دوست داشتی؟
رمان اونی که عاشقم کرده اثر ‌گل رز‌

رمان اونی که عاشقم کرده

  • زبان فارسی
  • 64.1K 👁
  • 58 ❤️
  • 90 💬

خلاصه رمان عاشقانه اونی که عاشقم کرده

دختری به اسم یسنا که مهربون و با اصل ونصبه. پدر ومادرش به یه مسافرت کاری میرن سی روزه .. یسنا طی یه سری نقشه هایی که براش میکشن سوال اینجاست این مسافرت سی روزه نقشه ست یا؟ .... بقیشو خودتون بخونین امیدوارم خوشتون بیاد

قسمتی از متن رمان اونی که عاشقم کرده

منشی:‌خانم. بفرمایید برین اتاق رییس
...اصلا نفهمیدم اون پسر اسانسوریه کی رفت ... از بس با وجدان سر و کله میزنم... هووووف
من :‌ باشه ممنون
بسم الله الرحمن الرحیم
یا خدا قبولم کنن .
در زدم و رفتم داخل
‌من:‌سلام
پسر اسانسوریه:‌ سلام بفرمایید
من:ایزدی هستم . صبح واسه استخدام باهاتون تماس گرفته بودم
پسره اسانسوریه:‌بله میدونم
(ببین چ بی ادبه منو سر پا نگه داشته خخ)‌
‌پسره اسانسوریه:‌خب خانوم. فکر کنم سنتون خیلی کم باشه .اشنایی با کامپیوتر که دارین؟
من:‌بله
پسر آسانسوریه:‌زبان انگلیسی؟
من:‌تقریبا بلدم
پسر اسانسوریه:‌مدرک تحصیلی..
یه نفس عمیق کشیدم (‌نترس یسنا نترررس)
-‌ دیپلم دارم
پسره:‌ببخشید چی چی دارین؟
من:دیپلم
پسره:خانوم ایزدی شما مارو مسخره کردین؟ حداقل سطح سواد برای استخدام شدن لیسانسه اونم تازه کم کمش
من:‌خب من دیپلم دارم
پسره با داد گفت:‌خب منم اعصاب ندارم خانوووووم بیرررون لطفا
دیپلم داره واسم هه
بغض به گلوم هجوم آورد. این چندمین باره که بخاطر این دیپلم لامصب منو مسخره میکنن
اصلا چه ربطی به مدرک داره؟
کامیپوتر بلدم. زبانمم خوبه.. تو حساب کتابم مشکلی ندارم. اینا چرا اینطوری میکنن
وجدان:‌یسنا غصه نخور بریم
من:اره بریم
یک ماه دیگه باید خونه رو تخلیه کنم . هنوز
?, [۲۳.۰۳.۱۸ ۲۲:۳۶]
م کار پیدا نکردم
حتی برای پرستار بچه شدن هم فوق لیسانس پرستاری میخان هوففف
فقط یه خدمتکاری مونده . واقعا دیگه خسته ‌شدم.
باید برم سراغ کارای مستخدمی
زنگ خونه یا بهتره بگم زنگ کاخ رو فشار دادم . امروز اومدم واسه استخدام شدن مستخدمی تو یکی از این خونه پولدارای زعفرانیه. میترسم واسه مستخدمی هم مدرک دکترا بخان والا بخدا
-‌ بله؟
-‌ سلام خانوم. تو روزنامه نیازمندیها مطلع شدم نیاز به مستخدم دارین
خانومه:‌بله. تشریف بیارین بالا
بسم الله گفتم و داخل رفتم اوههه چه خونه ایییی طرف راستش آلاچیق بود و چمن و فضای سبز. طرف چپش هم استخر. به این میگن خونه او له له ((‌یه کاخ رویایی رو تو ذهنتون تصور کنین. اره اره همون خخخ)‌
درو زدم و رفتم داخل
خدمتکار :‌سلام خوش اومدین الان خانوم میان
من :‌سلام ممنون
بلاخره خانوم خونه از پله ها اومد پایین
بنظر میرسید خانم مهربونی باشه
خانوم مهربونه:‌سلام دخترم بفرمایید درخدمتم
من ‌:‌ سلام خانوم ببخشید واسه اگهی تو روزنامه زده بودین مزاحم شدم
خانومه معلوم بود تعجب کرده یه نگا به سر تا پام انداخت . حقم داشت چون این لباسای مارکی که من پوشیدم فک کنم حقوق سه چهار ماه یه مستخدم باشه
خانوم مهربونه گفت:‌ اما دخترم . فکر نمیکنی واسه این کار خیلی جوونی ؟ تو الان باید درس بخونـــــــ......
من:‌میدونم خانوم. اما واقعا به این کار احتیاج دارم.
خانومه:‌ببینم خونه داری؟
سرمو پایین انداختمو گفتم:‌نه
خانومه:‌پس باشه میتونی اینجا بمونی اما به شرط اینکه به تمام کارها به خدمتکارای اینجا کمک کنی. فرداشب یه جشن خونمون برگزار میشه. میخام همه چی عالی باشه
من :‌باشه چشم
خانومه یکی از خدمتکارا رو صدا زد
-‌ زینب. یسنا رو راهنمایی کن تو اتاقش . بهش لباساشو بده که بپوشه از همین الان کارا رو یاد بگیره.
زینب:‌چشم خانوم
زینب:‌بیا یسنا جان اینجا میشه اتاق منو تو.
من:‌مرسی زینب . لباسامو کجا بزارم؟


بیشتر بخوانید
نظرات رمان اونی که عاشقم کرده
  • دریا

    0

    خیلی مبتدی بود، نویسنده باید خیلی بیشتر از اینا از خلاقیتش استفاده میکرد

    ۲ ماه پیش
  • ارمانا

    0

    بدترین رمانی بود که تابه حال خوندم انگار یه بچه ده ساله نوشته بودش خیلی آبکی بود

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    کسی رمان خوب با ژانر عاشقانه اجتماعی خوب میشناسه بهم معرفی کنه؟؟ با تشکر

    ۲ سال پیش
  • شیوا

    4

    بادیگارد ،خانم بادیگارد .ازدواج اجباری .درد و احساس و سفید برفی. ابی سیریش بادیگارد می شود و در آخر بادیگارد ریزه میزه خیلی قشنگه بخونید ت همین برنامه هست

    ۲ سال پیش
  • نرگس عظیمی

    0

    مادمازل خیلی قشنگ بر اساس واقعیت رمان آغوشه خیالی رمان افسونگر رمان طالع آغشته به خون رمان معشوقه ماه رمان فرشته من گلشیفته عاصیه اینا قشنگن

    ۴ ماه پیش
  • Nary

    2

    با این که رمان کوتاهی بود ولی از نویسنده بابت رمان ممنونم 🌹

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    خلاصه بود همش آبکی ولی چون فامیل عارفی داخلش بود ذوق مرگ شدم

    ۱۲ ماه پیش
  • محدثه

    1

    یه رمان بشدت قدیمی که هیچ یه رمان بشدت ابکی بشدت بچه گونه بشدت خلاصه الکی وقتتون و نزارید فقد اهنک بود

    ۱ سال پیش
  • ...

    1

    رمان باید با جزیات نوشته بشه این خیلی بهتره تا اینکه یهو ب اخرش برسه

    ۱ سال پیش
  • (علیمرادی)سحر ژووونن

    5

    وای هاجییی فقط نظراتتون و عشقه🤣🤣 دارم جرررر میخورم از خندهههه از ابن نظرا زیاد بدین ادمارو شاد کنین ثوابم داره🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • شیوا

    0

    باز ت نظر دادی

    ۲ سال پیش
  • ....شیوای

    1

    سلام خیلی موضوعش قشنگ بود و واقعا عالی بود ولی نقص بزرگش این بود خیلی خلاصه نوشته بود و اگه بیشتر می بود عالی میشد ایشاله نویسنده رمان های بعدیش جبران کنه با تشکر👋💕

    ۲ سال پیش
  • Faty

    2

    مسخرس واقعن شخصی ادعای نویسنگی کنه و تفاوت بین داستان کوتاهو رمانو ندونه حالای محتوای داستان بماندکه فقط شامل متن آهنگای خواننده ها بود😑

    ۲ سال پیش
  • پریسا

    3

    رمان هایی زیادی خوندم ولی این اصن رمان نبود خیلی خلاصه بود رمان باید از هر لحظه بیان کنه داستان بود موضوع قشنگ بود ولی باید مث یه رمان میبود نه داستان

    ۲ سال پیش
  • حسینی

    1

    اصن رمان نبود داستان بوود هیچ شباهتی به رمان نداشت

    ۲ سال پیش
  • سعید

    0

    خیلی خیلی خوب بود دست اونی که این رمان و نوشته درد نکنه هم مو ضوع اش عالی بود

    ۲ سال پیش
  • رها

    0

    عالی بود مرسی

    ۲ سال پیش
  • زینب

    1

    خیلی خلاصه بود همش دو قسمت بود میتونیست هیجان بیشتری داشته باشه موضوعش خیلی خوب بود اگه همین روالو بیش می رفت رمان خیلی خوبی میشد ولی حیف نویسنده عجله کردو رمانی که می تو نست ده قسمت داشته باشه

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!