ﻛﻼﺱ ﻗﺤﻄﻪ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺩﺍﺭﻥ ﺑﻴﺮﻭﻧﻢ ﻣﻴﻜﻨﻦ دیگه،ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺯﻡ،ﻓﺮﺩﺍ ﻣﻴﺮﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺩﻟﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﻴﺸﻪ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زد زیر گریه که ﺑﻐﻠﺶ ﻛﺮدم و ﺳﺮش رو ﺑﻮﺳﻴﺪم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﻨﻲ؟نمیرم بمیرم ﻛﻪ، ﺑﻬﺖ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺰﻧﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ نکنی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻓﺮﺍﻣﻮشت ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ،ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد یکم دردو دل ﺯﻫﺮﺍ ﺭفت و ﻣﻦ هم ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺻﺒﺢ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺭ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ،ﺑﺎﺑﺎ بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻴﻜﺎ،ﭘﺎﺷﻮ حاظر ﺷﻮ ﻣﻴﺨﻮﺍﻳﻢ ﺑﺮﻳﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻣﻮ ﻟﺒﺎﺳﺎﻣﻮ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ،ﻳﻪ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺍﺑﻲ نفتی که ﺭﻭﺷﻮﻧﻪ ﻫﺎﺵ ﻳﻪ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪ کوچولو ﻣﺪﻝ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ،ﺑﺎ ﻳﻪ ﺟﻴﻦ مشکی و ﻣﻘﻨﻌﻪ مشکی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻫﻪ...ﺍﻻﻥ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺒﻴﻨﻦ ﻣﻴﮕﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻓﺮﺍﺭیه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺳﻌﻲ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﻛﺮﻡ و آرایش ﻛﺒﻮﺩﻳﺎﺭﻭ ﺑﭙﻮﺷﻮﻧﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مقدار زیادی موفق نشدم چون ﻳﻪ ﻛﻤﻲ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ،ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از اتاق رفتم بیرون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻣﻦ ﺍﻣﺎﺩﻩ ﺍﻡ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بابا با ناراحتی نگاهم کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺻﺒﺤﻮﻧﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﯼ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

روم رو ازش گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﻧﻪ ﺑﺮﻳﻢ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺳﺎﮎ ﻭ کیفمو برداشتم و ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ،ﻛﺘﻮنی ﻫﺎﯼ ﺍﺑﻲ ﻛﻬﻨﻤﻢ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ و به سمت ﻛﻮﭼﻪ رفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺎﺑﺎ ماشینو ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻛﻴﻨﮓ ﺑﻴﺮﻭﻥ آورد،اخرین نگاهم به خونه انداختم و ﺳﻮﺍﺭ ماشین شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بابا راه افتاد،ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﺍحتی ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺭﻗﻢ ﻧﻴﻮﻣﺪ،حتی برای ﺧﺪﺍﻓﻈﻲ خشک و ﺧﺎلی هم نیومدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻳﻪ ﺳﺎﻋﺖ نیم گذشته بود که ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ به ﺍﻣﻮﺯﺷﮕﺎﻩ،ﺳﺎکم رو ﺑﺮ ﺩﺍشتم و داخل شدیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﻳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥﻫﺸﺖ ﻃﺒﻘﻪ،که دو طبقه پاین کلاس های اموزشیشون بود و طبقات بالا خوابگاه هاشون.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

توی ﻃﺒﻘﻪ ﺍﻭﻝ وارد ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺪﻳﺮ،ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻧﺎﺩﺭﯼ شدیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﺑﺎ ﺧﻮﺵ ﺭﻭﻳﻲ از ما پذیرایی کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺧﻮﺏ ﻣﻴﻜﺎ ﺧﺎﻧﻢ،ﺧﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﯼ،ﺍﻣﻴﺪ ﻭﺍﺭﻡ که ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻬﺖ ﺑﺪ ﻧﮕﺬﺭﻩ،ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺷﺶ ﺳﺎﻋﺖ کلاس های ﺍﻣﻮﺯشیه و بقیه تایمو استاد یارت ﺑﺮﺍﺕ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﯼ مطالعه ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻛﺘﺎب هاﺭﻭ ﻣﺮﻭﺭ میکنی،ساعت خاموشی ﺩﻩ شبه و صرف غذا،شام ﻫﺸﺖ شبه،صبحانه ﻫﻔﺖ ﺻﺒﺢ و ناهار دو ﻇﻬﺮ،اگر ﺳﻮﺍﻝ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﺴﺖ ﺑﻔﺮﻣﺎید؟ﺭﺍستی ﺟﻤﻌﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﻴﺘﻮنی ﺑﺮﯼ ﭘﻴﺶ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﺕ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ﭘﻮﺯ ﺧﻨﺪﯼ زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-خیلی ممنون از توضیحات،ﻣﻴﺸﻪ زود تر ﺍﺗﺎقم رو ﻧﺸﻮن ﺑﺪﻳﻦ؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

-ﺑﻌﻠﻪ ﻋﺰﻳﺰﻡ حتما،ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻴﺎ،ﺍﻗﺎﯼ سلیمی ﺧﻴﺎﻟﺘﻮﻥ ﺑﺎﺑﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﮔﻠﺘﻮﻥ راحت باشه،ﺧﻮﺏ ﻣﻴﻜﺎ ﺧﺪﺍفظی ﻛﻦ و ﺑﻴﺎ بالا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از اتاق بیرون رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️