خلاصه رمان :
خانزاده و خون بس روایت سیر زندگی مبتنی بر عشق پسری به نام یاسر و دختری به نام هیوا است که ابتدا ناخواسته و بنا بر یک رسم قدیمی سر راه هم قرار می گیرند و بعد از پشت سر گذاشتن مشکلات متعدد آن چنان عاشق و دلباخته ی یکدیگر می شوند که عشقشان سالیان سال زبان زد عام خواهد بود... در نهایت فقط یک داستان است که ارزش روایت پیدا می کند، رمان خانزاده و خون بس راه طولانی را طی می کند تا نهایت از عشق سخن بگوید...
قسمتی از متن رمان خانزاده و خون بس
زهرا
0خیلی قشنگ بود خسته نباشی نویسنده عزیز🤍🫂 بنظرم کسایی نظر منفی میدن فکر اینم باشه نویسنده چقدر وقت میزاره زحمت میکشه
۴ روز پیشزیبا
0انگار بچه مهد کودکی رو گذاشتی داره می نویسه خیلی مبتدی بود بی محتوا و بی ربط و آبکی
۲ هفته پیشFatemeh
0چرت ترین رمان همین بود😃😃
۳ هفته پیشنرگس
3رمان خیلی بدی بود آخرش خیلی بد تموم شد
۱ ماه پیشعاطی
0بدترین رمانی که تا الان خوندم خواهشا نخونید اصلا وقتتون حروم این رمان بی سر و پا نکنین
۱ ماه پیشطهورا
3به نظر من حاضر جوابی هیوا براش درد سر درست میکرد و البته یاسر هم بگم اخلاق کودکانه داشت بازم خوب بود
۲ ماه پیشسایه
1خیلی بددبود و بچچگگاانه
۲ ماه پیشدلباخته رمان
0خوب بود نویسنده با بوسی🎀✨
۳ ماه پیش👏🏻👏🏻👏🏻
1رمان زیبایی بود
۳ ماه پیشماه
3قلم نویسنده به شدت ضعیف وبچگانه بود یه پسر با اون سن اصلا نمیتونه انقدر کودکانه رفتار کنه به نظر میومد علاوه بر اینکه نویسنده کم سن و سال بود رمان های کمی هم خونده بود و اطلاعاتش خیلی پایین بود
۴ ماه پیشزهره
2داستان قشنگی بود ممنون عزیزم
۴ ماه پیشخاطره
2عالی بود من لذت بردم ممنون از نویسنده 🎀🎀🌈💎
۴ ماه پیشحلما
4موضوع خوب بود ولی شخصیت هیوا به عنوان خون بس و کم سن و سال یه مقدار زیادی پررو بودوخیلی زود اتفاقا پیش می رفت و تمام میشد یه مقدار زیادی قلم نویسنده ساده بود ان شاالله که روز به روز قلم تون قوی تر بشه بازم خسته نباشید مطمعنا برای همینم زحمت زیادی کشیدین
۴ ماه پیشرومینا
2عالی، مفید و مختصر بود ممنون از نویسنده رمان⚘
۴ ماه پیش

غزل
1داستان جالبی بود این نظرمنه ولی می تونست رمان جذاب تری باشه به هر حال قشنگ بود😍🌸