خلاصه رمان عاشقانه جایی که من نیستم
دختری ازجنس شیشه که با یه شکست قلبش خورد میشه و هیچ حسی درونش شعله ور نمیشه ناخواسته وارد یه بازی میشه...
قسمتی از متن رمان جایی که من نیستم
غریبه ی تشنا
0قلب کاروانسرا نیشت امروز بیای فردا بری شایان اول عاشق شراره شد بعد تینا بعد الهه بعد مرگ الهه باز هم پیش تینا برگشت تینا هم بعد رفتن به امرکا عوض شد
۳ سال پیشدخت بلورین
2بابا این چیه من خوندم اه نصفه ولش کردم
۴ سال پیشمملکه تاریک
0اه اه این چی بود 6 فصل اولش و خوندم با فصل اخرش خیلی چرت و مضخرف قصه دو تا عوضی چندش بود به درد خوندن نمیخورد
۴ سال پیشغریبه
1زیادی آبکی بود 🤕
۵ سال پیشزهرا
3خوشگل و جالب بود
۵ سال پیشهستی
0چرتتتت بود!!فقط آهنگ اولش قشنگ بود ک اونم مال حمید حامیه
۶ سال پیش
زهرا
0از تینا خیییییلی حرصم گرفت. ای کاش شایان و الهه با هم تا ابد میموندن.